 از آن زمان که پنجره هاي بلند و باريک به نام اïرسي در دل چارديواري هاي خانه هاي شهرها و روستاهاي ايران، جاخوش کرده بودند سال ها گذشته است.
چارديواري هايي که هر روز به سبکي ساخته مي شوند؛ يک روز به شيوه معماري ايراني، روزي اروپايي، روز ديگر مدرن و پست مدرن. تهران هم يکي از شهرهايي است که هر روز منظر و نماي خانه هايش صورت جديدي به خود مي گيرد. هر روز يک ساختمان و يک برج با نمايي به سليقه صاحبان و سازندگانش از زمين آن سر برمي آورد و نامي که بر اين جريان گذاشته شده توسعه و مدرن شدن معماري شهري است.
معماري که روز به روز به جاي اينکه منظر تهران را شبيه به شهرهاي توسعه يافته کند، دستخوش سليقه هاي گوناگون کرده و به عبارتي نوعي معماري جديد به نام معماري «مردمي يا مردمساز» که مستقل و خودسرانه بود به وجود آمده است.به گونه يي که ساختمان هاي تهران که تا دهه 40 نماي شان سنگي و آجري بود به يکباره در يک دهه گذشته با پيروي از نوعي شيوه معماري به نام «معماري اماراتي» نماي شان شيشه يي شد و معماران مردمي تهران با خيال اينکه روز به روز به مدرن شدن نماي شهرشان کمک مي کنند به استفاده از شيشه هاي رنگي و رفلکس و... افزودند غافل از اينکه تهران در واقع روي شاخ گوزني به نام گسل زلزله واقع است که با هر تکاني تلي از شيشه بر سر ساکنان اين ساختمان ها آوار خواهد شد.
نماي شيشه يي، بودن يا نبودن
شيشه در شيوه معماري پارتي در دوران قبل از اسلام براي اولين بار استفاده شده است. بعد از آغاز دوره ساساني و اشکاني شيشه به عنوان يکي از مصالح نماي ساختمان ها و به صورت پنجره هاي بلند و باريک که ارسي نام داشت به کار گرفته شد و استفاده از نماي شيشه يي در شهرهاي بزرگ و بعد کوچک تا امروز ادامه داشت. اما به باور کارشناسان کاربرد شيشه در نماي ظاهري ساختمان مي تواند رويدادهاي خطرساز و غيرقابل جبراني براي مردم، ساکنان و رهگذران دربر داشته باشد.
شايد به همين خاطر باشد که هر از چندگاهي بحث در مورد چگونگي استفاده از شيشه در نماي ساختمان ها، در ميان کارشناسان و اعضاي شوراي شهر تهران بالا مي گيرد. در سال 85 در مصوبه يي که بر سر آن اختلاف نظر زيادي ميان اعضاي شوراي شهر تهران وجود داشت، تصويب شد ساختمان هاي داراي سطوح شيشه تا 40 درصد که از آجرنما براي پوشش خارجي استفاده کنند 95 درصد عوارض ساختماني را هنگام دريافت پروانه يا پايان کار خواهند پرداخت. در آن زمان «خسرو دانشجو» مخبر کميسيون فني و عمراني شوراي شهر که مخالف اين لايحه بود با اشاره به غيرقانوني بودن آن گفته بود؛«شما پروانه ساخت بناها را داده ايد. آنها ساخته شده اند و پايان کار هم گرفته اند و ساختمان چند مالک عوض کرده. اکنون چطور مي خواهيد آنها را ملزم کنيد که با تحمل صدمات جديد نماي خود را اصلاح کنند؟»
وي افزوده بود؛«اگر ما هنري داريم بايد ضوابطي را حاکم کنيم که از اين به بعد مانع استفاده از شيشه شود.» اما درنهايت و پس از بحث هاي بسيار بر سر چگونگي استفاده از نماي شيشه يي در ساختمان هاي تهران، لايحه مورد بحث با حذف عبارت «داراي سطوح شيشه تا 40 درصد» و افزودن عبارت «آيين نامه اين موضوع از سوي معاونت شهرسازي ظرف دو ماه تعيين و به شورا ارائه شود» تصويب شد. اما با مطرح شدن دوباره اين بحث در شوراي شهر تهران، در ماه گذشته «عباس اخلاصي» مديرکل معماري و ساختمان معاونت شهرسازي و معماري شهرداري تهران، با اعلام اين خبر که «براساس مصوبه شوراي شهر براي مالکاني که بيشتر از 40 درصد نماي ساختمان هاي آنها شيشه است، جرايمي در نظر گرفته مي شود» وی گفت؛«نماي شيشه يي ساختمان از نظر فني، ايمني و به ويژه از نظر معماري و هويت ملي داراي اهميت است و اينکه اين نوع ساختمان ها در چه بافت محله يي احداث شوند، قابل بررسي است.»
