 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
2 زندگی فدای عشق سیاه
|
| | | |
 | مرد جوانی که اسیر عشق سیاه یک زن شد و شوهر او را با شلیک گلوله کشت امروز در دادگاه کیفری تهران به اشد مجازات محکوم شد. |  مرد جوانی که اسیر عشق سیاه یک زن شد و شوهر او را با شلیک گلوله کشت امروز در دادگاه کیفری تهران به اشد مجازات محکوم شد.
در نشست رسیدگی به این پرونده که یکشنبه در شعبه 71 دادگاه کیفری تهران به ریاست قاضی «نورا... عزیزمحمدی» و با حضور چهار مستشار برگزار شد ابتدا نماینده دادستان به تشریح کیفرخواست پرداخت.
«آرش سیفی» اعلام کرد : مجید 27 ساله ، ظهر 26 مرداد 1385 شوهر زن مورد علاقه اش به نام سعید را در خیابان کارگر شمالی کشت و موبایل و سوییچ ماشین او را دزدید.اکنون با توجه به مرگ پدر و مادر قربانی به خاطر کهلوت سن و صغیر بودن فرزندان سعید ، به نمایندگی از آنان برای جانی اشد مجازات (قصاص نفس) خواهانم.
سپس تینا 34 ساله (زن سعید) در جایگاه ویژه قرار گرفت و درباره آشنایی اش با مجید گفت : در .... کار می کردم که با مجید و خانواده اش آشنا شدم.آنها وضع مالی خوبی نداشتند و به همین خاطر به خواهر معلول و پدر سالخورده اش کمک می کردم.
*قاضی: پرینت مکالمه ها و پیام های کوتاه ثبت شده در مخابرات نشان می دهد مجید به تو علاقه داشت ، قبول داری؟
*تینا : ما پیام های کوتاه معنوی و شعر برای هم می فرستادیم اما پس از مدتی متوجه شدم مجید از این رابطه برداشت غلطی کرده است.
قاضی عزیز محمدی ، چند پیامک مجید را که متاهل است و برای تینا فرستاده بود خواند و اظهار داشت : شواهد نشان می دهد این پسر می خواست رابطه تو و شوهرت را خراب کند. اگر تو این موضوع را فهمیده بودی پس چرا رابطه ات را با مجید قطع نکردی؟
*تینا : وقتی شوهرم این موضوع را فهمید می خواست با مجید قرار بگذارد و سعی کردم او را قانع کنم که رابطه ای میان من و این پسر وجود ندارد اما گوشش بدهکار نبود.
* قاضی : در بازجویی های مقدماتی گفته ای شوهرت هشدار داده بود که مجید آدم خوبی نیست ؛ پس چرا با او تلفنی صحبت می کردی؟
*تینا : من فقط می خواستم به او و خانواده اش کمک کنم.
*قاضی : مادر مجرم گفته است شب جنایت به سراغ مجید رفتی تا او را ببینیی ، چرا؟
*تینا : رفته بودم تا ببینم چه بلایی سر شوهرم آورده است.
* قاضی : چه مدتی با مجید رابطه داشتی؟
* تینا : چهار ماه.
رئیس دادگاه از اعظم 43 ساله که شاهد جنایت بود خواست در جایگاه ویژه قرار گیرد.این زن گفت : در بالکن لباس پهن می کردم که متوجه درگیری دو مرد شدم اما چهره قاتل را ندیدم.
وی توضیح داد : قربانی به محض اینکه مرا دید درخواست کرد به پلیس تلفن بزنم.او گفت این پسر (اشاره به مجید) می خواهد مرا بکشد.همان لحظه بود که مرد مو بلند با اسلحه به شکم سعید شلیک کرد.بعد به سمت ماشین رفت ، یک ساک را برداشت و در گوش قربانی چیزی گفت.مجید،این بار سر سعید را نشانه رفت و گریخت.
وقتی نوبت دفاع مرد تیرانداز رسید منکر جنایت شد : من تحت فشار ، آدمکشی را گردن گرفتم اما واقعیت این است که کارگرم سعید را قربانی کرد!
وی اضافه کرد : قرار بود چهارشنبه شوهر تینا را ببینم اما این زن اصرار کرد قرار را به یکشنبه بیندازیم.یادم است تینا با من تماس گرفت و گفت سر قرار نروم چون شوهرش خیلی عصبانی است.به همین خاطر کارگرم را فرستادم و تازه شب فهمیدم درگیری آنان بالا گرفته و سعید کشته شده است.
*قاضی : در بازجویی ها ، جزییات جنایت را بیان کرده ای و به بازسازی صحنه پرداخته ای ، حالا چطور منکر می شوی؟
مجرم سکوت کرد.
همچنین رحیمی (عضو هیئت قضایی شعبه 71 دادگاه کیفری) عکس های مجرم به هنگام بازسازی صحنه جنایت را نشان و مجید به سکوت خود ادامه داد.
به دنبال دفاع ضد و نقیض این مرد ، هیئت قضایی وارد شور شد و او را به مرگ محکوم کردد.حکم تا 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی است. | | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|