سه شنبه 20 بهمن 1388

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهی در هموطن 
نسخه موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
رقص در میانه بازارم آرزوست!
:: نکته آموزشی ::
برای قطعه‌ای جان بدهید که برای شما تب کند!

اخبار داخلی حوادث کلاهبرداري کلان متخصص قلابي از دانشجويان پزشکي

 
 

اعتماد , چهارشنبه 6 آذر 1387

کلاهبرداري کلان متخصص قلابي از دانشجويان پزشکي

 
 

وقتي نوبت من شد مدير شرکت استقبال گرمي از من کرد و گفت به زودي در يکي از بهترين مکان هاي تهران مطبي داير و مرا استخدام مي کند.

مرد شيادي که در پوشش پزشک متخصص دانشجويان پزشکي را فريب داده و با وعده هاي واهي در مورد اشتغال آنها ميليون ها تومان کلاهبرداري کرده بود، به دام افتاد.
به گزارش خبرنگار ما تحقيقات براي دستگيري اين کلاهبردار پس از شکايت يک دانشجوي پزشکي در دستور کار پليس قرار گرفت. اين جوان که دانشجوي ترم آخر رشته پزشکي است چندي قبل به دادسراي ناحيه
 

" بيژن که خودش را متخصص داخلي معرفي مي کرد در ادامه گفت براي اينکه بتوانم استخدام شوم بايد مبلغ 400 هزار تومان به او بدهم. من هم حرف هايش را باور کردم و با پدرم در شهرستان تماس گرفتم و از او 400 هزار تومان قرض کردم. ... "

 
 
11 تهران مراجعه کرد و با اعلام اينکه از او کلاهبرداري شده است به داديار پرونده گفت؛ چند سال قبل با سختي و مشقت زيادي در دانشگاه قبول شدم و براي تحصيل به تهران آمدم. با انجام کارهاي مختلف مثل تدريس و کار در يک کتابفروشي هزينه هاي تحصيلم را تامين کردم تا اينکه وقتي به ترم آخر رسيدم تصميم گرفتم در رشته خودم کار کنم. به هر کجا که فکر مي کردم بتوانم در آنجا مشغول به کار شوم سرزدم اما فايده يي نداشت چون فارغ التحصيلان پزشکي زياد هستند و کار براي آنها کم است من هم نتوانستم شغلي پيدا کنم. تا اينکه روزي يکي از دوستانم که براي کار به او سفارش کرده بودم بريده يک روزنامه را به من نشان داد و گفت؛ با شرکت کاريابي که در روزنامه آگهي داده، تماس بگيرم. در آن آگهي شرکتي تحت مديريت فردي به نام بيژن براي استخدام چند پزشک اعلام نياز کرده بود. با تصور اينکه فرصت مناسبي به دست آمده با شماره اعلام شده تماس گرفتم و فرداي آن روز به دفتر شرکت رفتم. افراد زيادي براي کار به آنجا آمده بودند. بالاخره وقتي نوبت من شد مدير شرکت استقبال گرمي از من کرد و گفت به زودي در يکي از بهترين مکان هاي تهران مطبي داير و مرا استخدام مي کند.
بيژن که خودش را متخصص داخلي معرفي مي کرد در ادامه گفت براي اينکه بتوانم استخدام شوم بايد مبلغ 400 هزار تومان به او بدهم. من هم حرف هايش را باور کردم و با پدرم در شهرستان تماس گرفتم و از او 400 هزار تومان قرض کردم. روزي که بيژن پول ها را از من گرفت قبض رسيد به من داد و گفت يک ماه بعد همه چيز درست مي شود. او به من گفت از همه پول بيشتري دريافت مي کند و بابت ضمانت
 

" در اين مدت چند بار نيز با بيژن تماس گرفتم. او گفت مشغول انجام کارها است. سرانجام طبق قول و قرارمان ماه بعد به دفتر بيژن رفتم اما ديدم در شرکت بسته است و تابلوي آن نيز سر جايش نيست. ... "

 
 
سفته مي گيرد اما چون من شهرستاني هستم تخفيف مي دهد و سفته نيز نمي گيرد. پس از آن ماجرا را براي همه دوستانم تعريف کردم و گفتم قرار است مشغول به کار شدم.
در اين مدت چند بار نيز با بيژن تماس گرفتم. او گفت مشغول انجام کارها است. سرانجام طبق قول و قرارمان ماه بعد به دفتر بيژن رفتم اما ديدم در شرکت بسته است و تابلوي آن نيز سر جايش نيست. چون نگران شده بودم با تلفن همراه بيژن که يک خط اعتباري بود تماس گرفتم اما گوشي او خاموش بود. در ادامه وقتي از همسايه هاي بيژن پرس وجو کردم آنها گفتند بيژن کلاهبرداري کرده و فراري است.به دنبال اين شکايت در حالي که به دستور داديار پرونده تحقيقات براي دستگيري بيژن آغاز شده بود افراد ديگري نيز با حضور در دادسرا از بيژن شکايت کردند. اکثر شاکيان از دانشجويان رشته هاي پزشکي بودند و با پرداخت مبالغي بين 300 تا 700 هزار تومان در دام مرد شياد گرفتار شده بودند. به اين ترتيب در حالي که تعداد شاکيان به 10 نفر رسيده بود پرونده براي انجام بررسي هاي دقيق تر در اختيار کارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت.طي اين تحقيقات پرينت مکالمات تلفني دفتر کار بيژن مورد بررسي قرار گرفت و شماره هايي که او با آنها تماس گرفته بود به دقت کنترل شد. در اين ميان چند شماره که متهم بيش از ساير شماره ها با آنها تماس گرفته بود توجه کارآگاهان را جلب کرد. به اين ترتيب با مکان يابي اين خطوط از آنجايي که افسران پليس احتمال
 

" اکثر شاکيان از دانشجويان رشته هاي پزشکي بودند و با پرداخت مبالغي بين 300 تا 700 هزار تومان در دام مرد شياد گرفتار شده بودند. ... "

 
 
مي دادند بيژن با ساکنان اين مکان ها ارتباط خاصي دارد آنجا را به طور نامحسوس تحت کنترل قرار دادند.سرانجام تحقيقات پليس به نتيجه رسيد و مشخص شد يکي از اين مکان ها خانه بيژن است. به اين ترتيب ماموران در کمين متهم نشسته و منتظر شدند تا او به منزلش مراجعه کند.سرانجام در حالي که بيژن از تحت نظر بودن خانه اش بي اطلاع بود در حالي که در ساعت هاي پاياني نيمه شب قصد داشت وارد خانه اش شود خود را در محاصره پليس ديد و به دام افتاد.اين مرد پس از دستگيري تحت بازجويي قرار گرفت و اتهامش را مبني بر کلاهبرداري از افراد جوياي کار پذيرفت. او گفت با راه اندازي دفتري در يکي از مناطق مرکزي شهر و با انتشار آگهي در روزنامه ها افرادي را که بيکار بودند اغفال مي کردم و به طعمه هايم که دانشجويان پزشکي بودند وعده راه اندازي مطب در مناطق مرفه نشين شهر را مي دادم و از آنها پول هاي زيادي مي گرفتم. اين متهم همچنين گفت براي جلب اعتماد طعمه هايم ادعا مي کردم پزشک متخصص هستم و به برخي از آنها وعده کار در مطب خودم را مي دادم.بنابراين گزارش در پي اعتراف اين متهم وي با صدور قرار قانوني روانه زندان شد.

 
 
   
 
تحليل
:: تا انتخابات ::
زني داراي 4 پاسپورت‌ در همه اغتشاشات حضور داشته است
:: اقتصادی ::
بهمني: حذف سه صفر فعلا لازم نيست
:: فناوری اطلاعات ::
آی‌پد کابوس اورولی
:: روی خط جوانی ::
فاصله افتاده بين من و تو...
:: ورزش ::
مايلي‌كهن: دعواي من و قلعه‌نويي از جنگ ايران و عراق بدتر نبود
:: فرهنگ و هنر ::
توضيحات «علي معلم» درباره حواشي مراسم پاياني جشنواره
:: حوادث ::
استرس اجازه نداد قتل را طبق نقشه انجام دهيم

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  معرفی ما  ::  نقشه سايت  ::  آگهی در هموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۸۷ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار