
داغترين خبر روزنامههاي دوم اردیبهشت واكنش متقابل وزير كار و رئيس كل بانك مركزي درباره بسته پيشنهادي اقتصادي جديد است.
به زعم مطبوعات، اين رخداد چالش ديگري را در دولت برانگيخته و رئيس جمهوري به همين دليل، پيشنهاد بانك مركزي را برگشت داده است.
علاوه بر آن، موضوع ورود معاون البرادعي به تهران، قضيه اخير روزنامه اعتماد ملي و انتخابات جمعه 6 ارديبهشت از موضوعاتي است كه مطبوعات به آن پرداختهاند.
كلاه گشاد اسرائيل
روزنامه كيهان، امروز از مسئولان كشور به خاطر پذيرش حضور اوليهاينونن معاون البرادعي شديدا انتقاد كرده و نوشته است: اين ماموريت با هدف تكميل ترفند مشترك آمريكا و اسرائيل در ارائه اطلاعات و اسناد جعلي عليه فعاليت هستهاي كشورمان صورت ميپذيرد.
ترفندي كه به يك نمايش مسخره شبيه است. آقاي هاينونن در اجلاس مارس 2008 شوراي حكام، پرده اول اين نمايش مسخره را به اجرا گذاشت و قرار است در سفر اخيرش به ايران، پرده دوم آن را بازي كند. طراحي و اجراي اين ترفند از سوي آمريكا و اسرائيل تعجبآور نيست؛ آنچه تعجبآور و تأسفبرانگيز است، موافقت مسئولان هستهاي كشورمان با سفر هاينونن به ايران است.
نه اين كه از ادامه مذاكرات با آژانس خودداري ورزند بلكه پرسش اين است، چرا با وجود اعلام قبلي آژانس درباره ماموريت هاينونن و موضوع مذاكرات وي، با اين سفر موافقت كرده و سفر او را به عذرخواهي وي از نمايش مسخره اجلاس مارس 2008 مشروط و موكول نكردهاند؟
و البته، هنوز هم دير نشده است و مسئولان محترم هستهاي كشورمان ميتوانند و بايد براي حفظ عزت اسلامي، اولا؛ موضوع اعلام شده براي مذاكره، يعني بحث درباره اسناد جعلي اسرائيل عليه فعاليت هستهاي ايران را نپذيرند و ثانيا؛ براي ادامه مذاكرات در روال و بستر حقوقي و فني آن، بر حضور نماينده ديگري از آژانس- غير از هاينونن- تاكيد ورزند.
كيهان درادامه با اشاره به اين كه معاون البرادعي طبق يك سند جعلي اتهامات ناروايي را به ايران وارد كرده افزوده است:
امروز قرار است آقاي هاينونن با ماموريت شنيدن پاسخ ايران به سند جعلي ياد شده وارد ايران شود و تعجبآور است چرا مسئولان محترم هستهاي كشورمان با توجه به دلايل محكمي كه در اختيار دارند و به وضوح از جعلي بودن فيلم ياد شده حكايت ميكند و بهرغم تمامي موازين حقوقي و فني كه مذاكره درباره اين سند جعلي را مردود و غيرقانوني ميداند، به هاينونن كه پرده اول اين نمايش مسخره را در اجلاس مارس 2008 بازي كرده بود اجازه دادهاند با ماموريت اعلام شده -مذاكره درباره اين سند، يعني اجراي پرده بعدي نمايش مضحك ياد شده- وارد ايران شود؟! و چگونه حاضر شدهاند اين كلاه گشاد اسرائيلي را كه در اوج ناشيگري نيز تهيه گرديده است،تحمل كنند؟!
روزنامه جمهوري اسلامي در مقالهاي مفصل كه تحت عنوان «حضور روحانيون در مديريت كشور» را منتشر كرده، لزوم اين حضورراحفظ دستاوردهاي انقلاب دانسته و درعين حال اين تذكر را لازم ديده است كه: روحانيون اگر بخواهند به نقش سازنده و ماندگار خود در انقلاب و نظام اسلامي همانند گذشته و بسي بهتر از گذشته ادامه دهند، و اين نيز پيداست وظيفه آنان است، و اگر بخواهند همچنان خواست و دل مردم متوجه آنان باشد، و اين نيز پيداست.
سرمايه اصلي آنان است، بايد حريم حرمت يكديگر را پاس بدارند،فرصت خدمتگزاري را هر چه بيشتر براي يكديگر فراهم سازند. و در مجموع نشان بدهند كه جز به خدمت اسلام و انقلاب و مردم نميانديشند و نيز مواظب رخنه كردن و جان گرفتن فرصتطلباني باشند كه نزديك به سه دهه خدمات گسترده روحانيت در مديريت كشور در سطوح مختلف را در ذهن و داوري جامعه هر چه بيشتر مخدوش ميسازند و خواسته و ناخواسته عامل تكرار مشروطه و خروج و اخراج روحانيت صالح از عرصه نظام سياسي و مديريت ميباشند.
جنگ مردان دولت
روزنامه حزبالله در مورد سياستهاي جديد بانك مركزي نوشته است: از همان ابتدا هم پيشبيني ميشد كه بسته سياستي بانك مركزي در مراحل اجرايي با موانع و مشكلات متعدد روبهرو شود. فارغ از نقاط ضعف و قوت سياستهاي ابلاغي از سوي بانك مركزي كه هنوز محل مناقشه است، يك نكته قطعي و اجتنابناپذير مينمود و آن هم مقاومتها و ترديدهاي بدنه بانكها و دولت در برابر تصميمات جديد بانك مركزي بود.
انتقاد جهرمي هم تا حدودي قابل حدس بود. عقربه زمان را كمي به عقب برميگردانيم. به تاريخ 21 آذر ماه سال 85 يا به تعبيري دقيقتر به زماني كه تنها 3 ماه از تصدي رياست كلي بانك مركزي توسط مظاهري گذشته بود.
مظاهري آن زمان در نامهاي به احمدينژاد با اشاره به «گزارشهاي رسمي از مراجع مختلف مويد نگراني»در خصوص ناكارآمدي طرح بنگاههاي اقتصادي زودبازده، از گزارش يكي از ادارات كل اقتصاد و دارايي استانها استفاده كرده بود كه براساس آن نسبت اشتغال پيشبيني شده در طرح بنگاههاي اقتصادي زودبازده، تنها 8/2 درصد بود.
همچنين 68 درصد طرحها، حداكثر 20 درصد پيشرفت داشتند. نكته جالب توجه در آن گزارش اين بود كه 46 درصد طرحها اصلا وجود خارجي نداشتند و اين براي وزير كار كه به كرات از موفق بودن طرح بنگاههاي اقتصادي زودبازه و اثرات مثبت آن در كاهش بيكاري سخن ميگفت، گران آمد.
روزنامه حزبالله ميافزايد: رئيس فعلي بانك مركزي كه در دولت گذشته نيز نشان داد به غير از كارتابل پر از ايدههاي اقتصادي كه همواره زير بغل دارد، سري پرشور براي دفاع از تصميمات اتخاذ شده و مباحثه با مخالفين خود دارد، براي اولين بار قرار است رودرروي بخشي از بدنه دولت نهم قرار گيرد.
جهرمي و محرابيان هر چند به لحاظ ويژگيهاي تئوريك و سوابق دانشگاهي با مرحوم نوربخش و ستاريفر كه پاي ثابت مناظره و حتي مقابله با مظاهري در دولت پيشين بودند، قابل مقايسه نيستند اما اگر مقياس برد و باخت در زورآزمايي اين چند عضو هيأت دولت را نزديكي آنان به شخص رئيس جمهور بدانيم مطمئنا در رتبه بالاتري از آنها قرار ميگيرند.
مسئوليت با كيست؟
روزنامه آفتاب يزد با اشاره به بسته جديد بانك مركزي مينويسد: اظهار نگراني درخصوص تورمزا بودن سياستهاي ابلاغي توسط مهمترين مرجع پولي كشور در حالي بيان ميشود كه رئيس كل بانك مركزي هم هدف اصلي از سياستهاي ابلاغي را «پيدا كردن راه حلهاي مناسب از طريق سياستهاي اقتصادي در بازار سرمايه، پولي و بودجه براي كنترل تورم و رسيدن به رشد اقتصادي 8 درصدي» ميداند.
مظاهري براي توجيه سياستهاي جديد ابلاغي يكي از عوامل نرخ تورم در سال 86 را قيمت مسكن ميداند و معتقد است از عوامل مؤثر بر اين نرخ، عملكرد بانكها بوده است. از سوي ديگر معاون بانك مركزي در پاسخ به نامه اخير وزير كار اعلام كرد: سياستهاي اعلام شده توسط بانك مركزي پس از آن تدوين گرديد كه مجوز لازم از سوي رئيسجمهور به مظاهري اعطا شد.
بههر صورت در حالي كه بهگفته يكي از مراجع تقليد، تورم و گراني فرياد همه را به آسمان رسانده است و به تعبير يكي از نمايندگان فراكسيون اقليت مجلس، صداي خرد شدن استخوان مردم بهخاطر گراني و تورم شنيده ميشود، ظاهراً هيچ دستگاه و يا فرد مسئولي حاضر نيست مسئوليت ايجاد تورم را بپذيرد و ا كنون حتي در داخل دولت نيز برخي مسئولان، اين موضوع را به ساير همكاران خود نسبت ميدهند.
اهانت به مردم
روزنامه جامجم در سرمقاله خود به موضوع اهانت روزنامه اعتماد ملي به مردم پرداخته و نوشته است: اگر اين روزنامه با دولت مشكلي دارد، دليل نميشود مردم را مورد اهانت قرار دهد. ما به چه حقي ميتوانيم مردمي را كه از روي علاقه به نظام به استقبال رئيس جمهور منتخبشان آمدهاند «مشتي گرسنه» بناميم.
اين مردم همان مردمي هستند كه هنگام انتخابات، نيازمند رأي و هوشمندي آنان هستيد اين مردم همان مردمي هستند كه به اعتبار شخصيت روحاني و اجرايي آقاي خاتمي در سفرهاي استاني، به استقبالشان ميآمدند و اگر هم مشكلي داشتند، با ايشان در ميان ميگذاشتند.
اين مردم همانهايي هستند كه چند روز ديگر از آنان انتظار داريد با رأيشان اصلاحطلبان در بنبست و دور شده از مردم و قدرت را دوباره به صندليهاي سبز و سكوهاي اميد برسانند. آيا باز اين مردم را «گرسنه و گردن كج» ميناميد؟آقاي كروبي به عنوان دبير كل حزب اعتماد ملي و صاحب امتياز اين روزنامه پس از انتشار اين مقاله توهينآميز در گفتوگو با يك خبرگزاري از مردم عذرخواهي كرد. هر چند انتظار ميرفت اين عذرخواهي در روزنامه و سايت اعتماد ملي انعكاسي شايسته پيدا كند.
اجازه فرصتطلبي نميدهيم
روزنامه اعتماد ملي با اشاره به مقاله منتشره در شماره شنبه اين روزنامه بدون آنكه همسو با مهدي كروبي از اقدام مزبور عذرخواهي كند نوشته است: با صراحت اعلام ميداريم كه روزنامه ما هيچگاه اجازه فرصتطلبي، تفرقهافكني و شكاف در صفوف يكپارچه مردم بزرگ ايران را به هيچ احد و رسانه فرصتطلب خارجياي نخواهد داد.
بايد اعتراف نمود حجم فشارها، انتظارها و توقعهاي دوستان و مخالفان آنقدر سنگين و مسئوليتآفرين بوده است كه گاهي ادامه مسير را صعب و مشكل مينمود اما ايمان به هدفي بزرگ و رسالتي تاريخي، سبب شد نه از ملامتها برنجيم و نه از تعاريف غره شويم و نه اجازه دهيم بيگانگان و اغيار به ما طمع ورزند.
اصولگرايان پيروز دور دوم
روزنامه رسالت در مقالهاي به پيشبيني نتيجه دور دوم انتخابات تهران پرداخته و نوشته است: در تهران شانس اصلي پيروزي ليست 11 نفره جبهه متحد اصولگرايان است. دوم خرداديها به غير از 34 نفري كه در دور اول به مجلس راه يافتند اميد زيادي به دور دوم دارند تا تعدادي از سرليستهاي خود را در شهر تهران به مجلس بفرستند. توقع يك اقليت مؤثر از راهيافتگان فعلي تا حدودي زياد است. درواقع دوم خرداديها ميكوشند در دور دوم رأس هرم اقليت را كامل كنند و به يك قدرت كنترل و مهار دروني دست پيدا كنند.
در اين فضاي انتخاباتي جاي اين سؤال هنوز باقي است كه چرا بهرغم حجم عظيمي از تبليغات تخريبي و جنگ رواني عليه اصولگرايان بار ديگر شاهين اقبال عمومي بر دوش اصولگرايان نشست و وزنه ترازوي انصاف مردم را به نفع اصولگرايان بيشتر از گذشته سنگين كرده است؟توضيح رفتار انتخاباتي رأيدهندگان در 24 اسفند و گرايش عمومي به جرياني كه مسير خدمت دولت را هموار ميكند حكايت از باور قلبي مردم به تلاشها و خدمات صادقانه اصولگرايان طي چند سال گذشته دارد. مردم بهرغم برخي فشارهاي اقتصادي، فعاليت هاي شبانهروزي دولت را احساس ميكنند.
دولت نهم پيشاني محبوبيت اصولگرايان است. عمده تبليغات منفي كه عليه دولت در برخي رسانههاي دوم خردادي صورت ميگيرد بهطور غير مستقيم تأثيرات مثبتي بر محبوبيت احمدينژاد، دولت نهم و تمام اصولگرايان دارد.اين روزنامه ميافزايد: گراني، تورم و مشكل مسكن غيرقابل انكار است و مردم را در مضيقه قرار داده است. اما با اين حال جامعه حاضر نميشود زلف خود را با جرياناتي كه از اصول فاصله گرفتهاند، گره بزند.
باز تعريف اصلاحات
روزنامه جوان گفتوگوي حجاريان با برخي سايتها را منتشر كرده كه در آن گفته است: در حالي كه در مرحله اول انتخابات مجلس هشتم ائتلاف پر سر و صدايي كه با عنوان ياران خاتمي به ميدان آمده بود با بياعتنايي مطلق رأيدهندگان به خصوص در پايتخت روبهرو شد، يك عضو ارشد حزب مشاركت و از نظريهپردازان جبهه دوم خرداد به توجيه عدم رأي مردم به اين طيف سياسي روي آورده است. حجاريان ادعا كرده است كه انتخابات مجلس هشتم رفراندوم عليه خاتمي نبوده است. حجاريان ميگويد: اصلاحطلبان بايد به راههاي سياسي ديگر در كنار حضور در انتخابات روي آورند.
به عقيده او بعد از دور دوم انتخابات مجلس بايد ائتلاف جديدي تعريف شود و ائتلاف بر سر محورهاي ديگري مانند ائتلاف بر سر مباني، بر سر تعريف اصلاحات، بر سر نقد گذشته، بر سر استراتژي آينده، بر سر برنامه حداقلي احزاب و... در مرحله نخست انتخابات مجلس اصولگرايان توانستند 70 درصد آراي مردم را به خود اختصاص دهند ولي اصلاحطلبان كه باشعار «ياران خاتمي» وارد ميدان شده بودند، با اقبال مردم مواجه نشدند.
|