 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
هموطن , چهارشنبه 26 بهمن 1384 |
|
گفتوگو با مهدی صادقی دبیر کتاب سال گرافیک دانشجویی
|
| | | |
 | «کتاب سال گرافیک دانشجویی» عنوان کتابی است که اخیرا و برای اولین بار روانه بازار نشر شده است. | دیگر این روزها بعید به نظر میرسد که کسی «گرافیک» را با «ترافیک» اشتباه بگیرد. خیلیها در خانواده و فامیل حداقل یک دانشجو گرافیک دارند و کم و بیش این رشته هنری را میشناسند.
«کتاب سال گرافیک دانشجویی» عنوان کتابی است که اخیرا و برای اولین بار روانه بازار نشر شده است، بر آن شدیم با دبیر این مجموعه گفتوگو کنیم.
«مهدی صادقی» متولد 1352 و دانش آموخته گرافیک از دانشگاه تربیت مدرس است. او استاد مدعو در دانشگاههای شاهد، شریعتی، آزاد و دانشکده صدا و سیماست که به همراه چند نفر از استادان دیگر، این کتاب را منتشر کرده است. این گفتوگو پیش روی شماست.
* چی شد که به فکر انتشار این کتاب افتادید؟
چند سالی است که در اثر ارتباطی که با دانشجویان رشته گرافیک در دانشگاههای مختلف دارم با ضعفها و کمبودهای آموزشیشان تا حدودی آشنا شدم. دیدم که آنها کارشان را جدی نمیگیرند و به تمرینهای کلاسیشان، بیشتر به چشم مشق شب نگاه میکنند تا این که بخواهند تجربهای کنند، چیزی یاد بگیرند و حرفهای شوند.
مثل این که علاقهاشان را به این رشته از دست دادهاند. به فکر افتادم بستری فراهم کنم تا بتوانند خودشان را بیابند و عیار کارشان را درک کنند. باید کاری کرد تا بتوانند با دیگر هم رشتهایهایشان در دانشگاهها و شهرهای دیگر، خودشان را مقایسه کنند. به نظرم رسید طرح «کتاب سال گرافیک دانشجویی» میتواند این هدف را عملی کند.
* خب با برگزاری یک نمایشگاه هم میتوانستید به این هدف برسید!
نه نمایشگاه نمیتوانست چنین انگیزهای را در دانشجویان بوجود بیاورد تا خودشان را بسنجند. ضمن این که برگزاری نمایشگاه، محدودیتهایی هم دارد. مثلا ما نمیتوانیم تمام کسانی که از شهرهای دور هم کاری فرستادهاند را بیاوریم تا نمایشگاه را ببینند یعنی اصلا امکانش نبود. بایستی کتاب منتشر میشد تا بتواند ایجاد انگیزه کند.
* نمیشد نمایشگاه را در شهرهای مختلف برگزار کرد؟
ببینید ماندگاری کتاب خیلی بیشتر است. نمایشگاه یک هفته، 10 روز یا حداکثر یک ماه هست بعد کم کم فراموش میشود و حتی تاثیرش هم دیده نمیشود، اما کتاب میتوانست به این اهداف، ماندگاری بدهد. کتاب همیشه در دسترس است و با هر بار دیدنش، انگیزه برای کتاب بعدی بیشتر میشود. از طرفی برگزاری نمایشگاه آن هم در چند شهر هزینههای زیادی میخواهد که برای ما مقدور نبود.
* یعنی فکر میکنید با انتشار کتاب سال، بیشتر به هدفتان نزدیک شدید تا برگزاری نمایشگاه؟
من یک مثال میزنم. چندی پیش به طور اتفاقی با ناشری همصحبت شدم که مرا نمیشناخت وقتی صحبتهایمان گل کرد متوجه شدم از طریق همین کتاب توانسته بود طراح موردنیازش را پیدا کند و به او سفارش جلد کتاب بدهد او از پوسترهای آن دانشجو خوشش آمده بود و تصمیم گرفته بود با او همکاری کند و اتفاقا از این همکاری راضی بود. یا همین چند روز پیش، یکی از دوستانم که دفتر تبلیغاتی معتبری دارد به من گفت که از طریق «کتاب سال گرافیک دانشجویی» توانسته است طراح جوانی را پیدا کند و بهش سفارش کار بدهد.
