پنجشنبه 30 آبان 1387

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 نسخه موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
  حجاب و عفاف »

دید گاه دو گردشگر فرانسوی در بازدید از نمایشگاه عکس "نور"

افتتاح نمایشگاه عکس عفاف و حجاب (نور) در خانه عکاسان ایران

نمایش فیلمهای منتخب جشنواره نور

توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
راز بازار درایو نوری
:: نکته آموزشی ::
بازیابی فایل های پاک شده

اخبار داخلی فرهنگ و هنر شمسي فضل اللهي ؛اولین گوینده متبسم رادیو

 
 

خانواده سبز , پنجشنبه 5 ارديبهشت 1387

شمسي فضل اللهي ؛اولین گوینده متبسم رادیو

 
 

با وجود پيشكسوتي در اين حرفه علاقه به يادگيري بيشتر را مي‌توان در لابه‌لاي صحبت‌هايش احساس كرد حتي معتقد است كه از جوانان خيلي چيزها بايد ياد گرفت.

با وجود پيشكسوتي در اين حرفه علاقه به يادگيري بيشتر را مي‌توان در لابه‌لاي صحبت‌هايش احساس كرد حتي معتقد است كه از جوانان خيلي چيزها بايد ياد گرفت. با تبسمي كه به لب دارد در انتخاب كلمات تامل زيادي مي‌كند و از بهترين لحن كلام براي بيان مقصودش استفاده مي‌كند.
با او همراه شديم تا برايمان از حدود نيم قرن تلاش خود در راديو بگويد. او هنوز عاشق راديو است و تنها آرزويش شنيدن نمايشنامه‌هاي تئاتر و قصه‌هايي در لابه‌لاي برنامه‌هاي صبحگاهي است. به مناسبت شصت و هشتمين سالگرد تولد جعبه سخنگو با شمسي فضل‌اللهي به گفت‌وگو نشسته‌ايم. اين گفت‌وگو توسط همكارمان هادي شيرازي انجام شده است.
با گذشت 68 سال از تولد راديو در ايران، از اولين آشنايي‌تان با اين رسانه بگوييد.
آشنايي‌ام با راديو به جمع‌هاي خانوادگي و دور هم نشستن‌هاي اعضاي خانواده برمي‌گردد. آن زمان راديو يك موج داشت و با گذشت زمان موج دوم هم راه‌اندازي شد كه بعدها به راديو تهران تغيير نام داد اما آنچه مرا جذب اين پديده نوظهور در كشورمان كرد قصه‌هاي شيرين آقاي صبحي بود كه ظهرهاي جمعه از راديو سراسري پخش مي‌شد. دستگاه راديو خانه ما مارك فيليپس داشت كه قد و قواره بسيار بزرگي هم داشت. من يكي از آنها را هنوز در خانه دارم.
آن سال‌ها مردم چقدر وقت صرف شنيدن برنامه‌هاي راديويي مي‌كردند؟
با وجود ايستگاه‌هاي كم راديو، اين رسانه به خوبي توانسته بود با مخاطبانش ارتباط برقرار كند به‌خصوص در ايام زمستان كه مردم دور كرسي جمع مي‌شدند و به قصه‌هاي شب گوش مي‌كردند.
پس آن زمان‌ها هم قصه شب جزو برنامه‌هاي ويژه حساب مي‌شد. از ديگر رقباي اين برنامه برايمان بگوييد.
از برنامه‌هاي سرگرم‌كننده‌اي كه پرطرفدار بود و مخاطب بسيار داشت مي‌توان به برنامه‌هاي آقاي هوشنگ مستوفي اشاره كرد. اين برنامه در شب‌هاي جمعه پخش مي‌شد كه در آن يك رمان به شكل خلاصه اجرا مي‌شد. همچنين در موج راديو تهران آقاي حسن شهباز برنامه‌اي اجرا مي‌كردند با عنوان آثار جاويدان ادبيات جهان كه در برخي مواقع در قالب نمايشنامه اجرا مي‌شد يكي از بهترين برنامه‌هايي بود كه در نوع خود بي‌نظير بود.
چطور شد كه همراهي شما با برنامه‌هاي راديويي شكل تازه‌اي گرفت و در پشت ميكروفن ادامه يافت.
قبل از ورود به راديو در حرفه تئاتر فعاليت مي‌كردم و زير نظر اساتيدي چون زنده‌ياد مهين اسكويي كه گروه تئاتر آناهيتا را اداره مي‌كرد آموزش‌هاي لازم را مي‌ديدم. در تئاتر تهران هم از دانش و تجربه‌هاي زنده‌ياد رفيعي، استاد حالتي و... بهره بردم. همان دوران با توجه به صدا و فن بياني كه داشتم پيشنهاد شد در راديو مشغول به كار شوم و اين‌گونه در سال 1338 وارد راديو شدم و به عنوان اولين كسي كه با خنده و تبسم برنامه اجرا مي‌كرد، گويندگي كردم.
