چهارشنبه 20 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی گفتگوی ويژه نيوشا ضيغمي: تلاش مي‌كنم تا حاشيه نداشته باشم

 
 

خانواده سبز , شنبه 28 دي 1387

نيوشا ضيغمي: تلاش مي‌كنم تا حاشيه نداشته باشم

 
 

سال 38 بود كه براي بازي در سريال «در چشم باد» به كارگردان مسعود جعفري جوزاني انتخاب شد و نخستين تجربه وي در عرصه بازيگري بود، اما او استعدادهاي زيادي داشت و ...

سال 38 بود كه براي بازي در سريال «در چشم باد» به كارگردان مسعود جعفري جوزاني انتخاب شد و نخستين تجربه وي در عرصه بازيگري بود، اما او استعدادهاي زيادي داشت و همين امر باعث شد كه كارگردانان سينما از او براي حضور در كارهاي‌شان دعوت به عمل آورند و همين امر باعث شد تا در سال 83 در فيلم «مواجهه» بازي كند.
پس از آن در «شوريده» ايفاي نقش كرد و به دنبال آن تردست، حس پنهان، پارك‌وي، اخراجي‌ها، قرنطينه، توفيق‌اجباري، تلافي و آخرين كاري كه او در آن بازي كرد، فيلم اخراجي‌هاي 2 بود. او به واسطه استعداد و توانايي و تلاش مستمر خود توانست در مدت كوتاهي در نقش اول فيلم‌هاي سينمايي بزرگي كار كند. او با بازي در فيلم «شوريده» به كارگرداني محمدعلي سجادي كه پيش از آن در «تردست» براي او بازي كرده بود گامي بزرگ در سينما برداشت و با حضور در جشنواره بيست و چهارم فيلم فجر، توانست نامزد دريافت تنديس بازيگر نقش اول زن شود و با «هديه تهراني» رقابت كند.
او در همان سال فيلم «مواجهه» را هم در جشنواره بيست و چهارم داشت و همين امر باعث شد تا نگاه كارگردانان را به سوي خود معطوف كند.
اما درباره نيوشا ضيغمي بايد اشاره داشت كه او با بازي در فيلم «اخراجي‌ها» به دليل حضور بازيگران بزرگ، تجربه خوبي كسب كرد. فيلمي كه پرفروش‌ترين فيلم تاريخ سينماي ايران نام گرفت. او در سري دوم اين فيلم هم حضور دارد. آنچه كه در مورد ضيغمي بايد به آن اشاره كرد، اين است كه اين بازيگر جزو بازيگران باهوش و بااستعداد سينماي ايران است كه ظرف چند سال نام خود را به خوبي مطرح كرد و در آينده هم از او بيشتر خواهيم شنيد، گفتگوي ما با اين بازيگر جوان سينماي ايران را بخوانيد.

يك بيوگرافي؟
به سال 1359 در تهران متولد شدم. تحصيلاتم را در رشته روانشناسي كودك و در مقطع كارشناسي در دانشگاه شهيد بهشتي به پايان رسانم. علاقه به بازيگري باعث شد به كلاس‌هاي بازيگري كانون سينما‌گران جوان بروم و سال 83 از آنجا فارغ‌التحصيل شوم.يك خواهر كوچكتر از خودم دارم.

پس از شروع پرکاری که در ابتدای سال داشتید به نظر مي‌آید در نیمه دوم سال کم کارتر شده‌اید؟
ضيغمي: متاسفانه یا خوشبختانه تمام فیلم‌های من پشت اکران ماندند و یکدفعه با هم اکران شدند نمي‌دانم این مسئله به نفع من تمام شد یا به ضررم؛ اما برای شناخته شدن من در نگاه مخاطب، نکته مثبتی بود که اتفاق افتاد. هرچند از این مي‌ترسيدم که بیننده از من خسته شود. این که مدتی پشت سر هم روی پرده سینما باشی اتفاق قشنگی نیست، اما تنها نکته‌اي که برای من خوشایند بود، این است که نقش‌هایم در این کارها با هم متفاوت بودند.
اتفاق امروز باعث شده كه مخاطب من را بشناسد، چون دارم بازتابش را در اجتماع مي‌بينم، اما يك جاهايي هم ممكن است بيننده از دست من خسته شود. اين اتفاق، كار من را به شدت سخت كرده و امروز براي انتخاب بعدي‌ام به شدت محتاطم. اينكه در چارچوب نگاه بيننده تكراري نباشم و خودم هم به عنوان بازيگر دچار تكرار نشوم و فضايي متفاوت با تجربيات جدید داشته باشم.

با توجه به نقش‌های متفاوتی که بازی کرده‌اید، امروز شما خودتان را بازیگر کدام ژانر مي‌دانید؟
ضيغمي: ژانری برای خودم تعریف نمي‌کنم. در حال حاضر فیلمنامه خوب است که من را ترغیب مي‌‌كند که نقشی را بپذیرم؛ زمانی هست که شما در حال آزمون و خطا هستيد تا ببينيد که کدام ژانر یا فضا را مي‌پسندید و با آن ارتباط برقرار مي‌کنید، اما من هیچ مرزی بین سینمای هنری و تجاری قائل نیستم و فکر مي‌کنم سینما، هنری است که باید مخاطب داشته باشد، مگر این که شما سینمای شخصی داشته باشید و فقط بخواهید حرفی برای خودتان بزنید. فیلم مي‌تواند در هر ژانري باشد اما مخاطب داشته باشد. من به سینمای صاحب تفکر اعتقاد دارم و از این به بعد سعی مي‌کنم اگر کاری را مي‌پذیرم، اثري باشد که حرفی برای گفتن داشته باشد. خیلی هم میل ندارم که حتما و به هر قيمتي بازی کنم، چون به جایی مي‌رسی که حضور برایت عین عدم حضور مي‌شود. به عنوان یک بازیگر مسیری برای خودم تعریف کرده‌ام و حضور صرف برايم معیار نیست.
متاسفانه در سينماي ايران، ما خيلي سريع براي آدم‌ها اتيكت و برچسب درست مي‌كنيم.كليشه مي‌سازيم.مي گوييم اين بازيگر گيشه است آن يكي مال سينماي هنري است. در صورتي كه فكر مي‌كنم اگر بازيگر به مفهوم واقعي واژه بازيگري، بازيگر باشد به فكر خوب كار كردن است. فكر مي‌كنيد مردم تا چه حد من «نيوشا ضيغمي» را در قالب اين چيزي كه در زندگي عادي‌ام هستم مي‌پذيرند؟ اينكه فقط بيايم و حضور داشته باشم؟يك جايي مي‌رسد كه مردم دوست دارند يك آدم متفاوت ببينند يك چهره جديد و غير تكراري.شايد سوژه«قرنطينه» يك سوژه تكراري باشد. مشابه اين داستان هزار بار در سينماي جهان و ايران تكرار شده، اما نكته مثبتي كه در اين فيلم بود ومن را ترغيب كرد كه بپذيرم در آن كار كنم، يك اتفاق درباره خودم بود، اين كه به من اجازه داده شد تا با يك ظاهر جديد روي پرده سينما ظاهر شوم. ظاهري كه به واسطه‌اش اعلام آمادگي كردم حاضرم به مفهوم بازيگري بها بدهم. اينكه نمي‌خواهم بازي‌اي فقط متكي به چهره داشته باشم. شايد دروغ بگويم، از چهره شدن در سينما خوشم نمي‌آيد، اما اصل بازيگري برايم چيز ديگري است. امروز اينطور شده‌ام كه با ولع هر چه تمام‌تر، دنبال فيلمنامه‌هايي مي‌گردم كه به من اين اجازه را بدهد چهره متفاوتي از خود عادي‌ام داشته باشم.

يعني، هم در جايگاه ظاهري و هم در جايگاه متفاوت بازي كردن تاکیدی روی مثبت یا منفی بودن نقش دارید؟
ضيغمي: من مي‌گویم فیلم خوب، فیلم بد يا نقش خوب، نقش بد. به نظر من نقش خوب نقشی است که بازیگر بتواند توانایی‌های خود را در آن بروز دهد. در چنین شرایطی آن نقش مي‌تواند مثبت یا منفی باشد. البته گاهی هم پیش مي‌آید که یک نقش منفی، بسیار دوست داشتنی از آب در می‌آید و شما ارتباط خوبی با آن برقرار مي‌کنید. اين خیلی مهم است که نقش چطور نوشته و پردازش شده باشد.

میانه شما با تلویزیون چطور است؟
ضيغمي: فرقی بین سینما، تلویزیون و تئاتر نمي‌گذارم. من کارم را با یک پروژه تلویزیونی شروع کردم و به این مسئله هم افتخار مي‌کنم. اتفاقا شايد دامنه تاثيري که تلویزیون دارد، سینما نداشته باشد. چون تلویزیون رسانه پرقدرتی است، اما متاسفانه در تلویزیون یک سری سریال‌ها و تله فیلم‌های بسیار پیش پا افتاده تهیه مي‌شود و این اتفاق باعث شده مرزی بین سینما و تلویزیون ایجاد شود. من برای خودم هیچ مانعی برای حضور در تلویزیون نگذاشته‌ام، اما باید کار خوبی مثل اولین تجربه‌ام «در چشم باد» باشد که آن را انتخاب کنم. (در چشم باد، يك سريال تاريخي به كارگرداني مسعود جعفري جوزاني است كه هنوز تصويربرداري آن تمام‌نشده است).

با این اوصاف شما امروز به بازیگری چه نگاهی دارید؟
ضيغمي: روزي كه تصميم گرفتم بازيگري را شروع كنم با خودم گفتم يا بازيگري جدي خواهم بود يا اصلا نمي‌مانم. يعني هيچ زماني به كم، فكر نكردم. هيچ زماني به اين فكر نكردم سرسري با اين كار برخورد و به عنوان تفريح به آن نگاه كنم. تجربه اولم با آقاي جوزاني بود و تجربه دومم نقش اول فيلم آقاي سجادي. اصلا به امر كوچك، فكر نكردم. شايد خيلي ذهن آرماني و بلند پروازي داشته باشم اما با خودم گفتم من بايد اين كار را انجام دهم وگرنه اصلا انجامش نمي دهم.

غیر از بازیگری به چه کارهای دیگری در زمینه هنر علاقه دارید؟
ضيغمي: دلم مي‌خواهد در کنار بازیگری، کارگردانی و نویسندگی را هم تجربه کنم. دوست دارم سال‌های بعد، در این کارها اثری از خودم باقی بگذارم. اثری که بتواند در سینما تاثیر داشته باشد و ماندگار شود. هیچ کس امروز نمي‌تواند منکر تاثیر «داریوش مهرجویی» روی سینمای ما در زمانی که «گاو» را ساخت بشود و همین طور تاثیر «مسعود کیمیایی» وقتی فیلم «قیصر» را ساخت. من در 10 سال آینده به دنبال چنین نقشی هستم. «نیوشا ضیغمی» در یک دهه دیگر باید به این شرایط دست پیدا کرده باشد و اثری از خودش به جا بگذارد که اگر 30 سال دیگر درباره آن صحبت شد بگویند فلانی آمد وکار نویی کرد.

با حواشی سینما چه مي‌کنید؟
ضيغمي: وقتي يك نفر قبول كرد كه زير ذره‌ بين برود و روي پرده نقره‌اي ديده شود، پس خيلي بيشتر از مردم عادي ديده خواهد شد. پس اين مسئله بهايي هم دارد و بهاي آن اين است كه بايد از خودش مراقبت كند. چيزهايي كه شايد در زندگي طبيعي مردم خنده‌دار به نظر بيايد، اما تو بايد آن را رعايت كني.اما يك بخش از اين موضوع به تخيلات آدم‌ها بر مي‌گردد كه هيچ طوري نمي تواني از دست آن فرار كني. به محض اين كه دو بازيگر، چهار تا فيلم با هم بازي مي‌كند اين تخيلات شروع مي‌شود يا هزار تا چيز ديگر. چيزهايي كه به مراقبت‌هاي شخصي آدم ربط پيدا مي‌كند خيلي مهم است. اينطوري تو خودت را از حاشيه دور مي‌كني. من چون از حاشيه بيزازم سعي كرده‌ام خيلي از خودم مراقبت كنم و در چارچوب زندگي خانوادگي و معمولي، خودم را از اين چيزها دور كنم.

چند تا سوال هم خارج از دنیای سینما و بازیگری. زندگی آرماني و ايده‌آل برای شما چه تعریفی دارد؟
ضيغمي: در تعریف زندگی آرماني و ایده‌آل نخستین چیزی که خیلی مهم است، زندگی هدفمند است. اگر فرد به این نتیجه برسد که هدفش از زندگی چیست و برای چه چیزی دارد زندگی مي‌کند و برای خودش مشخص کند زمانی که به اولین هدف رسید زیربنایی مي‌شود برای رسيدن او به دومین هدف و... به اين ترتيب به ایده‌آلش در زندگي نزدیک مي‌شود.
البته به اندازه تمام انسان‌های روی زمین ایده و نظر درباره زندگی آرماني وجود دارد، اما به نظر من همان طور که در بحث‌های روانشناسی و ادیان مختلف به آن اشاره شده، انسان موجود به شدت پیچیده و قدرتمندی است. اگر بتواند قدرت درونی خود را باور کند، این باور باعث رشد او مي‌شود که نتیجه آن ساختن یک زندگی آرماني است. زندگی‌اي که در آن هم هدف وجود دارد هم سلامت روحی، روانی، جسمی و... در کنار همه اینها انگیزه.

آیا در کنار همه اینها به ازدواج و تشکیل خانواده هم فکر مي‌کنید؟و نظرتان در رابطه با زنان موفق؟
ضيغمي: قطعا. من فکر مي‌کنم کار و پیشرفت یک زن در جامعه هیچ ربطی به موفقیتش در زندگی شخصی و خصوصی‌اش ندارد. زنی مي‌تواند در جامعه موفق باشد که زندگی شخصی موفق و سلامتي داشته باشد.

شما چه زماني مي‌خواهید به این موفقیت برسید؟
ضيغمي: هر وقت که موقعش برسد و شرایطش فراهم شود. به نظرم این اتفاقی نیست که بشود زمان و مکان خاصی برایش تعریف کرد. باید وقتش برسد. با تشكر از وقتي كه در اختيار ما گذاشتيد.
خدايا به داد همه‌مان برس
هميشه از جنگ و كشتن آدم‌ها نفرت داشتم. هميشه با شنيدن اخبار كشته شدن آدم‌ها دلم لرزيده. هميشه با نگاه به تصاوير رقت‌باري كه خيلي‌ها چشم به روي آن بسته‌اند به انسان بودن خيلي از اين آدم‌نماها شك كرده‌ام. هميشه از آزار كودكان نفرت داشته‌ام، هميشه...نمي‌دانم با چه زباني بايد درباره اين اتفاقات صحبت كرد؟ نمي‌دانم چطور مي‌شود ديد و عكس‌العمل نشان نداد؟ نمي‌دانم چرا بايد ديد اين همه زن و كودك بي‌گناه مورد ظلم واقع مي‌‌شوند و دم بر نياورد؟ نمي‌دانم يك انسان چقدر مي‌تواند قصي‌القلب باشد كه به همنوع خودش اين قدر ظلم كند و حقوقش را پايمال كند؟ نمي‌دانم ما انسان‌ها كي مي‌خواهيم دست از اين زياده‌خواهي برداريم؟ نمي‌دانم كي از اين كشت و كشتار خسته مي‌شويم؟ نمي‌دانم...
در اين باره سوال‌هاي فراواني در ذهنم دارم و مدام آنها را با خودم مرور مي‌كنم اما حيف، حيف كه براي هيچ كدامشان جوابي پيدا نمي‌كنم، هيچ جوابي. هيچ جواب قانع‌كننده‌اي. هيچ چيزي كه بشود دل به آن خوش كرد. انگار دوره خشم و نفرت شده در جهان زيباي خدا. انگار...
مردم بي‌دفاع غزه روزهاي زيادي است كه دارند شكنجه مي‌شوند و همه مردم دنيا هم عليه اين اتفاق معترضند اما مهاجمان انگار نه انگار كه اتفاقي افتاده و به كارهاي شنيع خودشان ادامه مي‌دهند و آدم‌هاي بي‌گناه را مي‌كشند. انگار هيچ واهمه‌اي براي آنها وجود ندارد. انگار...
خدايا به داد همه‌مان برس. خدايا به داد مردم دردمند غزه برس كه هيچ ياوري جز تو ندارند. خدايا...

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
۸۳ درصد اولیا، کیفیت آموزش مجازی را «خوب» و «خیلی خوب» ارزیابی کردند
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار