 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
جام جم , شنبه 28 ارديبهشت 1387 |
|
پس چرا كلمنته ديپورت شد؟
|
| | | |
 | روزي كه علي دايي در شرايطي عجيب و به طور كاملا ناگهاني به عنوان سرمربي تيم ملي انتخاب شد، با توجه به محدوديت زماني و شروع قريبالوقوع ليگ قهرمانان آسيا، فدراسيون فوتبال و اهالي اين رشته مجاب شدند تا حضور توامان دايي در تيم ملي و سايپا را بپذيرند.
|  روزي كه علي دايي در شرايطي عجيب و به طور كاملا ناگهاني به عنوان سرمربي تيم ملي انتخاب شد، با توجه به محدوديت زماني و شروع قريبالوقوع ليگ قهرمانان آسيا، فدراسيون فوتبال و اهالي اين رشته مجاب شدند تا حضور توامان دايي در تيم ملي و سايپا را بپذيرند.
مصاحبههاي مختلف مسوولان فدراسيون هم بر اين نكته صحه ميگذاشت كه مسوولان سايپا در مورد حضور دايي در تيم ملي همكاري لازم را داشتهاند و به همين دليل حق طبيعي آنهاست كه در اين مدت اندك ناچار به تغيير سرمربي نباشند و تا پايان فصل و بازيهاي متوالي سايپا در ليگ قهرمانان آسيا، دايي را در اختيار داشته باشند.
خود علي دايي هم تنها چند روز پس از انتخابش، در برنامه تلويزيوني «90» تاكيد كرد كه فقط يك بازي سايپا در ليگ قهرمانان آسيا (29 اسفند 86 با الوصل) تداخل نسبي با 2 بازي تيم ملي (2 فروردين 87 با بحرين و 6 فروردين 87 با كويت) دارد و بعد از آن تا پايان ليگ داخلي و آسيايي هيچ برنامهاي براي تيم ملي وجود ندارد.
اما گويا علي دايي از همان موقع به فكر ادامه حضور توامان در تيم ملي و سايپا بود و مثل داستان «لابي قويتر» اينجا هم راه فراري براي خود باقي گذاشته است، چرا كه در آن برنامه گفت: تا پايان بازيهاي سايپا در ليگ قهرمانان آسيا در اين تيم ميمانم و حالا هم ميگويد: كار سايپا در آسيا كه تمام نشده است! ولي در كمال زرنگي به تداخلهاي وحشتناك آينده سايپا و تيم ملي اشارهاي نميكند و وقتي هم كه برنامه (90) و عادل فردوسيپور انگشت روي اين نكته ميگذارد، بر حسب اتفاق(!) تلفن همراه دايي خاموش ميشود تا مجبور به پاسخگويي مقابل افكار عمومي نباشد.
البته در اين مورد كاملا واضح است كه علي دايي غير منطقي حرف ميزند، چون حضور توامان او در تيم ملي و سايپا به طور قطع به هر دو تيم و شخص دايي لطمه خواهد زد. توجه داشته باشيد كه خرداد ماه فصل استراحت تيمها و يارگيري آنهاست كه دايي به صورت تماموقت همراه تيم ملي خواهد بود.
چون تيم ملي 4 بازي فشرده طي يك ماه خواهد داشت. بعد از آن تمرينات پيشفصل تيمها آغاز ميشود و با شروع ليگ هشتم عملا دايي مجبور خواهد بود انرژي، فكر و توان خود را در3 عرصه ليگ برتر، ليگ قهرمانان آسيا و تيم ملي تقسيم كند و اين كار به هيچ عنوان و تحت هيچ شرايطي مقدور نخواهد بود.
اين كه دايي آدم بلندپروازي است و براي رسيدن به خواستههاي خود حاضر است تمام موانع را رد كند و هر كار درست و نادرستي را انجام دهد، نكتهاي كاملا واضح است و مسلما شخص او زير بار انتخاب تيم ملي يا سايپا نخواهد رفت؛ چون هر دو را همزمان ميخواهد ولي سوال اينجاست؛ آنهايي كه يكشبه او را به عنوان سرمربي تيم ملي برگزيدند، چرا اجازه ميدهند دايي تا اين حد خودراي باشد؟ اگر قرار بود فقط در زمان بازيهاي تيم ملي، علي دايي سرمربي باشد و بعد از آن در سايپا باشد، پس چرا كلمنته ديپورت شد؟ مگر او نميخواست در اسپانيا باشد و 10 روز قبل از هر بازي تيم ملي به تهران بيايد؟ اسپانيا و كرج از لحاظ نفس كار چه تفاوتي با هم دارند؟
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: حجاب و عفاف :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|