پس شدت اين علاقه‌مندي در حدي بوده كه از حضور در صحنه تئاتر چشم‌پوشي كرديد؟
براي كسي كه علاقه‌مند به بازيگري بود و صداي رسايي داشت تئاترهاي رادیويي بهترين گزينه بود. بنابراين با محدود كردن فعاليت تئاتري‌ام اغلب اوقاتم را به گويندگي در راديویی پرداختم. علاوه بر آن حضور در كنار اساتيدي چون زنده‌ياد مهين ديهيم، آقاي مشكين، سارنگ، محتشم و... فرصتي استثنايي براي بهره گرفتن از تجربيات‌شان فراهم آورده بود كه نمي‌شد به راحتي از آن گذشت. يادش بخير فضاي بسيار زيبايي در راديو حكمفرما بود.
از همكاران آن زمان در راديو برايمان بگوييد.
گويندگان توانمندي چون تاجي احمدي، ژاله علو، خانم مهرزاد و... در آن دوران فعاليت مي‌كردند و من به عنوان يك جوان 18 ساله اين افتخار را داشتم كه از آنها چيزهاي زيادي ياد بگيرم.
كارتان را با چه برنامه‌اي آغاز كرديد؟
دقيقا خاطرم نيست ولي قدر مسلم از نمايشنامه‌هاي راديويي بود. چندي پيش در مصاحبه‌اي راديويي حضور داشتم كه آقاي مهاجر تهيه‌كنندگي آن برنامه را به عهده داشتند. ايشان نمايشنامه‌اي پخش كردند و سوال كردند كه فكر مي‌كني گوينده فلان نقش چه كسي است؟ با شنيدن صداي خودم خيلي خوشحال شدم. اين نمايشنامه از آرشيو سال 1339 استخراج شده بود كه من به همراه زنده‌ياد منوچهر نوذري نمايش اجرا مي‌كرديم.
مسلما اولين اجرا حال و هواي خاصي دارد، اضطراب‌هايي كه خاطره‌ساز مي‌شود.
استرس قرار گرفتن پشت ميكروفن امري عادي است و به نوعي از خاصيت‌هاي ميكروفن است. به هر حال تجربه اين حس مختص من نبود بلكه به اعتقاد بسياري از همكاران هم اجراي نمايشنامه‌هاي راديو اضطراب بيشتري نسبت به اجراي تئاتر روي صحنه دارد.
واكنش اطرافيان با شنيدن صدايتان از راديو چه حسي در شما ايجاد كرد؟
خيلي برايم اشتياق‌آور بود. يادم هست آن زمان‌ها پدرم سعي مي‌كردند در هر موقعيتي كه امكان دسترسي به راديو وجود داشت اجراهاي من را بشنوند و جالب آنكه در اولين فرصت نظر خود را صادقانه اعلام مي‌كردند. وقتي مي‌گفتند كه فلان نمايش را در فلان جا شنيدم، چقدر خوب اجرا كردي شادي زايدالوصفي در من ايجاد مي‌شد. اين تشويق‌ها باعث شد كه متوجه شوم راديو جايگاه محترمي در ميان مردم دارد.
چنين تشويق‌هايي از سوي پيشكسوتان و صاحبنظران راديو هم ابراز مي‌شد؟
آنها كسي را بيهوده تشويق نمي‌كردند و اغلب از ترفند سرزنش و دعوا استفاده مي‌كردند. خاطرم هست كه زنده‌ياد مهين ديهيم در مورد نقشي كه به خوبي آن را اجرا نكرده بودم با لحن سرزنش آميزي به من گفتند «نقش هنوز در پايت لق مي‌زند» من با تعجب پرسيدم «پايم؟» گفتند «بله هنوز نمي‌تواني با نقشت راه بروي». تشويق‌هاي اساتيد نسبت به ما بسيار كم بود و به قول معروف به‌به اضافي نداشتيم.
پس همت كرديد كه با نقش همراه شده و بدين منظور تمام تلاش خود را معطوف اجرا كنيد؟
بله، البته بعد از مدت كوتاهي در حرفه دوبله هم مشغول فعاليت شدم اما راديو را بيشتر از ساير كارها دوست داشتم. با وجود مشكلاتي چون سفر، تربيت فرزندان و... از حرفه راديو جدا نشدم. من عاشق راديو هستم.
بيشتر مردم شما را با شخصيت‌هاي متعدد در «قصه‌هاي شب» مي‌شناسند. از تغييرات اين برنامه طي اين سال‌ها برايمان بگوييد.
متاسفانه قصه‌هاي شب در ساعاتي پخش مي‌شوند كه راديو مخاطب چنداني ندارد. در واقع در اين ساعت رسانه ديداري تلويزيون با استفاده از عناصري مانند رنگ، نور و صدا مخاطبان را جذب كرده و فرصت كمتري براي گوش سپردن به برنامه‌هاي راديويي مي‌دهد. تلويزيون به خاطر تاثيري كه در ذهن مخاطب دارد جايگاه پررنگ‌تري در شب‌هاي مردم دارد. آن زمان كه قصه‌هاي شب پرطرفدار بود برنامه‌هاي تلويزيوني به آن صورت وجود نداشت.
