 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
هزار سال در دل يك سال!
|
| | | |
 | فيلمي كه زمان نمايش آن را هفته دوم مي 2009 اعلام كردند. با توجه به استقبالهايي كه از 2 قسمت نارنيا شده، بعيد به نظر نميرسد نارنياي سوم هم بتواند در گيشه جولان دهد.
|  آنچه در كتابهاي لوئيس ديده و خوانده ميشود، حداقل مربوط به 5 نسل گذشته است. خود او كه متولد 29 نوامبر 1898 است ؛ در پيرانهسري شروع به نگارش كرد و يك مجموعه 7 قسمتي و البته مستقل از خود به يادگار گذاشت و سرانجام هم در ماهي كه به دنيا آمده بود ، رخت از جهان فروبست: 22نوامبر 1963.
اولين فيلمي كه از يكي از كارهاي او ساخته شد، مربوط به سال 1979 است؛ وقايعنگاري نارنيا: شير و جادوگر و گنجه لباس و آخرين فيلم هم وقايعنگاري نارنيا: شاهزاده كاسپين در سال 2008. البته اين وسط يك سريال تلويزيوني در سال 1989 به نام شاهزاده كاسپين از كارهاي او ساخته شد و پيشتر از آن دوبارهسازي شير و جادوگر و گنجهلباس در 1988.
حداقل 5 نسل با كتاب لوئيس خو گرفتند و اين آثار برايشان حكم لالايي داشت. و البته محبوبترين اثر از ميان اين 7 عنوان كتاب، احتمالا همان وقايعنگاري نارنيا: شير و جادوگر و گنجه لباس است كه اولين بار در سال 1950 منتشر شد؛ زماني كه لوئيس 52ساله بود.
قسمت اول وقايعنگاري نارنيا: شير و جادوگر و گنجه لباس 280 ميليون دلار فروخت و قسمت دوم آن وقايعنگاري نارنيا: شاهزاده كاسپين؛ در افتتاحيهاش به رقم فروش 80 ميليون دلار رسيد و حالا در هفته اول ژولاي فروش آن پس از 7 هفته به 138 ميليون دلار رسيده است.
اندرو آدامسون، فيلمساز 42ساله نيوزلندي (او را با شرك 1 و 2 به ياد بياوريد، آدامسون كارگردان اين 2انيميشن بود) كه قسمت اول نارنيا را ساخته بود؛ قسمت دوم را هم جلوي دوربين برد و بيش از هرچيز از امكانات ديجيتال مدرن استفاده كرد. به نحوي كه نارنياي دوم به عنوان فيلمي 140 دقيقهاي، 100 دقيقهاش محصول محض استوديوهاي ديجيتال است.
داستان نارنياي دوم به اين دليل به صنعت رايانه ديجيتال تا اين حد متكي است كه با وجود پرداخت بسيار مناسب قصه اصلي و محبوبيت بسيار زياد داستان، حجم كمي داشت و هيجان بخشيدن به اين داستان با ساختن درگيريها و عرضاندام نيروهاي خير و شر موجود در جنگل نارنيا باعث ميشد كشش و هيجان در طول فيلم ادامه داشته باشد و رقابت چنان تنگاتنگ جلوه كند كه تماشاگران (بويژه كودكان و نوجوانان) جرات نكنند براي لحظهاي چشم بر هم بگذارند، مبادا كه صحنهاي را از دست بدهند. ورود به جنگل نارنيا، دوباره مانند قسمت اول روي ميدهد.
ادموند، پيتر، لوسي و سوزان از طريق همان گنجه لباس كذايي وارد نارنيا ميشوند و به محض ورود درمييابند كه اوضاع آن گونه كه تصور ميكردند بر وفق مراد نيست. در واقع هرچند براي آنها فقط يك سال از وقوع ماجراها گذشته، اما در جنگلهاي نارنيا هزاران سال زمان گذشته است و طي اين زمانهاي طولاني، شاهزاده كاسپين كه وارث اصلي تاج و تخت است از سوي نيروهاي شر تحت فرمان عموي كلهخرابش به حاشيه رانده شده و نارنيا زير سلطه تاريكيها قرار گرفته است.
4 پسر و دختر نوجوان به همراه شاهزاده كاسپين و مساعدتهاي اصلان و حيوانات تحت امرش وارد جنگ و رقابت با نيروهاي شر ميشوند و پس از وقوع ماجراهاي فراوان، شاهزاده نوجوان به تاج و تخت خود ميرسد و عهد ميكند كه روشني و صلح و سعادت را به جنگل نارنيا بازگرداند.
اين تمام داستان نارنياي دوم است كه در بسياري از موارد به قسمت اول شباهت تام و تمام دارد. اما مساله اين است كه تكنيكها و داستان ماجرا در نارنياي دوم بسيار بزرگتر و وسيعتر از قسمت اول است كه سال 2005 اكران شد.
فيلم اول اگرچه از بهترين تكنيكهاي زمان خود و استوديوهاي مجهز ديجيتال براي صحنههاي درگيري و نزاعها و همچنين ساخت و ساز كاراكترها سود ميبرد، گرچه به صورت مفرد هر كدام از كاراكترها بسيار قابل به نظر ميرسيدند؛ اما در مجموع نواقصي مشهود در جمع آنها به چشم ميآمد.
روندي كه در نارنياي دوم ادامه يافت و بسيار هوشمندانه به رفع نقايص پرداخته شده و تكتك كاراكترهاي فانتزي بسيار بهتر پرداخت شدند.
از طرفي، پيش از ساخت قسمت دوم، همان حجم كم داستان و حتي بعضي اظهارنظرها مبني بر ضعف قصه باعث شد، تمركز مداوم بر روي ماجراجوييها و گسترش آنها به صورتي كه هر درگيري بسيار معظم به نظر برسد، معطوف شد و نهايتا فيلمي طولاني اما خوشساخت به دست آمد.
ادعاهايي نيز البته در اينباره به وفور نوشته و گفته شده است و بازهم داستان مربوط به اين است كه نارنيا بهتر از ارباب حلقهها كار شده است. روندي كه براي «قطبنماي طلايي» هم وجود داشت و ادعاهاي فراواني كه فيليپ پولمن 62 ساله به راه انداخت بر اين مضمون كه سري كتابهاي او از جمله همين قطبنماي طلايي بسيار بهتر و فراتر از كتاب ارباب حلقههاي تالكين فقيد است و فيلمهايي كه از آثار او اقتباس شده، يك سر و گردن از تريلوژي ارباب حلقهها بالاتر است.
كه البته اين ادعاها خندهدار است. وقتي دوسوم يك فيلم به طور محض در استوديو ساخته ميشود، اصلا حرفي براي ادعا باقي نميماند. هرچه باشد سري فيلمهاي ارباب حلقهها با بازيگران سرشناس و در لوكيشنهاي بكر نيوزلند كار شدند، هرچند سهم استوديوهاي ديجيتال در پرداخت اين تريلوژيها نيز غيرقابل انكار است.
اما تفاوتها را بايد در نظر گرفت. نارنيا فيلم سرخوشانه و حتي خوشايند و خوشساختي است، اما در سكشن مربوط به خود و قطبنماي طلايي نيز همانطور. عمده اين مباحث هم براي اين راه ميافتد كه به نوعي مجوز ساخت سريهاي بعدي زودتر صادر شود؛ چنان كه وقتي نارنياي دوم 70 درصد كارهايش در حال انجام بود، كمپاني والت ديزني پروژه سوم يعني «وقايعنگاري نارنيا: سفرداون تريدر» را در دستور كار قرار داد و حتي مايكل آپتد را به عنوان كارگردان نارنياي سوم معرفي كرد. فيلمي كه زمان نمايش آن را هفته دوم مي 2009 اعلام كردند. با توجه به استقبالهايي كه از 2 قسمت نارنيا شده، بعيد به نظر نميرسد نارنياي سوم هم بتواند در گيشه جولان دهد.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|