 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1387 |
|
تبرئه مردي که مقصر خودکشي دوستش شناخته شده بود
|
| | | |
 | پرونده مردي که متهم بود باعث خودکشي دوستش شده است با پس گرفتن شکايت اولياي دم بسته شد. |  پرونده مردي که متهم بود باعث خودکشي دوستش شده است با پس گرفتن شکايت اولياي دم بسته شد.
در جلسه محاکمه اين متهم مطابق روال معمول ابتدا صفرخاکي نماينده دادستان تهران در جايگاه قرار گرفت و کيفرخواست را خواند. وي گفت؛ کاظم مرد 60 ساله متهم به مباشرت در قتل دوستش نيکزاد است. هرچند دادسرا در مرحله اوليه حکم برائت متهم را صادر کرد و مرگ نيکزاد را خودکشي تشخيص داد اما اولياي دم به اين راي اعتراض کردند و شعبه 1156 دادگاه عمومي هم در پي اين اعتراض کاظم را مجرم شناخت، به همين خاطر با استناد به مواد قانوني تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.سپس يکي از برادران مقتول به عنوان ولي دم در جايگاه حاضر شد و گفت؛ من هيچ شکايتي از کاظم ندارم، البته اول به حکم تبرئه اعتراض کردم اما در تحقيقات بعدي که انجام دادم متوجه شدم کاظم هيچ نقشي در خودکشي برادرم نداشته است. من با پزشکان معالج برادرم و کساني که با او در ارتباط بودند، صحبت کردم و از اين بابت که او خودش خودکشي کرده مطمئن شدم و در حال حاضر هم هيچ شکايتي از متهم ندارم.هر چند برادر مقتول شکايت خود را پس گرفت، اما هيات قضات شعبه 71 دادگاه کيفري براي روشن شدن ماجرا از زني که به عنوان آشپز در خانه نيکزاد کار مي کرد، خواست در جايگاه حاضر شود. اين زن گفت؛ من به مدت دو سال در خانه نيکزاد کار مي کردم. او مرد تنهايي بود و از اين تنهايي به شدت رنج مي برد. هميشه صحبت از خودکشي مي کرد. يک بار مي گفت، قرص مي خورم و يک بار مي گفت خانه را به آتش مي کشم، البته هميشه تاکيد داشت در نبود من اين کارها را خواهد کرد. او مي گفت؛ مي دانم تو بچه و شوهر داري و نمي خواهم عکس يک جسد هميشه جلوي چشمت باشد و عذاب بکشي يا اينکه به دردسر بيفتي.
تنها کسي که به خانه نيکزاد رفت و آمد داشت، کاظم بود. او به کاظم بسيار اعتماد و علاقه داشت و با وي درددل مي کرد اما من بيش از اين چيزي نمي دانم.
سپس کاظم در جايگاه حاضر شد و گفت؛ نيکزاد به شدت بيمار بود. چندين بار جراحي کرده بود و هميشه من بودم که از او مراقبت مي کردم.
نيکزاد احساس نااميدي مي کرد و هميشه از خودکشي حرف مي زد و مي گفت بالاخره به زندگي اش پايان مي دهد. او دختري به نام نيکه دارد که از زني انگليسي متولد شده بود.
بسيار دلتنگ دخترش مي شد و هميشه از او صحبت مي کرد، حتي به من گفت بعد از مرگش اموالش را بفروشم و به دخترش بدهم.
متهم ادامه داد؛ البته در شناسنامه يي که من از نيکزاد ديده بودم نام همسرش و نام دخترش ثبت نشده بود.
آدرس يا شماره تماسي هم از آنها نداشتم و فقط مي دانستم که اين دختر در انگلستان زندگي مي کند.
روز حادثه هم نيکزاد با من تماس گرفت و گفت حالش خيلي بد است. من کرج بودم اما به سرعت خودم را به خانه اش رساندم. نيکزاد خيلي ناراحت بود. مي گفت دکترش گفته ديگر نمي تواند سيگار بکشد و به خاطر سينوس هايش هميشه بايد در هواي گرم بماند.
نيکزاد آرام روي مبل نشسته بود. من به گوشه يي از سالن رفتم تا سيگار بکشم، يک لحظه صدايي شنيدم. وقتي برگشتم ديدم نيکزاد نيست. او خودش را از پنجره به بيرون پرت کرده بود. بعد از خودکشي نيکزاد فهميدم سينوس هايش سرطاني شده بود و او اين مساله را مي دانست.
پس از پايان جلسه محاکمه حکم بر برائت متهم صادر شد و به اين ترتيب هيات قضات بر مرگ نيکزاد 60 ساله از طريق خودکشي مهر تاييد زدند. | | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: حجاب و عفاف :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|