به اعتقاد شما براي پرطرفدار شدن برنامه‌هايي از اين دست چه راهكارهايي مي‌توان ارائه داد؟
ساعت پخش اين برنامه‌ها بايد تغيير كند. قصه‌هاي نمايش مي‌تواند در روز پخش شود و زمان كوتاه‌تري هم داشته باشند. اين آرزوي من است كه بتوانم نمايش‌هاي راديويي را در روز بشنوم.
اگر به عنوان برنامه‌ساز راديويي، فعاليت مي‌كرديد چه برنامه‌هايي را براي مخاطبان تدارك مي‌ديديد؟
(با خنده) سوال سختي است به نظرم امروزه راديو در گذراندن سريع وقت و اطلاع‌رساني عملكرد خوبي داشته است اما اين گذراندن سريع وقت را بهتر مي‌توان اداره كرد. اگر برنامه‌ساز راديويي بودم ترجيح مي‌دادم ضمن تهيه نمايشنامه‌هاي كوتاه 15 دقيقه‌اي كه پيام‌رساني خوبي هم دارند به بخش موسيقي بهاي بيشتري دهم. به اعتقاد من موسيقي قلب راديو است.
در كارنامه كاري شما تجربه كارگرداني برنامه‌هاي كودك و نوجوان راديو هم مشاهده مي‌شود اما چرا فقط دو سال؟ اين مقطع خيلي كوتاه نبود؟
كار كودك و نوجوان در حين شيريني و جذابيتي كه دارد كار بسيار سخت و زمان‌بري است. در هر حال قرار نبود دائم اين بخش را كارگرداني كنم. ادامه همكاري منوط به ايجاد شرايطي بود كه متاسفانه اين امر تحقق نپذيرفت و امكانات لازم در اختيار ما قرار داده نشد. نتيجه اينكه ديگر شنونده برنامه كودك نيستيم چرا كه برنامه كودك راديو از بين رفته است.
در حال حاضر جايگاه اين رسانه 68 ساله را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟
با گسترش رسانه ديداري منزلت و جايگاه راديو در ميان مردم تغيير كرد. به مرور اهميت پرداختن به نمايشنامه‌ها، رمان‌ها و ادبيات كمرنگ و كمرنگ‌تر شد. با اين حال هنوز اين رسانه امتياز خاص خودش را دارد. ويژگي‌اي كه منحصر به رسانه راديو است: «تاثيرگذاري و سرعت عمل پيام‌رساني در قالب جملاتي كوتاه». ابلاغ چنين پيامي در رسانه تلويزيون مقدمات خاص خودش را مي‌خواهد. اين در حالي است كه در هر كجا و تحت هر شرايطي راديو به اين وظيفه به خوبي عمل كرده و اطلاع‌رساني مي‌كند اما اين رسانه در 68 سالگي در جايگاه واقعي خود قرار ندارد.
نظرتان در مورد نيروهاي جوان كه پا جاي پاي شما پيشكسوتان گذاشته‌اند چيست؟
بسيار عالي عمل كرده‌اند. برخي اجراها آنقدر قوي است كه به اعتقاد من خيلي چيزها را مي‌توان از جوانان آموخت. چرا كه برخلاف دوران ما والدين استعداد فرزندان‌شان را بارور كرده و با ايجاد شرايط تحصيل آنها در دوره‌هاي آموزشي، هنرستان و دانشگاه زمينه كسب موفقيت بيشتر را فراهم مي‌كنند. بسياري از جوانان امروز به اندازه يك مجري باتجربه مهارت دارند اما نبايد از نياز به كسب تجارب جديد و فراگيري فراوان غفلت كنند. اخيرا نمايشنامه راديويي هملت به كارگرداني صدرالدين شجره طي شش قسمت در خانه هنرمندان برگزار شد كه با اقبال مخاطبان مواجه شد، به‌خصوص جوانان كه استقبال خوبي از اين برنامه راديويي داشتند. اميدوارم اين جوانان در 100سالگي راديو حضور داشته باشند و شما با آنها صحبت كنيد.

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
لاریجانی و طرح تحول اقتصادی
:: فناوری اطلاعات ::
فهرست زنان فعال و تاثيرگذار در وب 2
:: حجاب و عفاف ::
دید گاه دو گردشگر فرانسوی در بازدید از نمایشگاه عکس "نور"
:: روی خط جوانی ::
برای یک انتقاد منطقی...
:: ورزش ::
پايان عصر قطبي
:: فرهنگ و هنر ::
مهدي هاشمي: بازيگر تئاتر بايد نقش را اداره كند
:: حوادث ::
دستبرد اينترنتي به حساب مشتريان يک بانک خصوصي ناموفق ماند

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  معرفی ما  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۸۷ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار