 مردي که همسر و فرزندش را به قتل رسانده است در جلسه بازپرسي انگيزه خود را از اين جنايت عنوان کرد.
گفته هاي او از چند نظر حائز اهميت است و در وهله اول بايد توجه داشت در اين جنايت احتمال هر گونه جنون آني يا تصميم لحظه يي از سوي متهم به قتل به طور کامل منتفي است، چرا که او با طرح قبلي دست به اين کار زده و بنا به گفته خودش از مدت ها قبل نقشه به قتل رساندن همسر خود را طراحي کرده است.
در بررسي بيشتر و جدا از فشارهاي رواني و مشکلاتي که بين زن و مرد وجود داشته بايد به شيوه حل مساله از سوي مرد اشاره کرد، چرا که او راه حل عقلايي و درستي براي حل مشکلات خانوادگي انتخاب نکرده است.
در زندگي هاي معمول و معقول معمولاً هنگام اتخاذ هر تصميمي به خصوص در مواجهه با مسائل پراهميت تمام جوانب سنجيده و معمولاً پس از مشورت و در نظر گرفتن پيامدهاي هر تصميم، آن کار اجرايي مي شود، اما در بررسي هاي روانشناختي مي توان دو علت را براي وقوع اين حادثه برشمرد؛ نخست آنکه او از کودکي و به دنبال آن در سنين جواني مهارت هاي مقابله با بحران هاي زندگي را نياموخته و در رودررويي با مشکلات اينچنيني واکنش هايي غيرعقلاني از خود بروز داده است. اما عامل دوم مي تواند نداشتن سلامت روحي- رواني اين شخص باشد که البته اثبات آن به بررسي ها و مطالعات دقيق تري نياز دارد، چرا که تنها پرخاشگري هاي همسر و کنايه هاي او نمي تواند سبب شود مرد اقدام به قتل او و حتي فرزند دو ساله اش کند. در چنين شرايطي و در بحران هاي زندگي اولين راه حلي که به ذهن اينگونه افراد مي رسد انجام برخوردهاي حذفي و قهرآميز است.
براي جلوگيري از تکرار چنين حوادث دردناکي توصيه مي شود سيستم آموزش رسمي کشور در برنامه هاي خود آموزش انواع مهارت هاي زندگي را بگنجاند و زمينه رشد فکري افراد را فراهم کند. جدي گرفتن نظام مشاوره و نگاهي عميق و گسترده به مقوله مشاوره در خانواده ها نيز مي تواند از ديگر عوامل موثر در جهت دهي مثبت به خانواده ها باشد، چرا که در همين مورد اگر فرد قبل از اتخاذ تصميم قتل تحت مشاوره قرار مي گرفت هيچ گاه چنين حادثه يي رقم نمي خورد. |