 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
رقابت عشقي به جنايت کشيده شد
|
| | | |
 | مادر عزيز به عنوان تنها ولي دم مقتول در جايگاه حاضر شد و گفت؛ براي قاتل پسرم تقاضاي قصاص دارم و از خونش نمي گذرم. |  پسر جواني که در يک دوئل عشقي رقيب خود را به قتل رسانده بود روز گذشته در حضور يک هيات قضايي ايتاليايي که براي آشنايي با روند پرونده هاي جنايي در ايران به دادگاه کيفري استان تهران آمده بودند، محاکمه شد.
در ابتداي جلسه محاکمه علي دلداري نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و گفت؛ نورآقا متهم 22 ساله پرونده جواني به نام عزيز را که رقيب عشقي وي بود با ضربات چاقو به قتل رسانده است.
نورآقا که متولد ايران است پس از قتل از محل متواري اما پس از تحقيقات پليسي دستگير شد. بنابراين با توجه به محتويات پرونده و تقاضاي اولياي دم تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.
سپس مادر عزيز به عنوان تنها ولي دم مقتول در جايگاه حاضر شد و گفت؛ براي قاتل پسرم تقاضاي قصاص دارم و از خونش نمي گذرم. شوهرم هم به دست دايي متهم کشته شد. شوهرم چاه کن بود و وقتي دايي مقتول بالاي چاه بيل مي زد شوهرم زير آوار ماند و کشته شد. در آن زمان شکايت نکردم و از خون شوهرم گذشتم اما از خون پسرم نمي گذرم.
وي در مورد اختلاف پسرش با متهم گفت؛ مدتي قبل از قتل ما به خواستگاري دختري به نام فرزانه رفتيم و جواب مثبت هم گرفتيم، قرار بود فرداي روز حادثه براي خريد مراسم عروسي بيرون برويم اما متوجه شدم پس از اينکه ما جواب مثبت گرفتيم نورآقا به خواستگاري فرزانه رفته و جواب منفي شنيده است البته هيچ کدام از اعضاي خانواده نورآقا يا حتي خودش به ما نگفته بودند که نورآقا فرزانه را دوست دارد و مي خواهد با او ازدواج کند.در ادامه رسيدگي متهم در جايگاه حاضر شد و گفت؛ قبول دارم که عزيز با چاقوي من به قتل رسيده است اما قصد کشتن او را نداشتم. من دو سال بود عاشق دختري به نام فرزانه بودم و همه اين موضوع را مي دانستند مي خواستم با او ازدواج کنم بعد متوجه شدم فرزانه به عزيز جواب مثبت داده است بعد از آن به اتفاق خانواده ام به خواستگاري فرزانه رفتم و خانواده او به من جواب منفي دادند. وي ادامه داد؛ از اين شکست بسيار ناراحت بودم. شبي که فهميدم قرار است فرزانه و عزيز براي خريد مراسم عروسي به بازار بروند آنقدر آشفته شدم که تا صبح خوابم نبرد اما من عزيز را به اين دليل نکشتم.
اختلاف ما از خيلي وقت پيش بود. شخصي به عزيز گفته بود که من به او و خانواده اش فحش داده ام براي اينکه ثابت کنم اشتباه کرده و چنين حادثه يي نبوده است به سراغش رفتم. عزيز بعد از خواستگاري گفته بود که ديگر حتي اطراف خانه شان نروم اما من رفتم تا بگويم که فحاشي نکرده ام و او اشتباه کرده است اما عزيز با سنگ به من ضربه زد من هم که گيج شده بودم چاقو را درآوردم و دو ضربه به او زدم. فقط مي خواستم از دست عزيز رها شوم. در ادامه جلسه محاکمه ياورزاده وکيل مدافع متهم در جايگاه حاضر شد و گفت؛ همان طور که موکلم در دفاعياتش گفت قصد قتل نداشته است و از آنجايي که شکست عشقي شديدي خورده دچار روانپريشي شده است. اين پرونده نواقصي دارد از جمله وضعيت رواني متهم در پزشکي قانوني بررسي نشده است و تقاضا دارم اين نواقص برطرف شود. پس از پايان جلسه دادگاه و قبل از اينکه هيات قضات وارد شور شوند يکي از اعضاي هيات قضايي ايتاليايي از قاضي عزيزمحمدي رئيس دادگاه بابت اينکه اجازه حضور در دادگاه را داده است تشکر کرد و گفت؛ نحوه رسيدگي به پرونده هاي قتل در ايران بسيار جالب بود و ما استفاده کرديم، اما اين نحوه رسيدگي در ايتاليا عوض شده است.
در نظام قضايي ايتاليا فقط متهم صحبت مي کند و از ابتداي دستگيري تا پايان محاکمه بدون حضور وکيلش هيچ حرفي نمي زند. متهمان مشابه اين پرونده در ايتاليا تحت نظر پزشکان بسياري قرار دارند تا تمام حالات آنها در زمان جرم و بعد از آن و در دادگاه تحت نظر باشد و موکل براي اثبات بي گناهي اش هر کاري که بخواهد مي تواند انجام دهد.
در ادامه قاضي عزيزمحمدي نيز در مورد چرايي نحوه رسيدگي به پرونده هاي جنايي به شکل فعلي توضيحاتي را ارائه داد و در پايان هيات قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران براي صدور راي درباره نورآقا وارد شور شدند.
اعدام در اصفهان
در همين حال صبح ديروز مردي که در ماجرايي مشابه در سال 85 رقيب عشقي خود را در زرين شهر به قتل رسانده بود در زندان اصفهان اعدام شد.
اين متهم هنگامي که 19 سال داشت جواني به نام مصطفي را به قتل رساند و چندي بعد دستگير شد.
وي در اعترافاتش گفت؛ اختلاف من و مصطفي از جايي آغاز شد که هر دو به يک دختر علاقه مند شديم و تصميم داشتيم با او ازدواج کنيم. در جريان اين رقابت عشقي بود که براي قتل مصطفي نقشه کشيدم. روز حادثه ساعت 9 صبح بود که مقتول را سر کوچه در حالي که منتظر شخص ديگري بود مشاهده و او را به بهانه يي سوار خودروي پيکان دوستم کردم و سه نفري به سمت منطقه يي نزديک ريل راه آهن رفتيم. در آنجا با مصطفي درگير شدم و با چاقويي که زير کمربندم پنهان کرده بودم چند ضربه به وي زدم.
در اين هنگام دوستم سوار بر خودرواش فرار کرد. از طرفي مصطفي فرياد مي زد و کمک مي خواست اما من ابتدا توجهي به التماس هايش نکردم و چند دقيقه بعد وقتي تصميم گرفتم وي را نجات دهم ديگر دير شده بود چون ماشيني براي اين کار نداشتم. به هر زحمتي که بود با يک موتورسيکلت عبوري به شهر بازگشتم. پس از اعترافات متهم وي در شعبه 17 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه و به قصاص محکوم شد. اين حکم پس از تاييد در ديوان عالي کشور صبح ديروز به اجرا درآمد. | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|