اما اخلاصي در گفت وگو با اعتماد با بيان اينکه اين خبر به اشتباه منتشر شده است، مي گويد؛«براي سازندگان ساختمان هاي با بيش از 50 درصد نماي شيشه يي اعمال جريمه مي شود. نوع مکان هايي که در آنها از نماهاي شيشه يي استفاده مي شود نيز بسيار مهم است و مساله هويت و موقعيت و نوع اجراي نماهاي ساختمان ها زيرمجموعه آن قرار مي گيرد.» او مي افزايد؛«متاسفانه در ايران به مساله همجواري با محيط هاي شهري و تطبيق ساختمان ها با اين محيط ها توجه نمي شود چون استفاده از نماي شيشه يي مي تواند براي شهروندان بسيار خطرناک باشد، چنين تصميمي گرفته شد و بنابر برنامه راهبردي سيماي شهري قرار است از اين به بعد محورهاي احداثي، اصلاحي و تجاري ساختمان ها با در نظر گرفتن سيماي شهري در آن طراحي شود.»
اما «مهناز نفيسي» معمار و مدير گروه معماري انستيتو هنر و معماري دانشکده شريعتي با اعتقاد به اينکه با قانون و تبصره مشکل معماري شهري تهران حل نمي شود، مي گويد؛«ما همواره در شهرداري اين مشکل را داريم که هر روز يک تبصره به قانون هاي قبلي اضافه مي شود اما هيچ تغييري در روند ساختمان سازي صورت نمي گيرد.»
وي مي گويد؛«اگر مي خواهيم مشکل نماي شيشه يي و خطرهاي آن کم شود، بايد از همان ابتدا که مهندسان نقشه ساختمان ها را طراحي مي کنند براي آنها اجباري در زمينه چگونگي طراحي نماهاي ساختمان ها وجود داشته باشد. اما اکنون نماهاي ساختمان هاي تهران و شهرهاي بزرگ نه هويت ايراني دارد نه اروپايي و هر سازنده يي، شيوه يي براي ساختن نماي ساختمانش در نظر مي گيرد و نتيجه آن، ساختمان هاي عجيب و غريبي است که در سرتاسر شهر مي بينيم.» «مهدي معمارزاده» معمار هم در اين مورد مي گويد؛«بحث شيشه در نماي ساختمان ها هم از جهت مقاومت و هم از جهت سازه قابل بررسي است و اگر شوراي شهر تهران با توجه به اين دو وجه چنين تصميمي گرفته است، جاي اميدواري براي اصولي تر کردن ساخت و سازهاي تهران وجود دارد.» معمارزاده با اشاره به اينکه بحث 40 درصد(کمتر يا بيشتر) شيشه در نماي ساختمان ها بحث مهمي است، توضيح مي دهد؛«40 درصدي که براي نماي شيشه يي تصويب شده است، بيشتر از اينکه در اندازه شيشه تاثير بگذارد بايد روي طراحي شهري تهران اثر بگذارد، چرا که معماري تهران از هويت ايراني و غني بسيار فاصله گرفته است.»
معماري بي هويت يا مدرن
يکي از مشکلاتي که در مورد معماري امروز از سوي کارشناسان اين حوزه مطرح مي شود بهره نگرفتن از ديدگاه هاي جامعه شناختي و نيز بي توجهي به نگاه عمومي از سوي مهندسان معماري است که با بهره گيري از الگوهاي نامتجانس جديد که با بافت محله هاي مختلف شهرها منطبق نيست، باعث ناهماهنگي معماري شهرها با مردم شهر و نامتجانس بودن آن با هويت ملي مي شوند. به طوري که از آن محله هاي قديمي که به محض ورود به آنها بافت سنتي و هماهنگ آنها به چشم مي خورد چيزي نمانده است.
عباس اخلاصي مي گويد؛«حتي در شهرهايي مانند دوبي که تعداد ساختمان ها در آن بسيار زياد است، ساختمان ها داراي هويتي است که با ساختار مدرن اين شهر هماهنگ است، اما در تهران اين گونه نيست و در مقاطعي ما شاهد ناهماهنگي ساختمان ها و نماهاي آنها با مناطقي که در آنجا قرار گرفته اند، هستيم و اگر مي خواهيم با قوانين و مصوبه هايي چون مصوبه جديد، نماهاي شيشه يي و... را طي کنيم بايد استانداردها و امکاناتي را به کار بنديم.»
مهناز نفيسي مهندس معمار هم در اين مورد مي گويد؛ «رعايت هويت ملي در نماي ساختمان ها با تصويب چند قانون و اضافه کردن چند تبصره به آنها قابل اجرا نيست، چرا که معماري کنوني ايران بي هويت است و تنها راه حل آن به نظر من اصلاح تدريجي و آموزش درست به دانشجويان دانشکده هاي معماري است چرا که در برنامه درسي دانشجويان معماري، چند واحد معماري اروپايي و اسلامي وجود دارد ولي هيچ واحد درسي براي معماري ايراني وجود ندارد که اين يک مشکل اساسي به نظر مي رسد.» وي راه حل اين مشکل را آموزش درست معماران، تجديدنظر در قوانين شهرداري و آموزش خريداران مي داند.
«منصوري» مدير گروه معماري منظر دانشگاه تهران يکي از کارشناساني است که با مصوبه جديد شوراي شهر تهران مخالف است و با بيان اينکه اين طرح از سه جهت زيبايي شناسي، طراحي و زلزله داراي مشکل است، مي گويد؛ «اگر اين مصوبه براي مساله زلزله تصويب شده است قابل دفاع نيست چون همان طور که اجراي غيراصولي و غيرفني نماي شيشه يي مي تواند هنگام زلزله براي شهروندان خطرآفرين باشد، نماي سنگي و آجري که غيراصولي ساخته شده باشد نيز خطرناک و مشکل آفرين است.» او در مورد بعد فرهنگي کاربرد شيشه در نماي ساختمان ها معتقد است؛ «شيشه هاي رفلکس (انعکاسي) عنصر جديدي است که طبع شهروندان امروزي دوست دارد آن را به عنوان مصالحي که نماد تجدد در زندگي است استفاده کند و ما نمي توانيم سليقه شخصي شهروندان را ناديده بگيريم و چيزي که در شهر و در ميان عموم مانعي ندارد کسي نمي تواند با قانون و تبصره براي آن تعيين تکليف کند.» منصوري با بيان اينکه شوراي شهر فقط مي تواند راهکارهايي را از طريق فرهنگ سازي به مردم ارائه دهد، مي گويد؛ «با بخشنامه کردن نمي توان فرهنگ مردم را کنترل کرد.» در تعارض نبودن کاربرد شيشه در نماي ساختمان ها از ديگر مواردي است که منصوري به آن اشاره مي کند؛ «چه کسي گفته هويت ملي در تعارض يا توافق با شيشه است؟ با اينکه شيشه از مصالح جديد است و در تاريخ معماري ايراني سابقه چنداني ندارد اما اين بدان معنا نيست که ما حق ساختن مصالح جديد و استفاده از آنها را در ساختمان هايمان نداريم.
ممکن است در آينده هم مصالح جديدي ساخته شود که مردم دوست داشته باشند از آنها در ساختمان هايشان استفاده کنند. نمي شود گفت ميل به استفاده از فناوري هاي جديد در تعارض با هويت ملي است.» وي راه حل اين مشکل را به کارگيري مصالح جديد همراه با رعايت نکات ملي و قومي و با استفاده از نظر هنرمندان ها، معماران و دانشگاهيان مي داند که تنها با حمايت مسوولان از نمونه سازي هاي آنها مي توان اميدي به حل شدن اين مشکل داشت. از سوي ديگر با توجه به اينکه بيشتر بر ج ها و آپارتمان هاي بلند تهران ساخته شده اند، تصويب چنين مصوبه هايي خيلي اجرايي به نظر نمي رسد، چرا که بيشتر نماي اين ساختمان ها شيشه يي است و بحث 40 درصد کاربرد شيشه در مورد آنها اجرايي نيست.
اما مديرکل معماري و ساختمان معاونت شهرسازي و معماري شهرداري تهران در اين مورد مي گويد؛ «به هر حال از الان به بعد سعي بر ايجاد کنترل هاي لازم بر اين ساختمان ها و براساس آيين نامه 2008 سعي بر ايجاد فرهنگ سازي براي مالکان قديمي براي استحکام بيشتر ساختمان هايشان و نماي آنها داريم.» مهدي معمارزاده هم در اين مورد معتقد است؛ «با توجه به طرح جامع تهران با تخريب و نوسازي ساختمان هاي فرسوده يي که استحکام آنها در برابر زلزله کم است، مي توان مشکل اين نوع ساختمان ها را از بين برد و اگر شهرداري بخواهد، مي تواند اين نوع ساختمان ها را هم مشمول قانون کند.»
---
اينکه چقدر هويت اين شهر پرساختمان که بلندي آنها ريه هاي تنفسي شهر را گرفته است، مربوط به شيشه و نماي شيشه يي ساختمان ها مي شود معلوم نيست، اما چيزي که مشخص است ساختمان هايي است که روز به روز با نماهاي عجيب و غريب سر از زمين درمي آورند و تنها چيزي که براي سازندگان آنها مهم نيست، هماهنگي آنها با محله هاي ساخت آنهاست. |