يكشنبه 29 ارديبهشت 1387

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 _wap_site 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 

اخبار داخلی هموطن آنلاين دزدي کتاب؛ اعتياد به خطر يا نياز مالي؟

 
 

جمعه 20 ارديبهشت 1387

دزدي کتاب؛ اعتياد به خطر يا نياز مالي؟

 
 

خيلي ها، دزدي کتاب را دزدي نمي دانند. بعضي ها فکر مي کنند دزدي کالاي فرهنگي با از ديوار مردم بالا رفتن فرق مي کند...

خيلي ها، دزدي کتاب را دزدي نمي دانند. بعضي ها فکر مي کنند دزدي کالاي فرهنگي با از ديوار مردم بالا رفتن فرق مي کند. در ايجاد اين تفکر اما خود کتابفروش ها و غرفه داران هم تاثير گذاشته اند.
اگر در نمايشگاه کتاب، غرفه داري متوجه دزدي کتاب شود و کسي که کتاب را برداشته است، ببيند، تنها کاري که مي تواند بکند پس گرفتن کتاب هاست. البته دلايل آ نها براي عدم برخورد قاطعانه منطقي است.
يکي از مسوولان غرفه انتشارات ققنوس در نمايشگاه کتاب مي گويد؛ آنهايي که کتاب مي دزدند هميشه در وقت هايي اين کار را مي کنند که غرفه ها شلوغ است و جمعيت زيادي جلوي آ ن ايستاده. در اين شرايط اگر ما کسي را ببينيم که کتاب برمي دارد و بخواهيم با او برخورد کنيم و وقت زيادي براي اين کار بگذاريم، مجبوريم از غرفه غافل شويم و همين مساله باعث مي شود تعداد ديگري از کتاب هايمان هم سرقت شود. اين طور مواقع فقط برايمان مهم است که کتاب را پس بگيريم.
وقتي مي پرسم تا به حال شده با کسي درگيري فيزيکي پيدا کنند، پاسخ جالبي مي دهد؛ وقتي ما کار فرهنگي مي کنيم، نمي توانيم برويم سراغ کسي که کتاب را دزديده و او را کتک بزنيم. فکر مي کنم اين برخورد در شأن يک فضاي فرهنگي نباشد. به همين خاطر است که وقتي دزد را گير مي اندازيم، فقط کتاب را از او پس مي گيريم و بعد مي گذاريم برود.
اينجا اين مساله مطرح مي شود که دزدهاي کتاب چند دسته هستند؟ يک عده کساني هستند که مخاطب ادبيات و کتابند و کتاب را براي خودشان و خواندن مي دزدند. اما يک عده آنهايي هستند که نمايشگاه کتاب برايشان محل کاسبي شده است. برخي افراد با سوءاستفاده از شلوغي نمايشگاه کتاب مي دزدند و بعد از نمايشگاه آنها را با قيمتي پايين تر در بازار مي فروشند. برخورد کتابفروش ها و غرفه داران با اين افراد جالب است. غرفه نشر نيلوفر هميشه يکي از شلوغ ترين غرفه ها در نمايشگاه است. يکي از مسوولان اين غرفه که به سختگيري بين همکارانش معروف است، مي گويد؛ گاهي وقت ها پيش آمده که کسي جلوي چشمم کتاب دزديده و من ديده ام، ولي مطمئن بودم که اين فرد همين امشب مي نشيند و اين کتاب را مي خواند، اين طور مواقع قضاوت و برخورد خيلي سخت مي شود. نمي توان با کساني که از سر نياز و علاقه به مطالعه، کتاب مي دزدند مثل کساني برخورد کرد که دزدي کتاب شغل شان است، تشخيص دادن اين افراد از همديگر هم کار سختي است. به همين دليل يک وقت هايي پيش آمده که از نظر رواني نتوانسته ايم با کسي برخورد کنيم چون طرف مخاطب جدي ادبيات است و اين افراد با دزد فرق مي کنند.
با ناشران ديگر که صحبت مي کنم، اين مساله پررنگ تر مي شود. سرانه پايين مطالعه بين ايرانيان باعث شده خيلي ها در مقابل مخاطبان جدي ادبيات که کتاب برمي دارند، با مشکل روبه رو شوند. خيلي ها مي گويند اگر بدانند شخصي کتاب را براي خواندن مي دزدد نه فروختن، با او برخورد نمي کنند و تعدادي از ناشران هم خود کتاب را در اين تصميم گيري مهم مي دانند. محمد ش. يکي از ناشران معتبر در اين باره حرف جالبي مي زند. او مي گويد؛ وقتي مي بينم يک جوان از غرفه ام کتاب شعر لاغري را برمي دارد نمي توانم کتاب را از او پس بگيرم. فرض بر اين است که کسي که کتاب را مي دزدد، پول خريد آن را ندارد و وقتي شخص به جاي دزديدن کتابي نفيس، در راستاي علاقه اش کتابي را مي دزدد، با او برخورد نمي کنم.
او خاطراتي هم از کتابفروشي اش تعريف مي کند؛ بارها و بارها پيش آمده که جوان هايي آمده اند و من متوجه شدم که مي خواهند کتاب بدزدند. با ديدن آنها ياد جواني خودم مي افتادم که پول نداشتم ولي دوست داشتم کتابي را بخوانم. حالا که در موقعيت يک ناشر قرار گرفته ام، در مقابل اين دسته از آدم ها سختگيري نمي کنم. اما با آنها که براي فروش کتاب مي دزدند برخورد جدي مي کنم. يکي از راه هايي که ناشران براي مقابله با اين افراد در نظر گرفته اند، نحوه چيدمان کتاب ها در غرفه و تهيه ويترين است. اما اين راه حل قابل تعميم به همه نيست. متراژ پايين غرفه ها يکي از مشکلاتي است که بر سر اين راه وجود دارد. از طرف ديگر ناشران بسياري معتقدند که مردم بايد بتوانند کتاب را تورق کنند و با آن در تماس باشند به همين خاطر ناشران ترجيح مي دهند با وجود اينکه مي دانند کتاب ها در اين صورت دزديده مي شوند، امکان ارتباط مخاطبان با کتاب را نگيرند. در اين بين نقش مردم در کمک به دزدي کتاب را نمي توان ناديده گرفت. هنگامي که مشغول تهيه اين گزارش بودم، با هماهنگي مسوولان بعضي غرفه ها، جلوي چشم مردم کتابي را برمي داشتم، اما خيلي ها با وجود اينکه شاهد اين حرکت بودند، برخوردي نمي کردند. يکي از مسوولان غرفه نشر نيلوفر در اين باره مي گويد؛ متاسفانه خيلي از مردم جلوي غرفه فقط جاي کسي که جلوي چشم شان کتابي را دزديده، پر مي کنند. يک بار که به يکي از آنها گفتم چرا وقتي غرفه دارها حواس شان نيست و شما مي بينيد، کاري نمي کنيد، حرفي زد که برايم عجيب بود، گفت حالا يک نفر چهارتا کتاب بدزدد، دنيا به آخر مي رسد؟ اين يعني هيچ کس دزدي کتاب را دزدي نمي داند، به نظر مي رسد هيچ راه حلي براي مقابله با اين پديده وجود ندارد، همان طور که اکثر ناشران دزديده شدن کتاب هايشان را جزيي از نمايشگاه کتاب مي دانند و راه حلي براي اين مشکل متصور نيستند. با مقايسه اين وضعيت در ايران با نمايشگاه هاي کتابي که در کشورهاي پيشرفته برگزار مي شود، بايد ديد در آينده با پيشرفت تکنولوژي در ايران آيا راهي براي جلوگيري از اين اتفاق پيدا مي شود يا خير.

 
 
   
 
 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  معرفی ما  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۸۷ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار