 عملیات قطع ۱۲ هزار اصله درخت و تخریب پوزه های سنگی پارک ملی گلستان بار دیگر از سر گرفته شد.
این عملیات که پیش از این با واکنش طرفداران محیط زیست و دانشگاهیان این حوزه روبه رو شده و مدتی نیز مسکوت مانده و با صدور صورتجلسه های ضدونقیض و گاه غیرکارشناسی سازمان محیط زیست به حال خود رها شده بود، قرار است در مسیرهای کوچک تر و حجم تخریب به ظاهر پایین تر به انجام برسد.
آگاهان معتقدند این روش می تواند تاکتیک جدید وزارت راه، با همان نتیجه نهایی برای قطع ۱۲ هزار اصله درخت باشد که به منظور کاهش واکنش های مخالفان و جلب موافقت سازمان های محیط زیست و منابع طبیعی در قطعات کوچک تر و به صورت مرحله یی انجام می گیرد. این در حالی است که بر اساس قوانین پارک های ملی هرگونه جابه جایی، ساخت و ساز و برداشت، قطع درخت، کندن بوته، تخریب سنگ و هر حرکتی که باعث ایجاد تغییرات غیرطبیعی در پارک های ملی شود ممنوع است و باید با مجوز سازمان محیط زیست صورت گیرد.
اما سازمان حفاظت محیط زیست در این میان نقش های متفاوت و گاه متضادی را بازی کرد؛ به طوری که فاطمه واعظ جوادی در مهرماه ۸۵ با تخریب پوزه های سنگی و قطع درختان پارک موافقت کرد و پس از واکنش های شدید دانشگاهیان و کارشناسان، دستور تخریب خود را پس گرفت. این بازگشت رئیس سازمان محیط زیست، با امضای یک صورتجلسه از سوی او رنگ باخت.
طبق این صورتجلسه که در تاریخ ۴/۱۰/۸۵ و با حضور معاون محیط طبیعی سازمان به امضای واعظ جوادی رسید مشتمل بر موادی بود که به نظر تمام کارشناسان این حوزه، کاملاً غیرکارشناسی و نیز غیرقابل اجرا بود.
قطع درختان کهنسال پارک ملی گلستان که اغلب از گونه های ارزشمندی چون بلوط، ممرز، انجیلی و آزاد هستند و کاشت آنها در نقطه یی دیگر از پارک با همان سن و همان گونه دستوری است که با هیچ منطق و علمی قابل اجرا نیست. اما رئیس سازمان محیط زیست با ابلاغ چنین صورتجلسه یی به اداره کل محیط زیست استان گلستان و تاکید بر عمل به آن در واقع پیگیر همان دستور سابق خود مبنی بر قطع درختان منتها این بار با روش مرحله یی شده است. وزارت راه و ترابری با ارسال نامه یی به سازمان منابع طبیعی، مجوز نشانه گذاری و قطع این درختان را که از آنها به عنوان درختان معارض ترمیم جاده پارک جهت مقابله با سیل هر ساله گلستان یاد می کند و شمار آنها را ۱۷۷ اصله و معادل ۲۶ متر مکعب چوب محاسبه کرده خواسته و دفتر فنی چالوس مشروط برنظر مثبت سازمان محیط زیست، موافقت خود را با قطع این درختان اعلام کرده است.
سازمان نیز در پاسخ، تصمیم گیری نهایی را با توجه به صورتجلسه ۴/۱۰/۸۵ به اداره کل استان گلستان واگذار کرد. این واگذاری باعث نگرانی و خشم بسیاری از مدیران و کارشناسان محیط زیست استان گلستان شده و آنها را در برابر یک عمل انجام شده قرار داد. اما آنها همچنان از خود می پرسند؛ «چگونه می شود یک درخت ۷۰ ساله را که از گونه یی غیرقابل تکثیر و بازمانده از دوران گذشته است با همان سن و گونه در جای دیگر کاشت؟،»
به نظر می رسد حتی شخص فاطمه واعظ جوادی که چنین دستوری را داده است نیز از پاسخ به این سوال و نحوه اجرای آن، عاجز باشد ،به نظر آگاهان، سازمان محیط زیست می تواند با استفاده از مهم ترین اصل همان تفاهمنامه ترمیم جاده که به امضای هر دو طرف این معاهده یعنی سازمان محیط زیست و وزارت راه و ترابری رسیده جلوی قطع این درختان را بگیرد.
همان تفاهمنامه یی که بعد از وقوع سیل سال ۸۰ گلستان و تخریب جاده پارک ملی منعقد شد و اجرای عملیات ترمیم جاده را به حذف کاربری ترانزیت از جاده فوق و تاکید بر خروج همزمان جاده از پارک ملی گلستان به محور گلی داغ - آشخانه برشمرد.اسمعیل کهرم دکترای محیط زیست در این باره گفت؛ «بنده، نامه خانم جوادی را دیده ام که گفتند برای ساماندهی رودخانه و مقابله با سیل عملیاتی صورت بگیرد. خانم محترم، آخر رودخانه را که شما نباید ساماندهی کنید؛ طبیعت خودش سامان خواهد داد؛ سامان مال خیابان و کوچه و آسفالت است نه برای طبیعت. شما اگر واقعاً می خواهید برای مقابله با سیل کاری کنید، درخت های بالادست پارک را مجدداً غرس کنید.
ما روش های علمی داریم ولی وقتی هیات رئیسه یی حتی با نیت های خوب، آگاهی ندارند این گونه راه حل می دهند؛ بعد هر کس که بگوید این راه اشتباه است می گویند تو غرض ورزی،» دکتر کهرم درباره علت سیل می گوید؛ «مساله سیل وقتی پیش آمد که درخت های بالادست را در ارتفاعات قطع کردند و در اثر آن، باران سرعت گرفت، تبدیل به سیل شد و آن فاجعه به وجود آمد. این تجربه را در کوه های هیمالایا مانند بنگلادش داشته ایم که قطع درختان، چرای بی رویه در بالادست، باعث جاری شدن سیل می شود.» دکتر کهرم در انتها به سازمان محیط زیست و دیگر مسوولان تصمیم گیر در این زمینه پیشنهاد داد که اگر نمی توانند از مناطق تحت حفاظت به خصوص پارک های ملی که دارای بالاترین درجه حفاظتی هستند درست نگهداری کنند نام آنها را تغییر دهند.
او می گوید؛ «بنده در یکی از سفرهایی که به خارج از کشور داشتم روی یک آگهی تبلیغاتی این عنوان را دیدم که نوشته بود؛ «هتل پنج ستاره با استاندارد ایرانی»؛ خوب بیایید برای پارک های ملی مان هم همین کار را بکنیم. مثلاً بگوییم «پارک ملی با استاندارد ایرانی» یعنی جایی که در آن جاده می زنند، درخت قطع می کنند، پل می سازند، رودخانه را سامان می دهند و چاه نفت هم می زنند،» او درباره عملیات ساماندهی جاده پارک ملی گلستان هشدار داد؛ «من به جرات پیش بینی خواهم کرد که این تغییرات و عملیات جلوی سیل را نخواهد گرفت و تنها وضع پارک ملی گلستان را وخیم تر خواهد ساخت؛ جنگل را از بین خواهیم برد و در نهایت رودخانه برمی گردد به مسیر اولیه خودش.
اگر مسوولان ما در همان سال ۸۰ پس از وقوع آن سیل بزرگ گلستان، درخت های بالادست آن منطقه را که قطع شده بود با توجه به تکنیک های زود بازده جدید درختکاری، کاشته بودند امروز ما مساله یی به نام سیل نداشتیم که مجبور شویم به بهانه مقابله با آن، ۱۲ هزار اصله درخت نادر را قطع کنیم .» |