میگفت وقتی دیدم کارهای مورد تایید استادان مطرحی چون آقای شیوا و گلپریان و اسداللهی و... است مطمئن شدم که طراح خوبی است. ببینید این یعنی رسیدن به آن هدف حرفهای که مدنظرمان بود. میخواستم دانشجوها را به محیط حرفهای نزدیک کنم که تا حدودی هم موفق بودیم، در صورتی که بعید میدانم با نمایشگاه به این هدف میرسیدیم.
* از بعضی داوران نام بردید. ملاک انتخاب داوران چه بود؟
برای انتخاب داوران چند ملاک در نظر داشتم. اول این که داوران در این حرفه، سرآمد و سرشناس و دارای جایگاه تعریف شده باشند. واضح است که هر کدام از این داوران، از چنین جایگاهی برخوردارند. کسی نیست که در وادی هنر گرافیک باشد و نام استاد شیوا یا آقای سپهر و... را نشنیده باشد و نشناسد.
دوم این که خودشان درگیر آموزشهای آکادمیک باشند و نقص آموزشهای دانشگاهی را لمس کرده باشند. امروزه واقعا بیشترین لطمهای که به هویت حرفهای رشته گرافیک وارد شده از جانب همین آموزشهای ناقص است که دارد راه را اشتباه به دانشجوها نشان میدهد. متاسفانه باید بگویم استادان و مدرسانی که درصدد برطرف کردن این نقایص باشند بسیار نادرند.
* انتخاب آثار براساس چه معیاری بود؟
انتخاب آثار برعهده داوران بود و آنها براساس سواد و سابقه و سلیقه خودشان، برترینها را انتخاب میکردند. هر اثری که حداقل نصف به علاوه یک را توانسته بود امتیاز بیاورد برای چاپ در کتاب انتخاب شد.
* پس در انتخاب آثار جهتگیری خاصی نداشتید؟
البته قبول دارم که این یک ایراد است چرا که بایستی جهتگیری ویژهای داشته باشیم و براساس آن از داوران بخواهیم تا آثاری که با این هدف ویژه، هم سویی دارند را انتخاب کنند، بله بایستی یک جهت گیری ویژه میداشتیم.
در حین داوری آثار به این نتیجه رسیدم، اما بایستی این جهتگیری را کاملا میپروراندم که فرصتش نبود. مثلا ممکن بود سمت و سوی انتخاب آثار را رسیدن به «گرافیک مدرن ایرانی» قرار دهیم. چرا که این مقوله الان جایش در گرافیک ما خالی است. با وجود این که گرافیک امروز ما کاملا دیجیتالی شده اما هنوز به نظرم تا رسیدن به مدرنیته، آن هم از نوع بومی و ایرانیاش فاصله زیادی داریم.
* بازخورد کتاب چگونه بود؟
تقریبا 3، 4 ماهی است که کتاب توزیع شده و فروش نسبتا خوبی هم داشته است. تا آنجایی که من خبر دارم خریداران این کتاب هم دانشجو بودند و هم غیر دانشجوها هم این کتاب را خریدهاند. از طرفی تعداد زیادی از دانشجویانی که با من در ارتباط هستند مدام از دوره بعدی کتاب میپرسند که کی و چگونه منتشر میشود.
* پس کتاب سودآوری بوده و ناشر ضرر نکرده است؟
ببینید انتشار این کتاب اصلا توجیه اقتصادی ندارد با توجه به این که این کار برای اولین بار بود که در ایران صورت میگرفت آن هم توسط افراد و اشخاص حقیقی و نه سازمانها و نهادهای دولتی، به همین خاطر هزینههای پنهان زیادی داشت که اصلا به چشم نمیآمد.
حالا اگر کتاب به طور صددرصد هم فروش برود باز هم جوابگوی سرمایهگذاری اولیه آن نیست، اما به لحاظ فرهنگی، کار موفقی به نظر میرسد چون توانسته به هدفهای خودش برسد. از طرفی من امیدوارم در دورههای بعدی کتاب، بتوانیم ضرر و زیان مالی کمتری داشته باشیم.
*کتاب چند صفحهای است و چه قیمتی دارد آیا دانشجویان قادر به خرید آن هستند؟
کتاب 120 صفحه، قطع خشتی است که 4 رنگ هم چاپ شده است حتی برخی صفحات به شیوه 5 رنگ چاپ شده با کاغذ گلاسه که فکر میکنم با این توصیفات قیمتش مناسب باشد. چون واقعا 5500 تومان برای یک کتاب با این مشخصات منصفانه به نظر میرسد. همان طوری که گفتم تا حالا هم دانشجوها استقبال خوبی از آن کردند.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: تا انتخابات :: |
 |
|
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|