 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
ميركريمي: «به همين سادگي» درباره تنهايي است
|
| | | |
 | ميركريمي گفت: بعد از فيلم «خيلي دور خيلي نزديك» توقعي كه شايد از طرف مخاطبان سينماروي حرفهاي و حتي عام از من ميرفت، ادامه دادن همان شيوه و سبك بود بهطوري كه بتوانم آن شيوه را به شكل بهتر و با كار جديدي انجام دهم.
| 
نشست پرسش و پاسخ فيلم «به همين سادگي» با حضور رضا ميركريمي كارگردان، هنگامه قاضياني(بازيگر)، شادمهر راستين (فيلمنامه نويس) و محمدآلاپوش(فيلمبردار) عصر امروز (جمعه 19 بهمن) در سينماي رسانههاي گروهي (صحرا) برگزار شد.
بنا بر اين گزارش، رضا ميركريمي درباره تغيير شيوه كارگردانياش در فيلم «به همين سادگي» گفت: بعد از فيلم «خيلي دور خيلي نزديك» توقعي كه شايد از طرف مخاطبان سينماروي حرفهاي و حتي عام از من ميرفت، ادامه دادن همان شيوه و سبك بود بهطوري كه بتوانم آن شيوه را به شكل بهتر و با كار جديدي انجام دهم.
وي گفت: قرار بود ابتدا قصهاي را كار كنم كه اساس محكم و خوبي داشت و تصور ميشد از عهدهاش برميآيم ولي واقعيتش براي خودم تجربه جديدي به همراه نداشت و به تجربيات من چيزي اضافه نميكرد. به همين دليل من به آن علاقهاي نداشتم.
كارگردان «به همين سادگي» گفت: در عين حال كه توقع خاص مخاطب قابل اعتنا است، نبايد فراموش كرد كه يك كارگردان فرصت زيادي براي تجربه ندارد و به همين خاطر، ترجيح دادم كاري كنم كه ريسك بالايي دارد.
وي درپاسخ به اين سوال كه چرا تدوين اين فيلم را شخصا خودش بر عهده گرفته است، گفت: دوست داشتم تدوين فيلم را خودم انجام دهم چرا كه تدوين تجربهاي است كه هركس دوست دارد آن را انجام دهد، گو اينكه پيش ازاين فيلم «اينجا چراغي روشن است» و سريالم را هم خودم تدوين كرده بودم. از طرفي چون فرمي كه در فيلم بود، شخصي به نظر ميآمد و من به بعضي زواياي آن آشنا بودم، انتقال اين زوايا به شخص ديگري، يك پروسه طولاني لازم داشت و شايد موجب استهلاك هم ميشد، ولي همچنان معتقدم كه يك همكار نيز با نگاه ديگري ميتواند به تدوين هر فيلم كمك كند.
ميركريمي انتخاب «هنگامه قاضياني» را به عنوان بازيگر نقش اول اين فيلم، يك اتفاق دانست و گفت: خوشحالم از اينكه اين انتخاب خوب را انجام دادم به طوري كه هر روز كه از فيلمبرداري كار ميگذشت، متوجه ميشدم كه انتخابم درست بوده است.
وي گفت: هنگامه قاضياني، يك هديه به سينماي ايران است و اميدوارم شاهد تداوم حضورش در سينماي ايران باشيم.
محمد آلادپوش مدير فيلمبرداري اين پروژه نيز در ادامه گفت: به هر حال قصه فيلم شخصيتمحور بود و پلانها بايد در اندازه مديومشات و با كانون داخلي انجام ميشد و چون در لوكيشن كار ميكرديم، امكان نورپردازي در همين حد بود. فضا در فيلمبرداري اين كار مهم بود و در بسياري از پلانها، از لنز بسته استفاده ميكرديم كه موقعيت شخصيت را در فضا ببينيم.
شادمهر راستين در پاسخ به اين سؤال كه تا چه حد از كتاب «چراغها را من خاموش ميكنم» بهرهبرداري كرده است، گفت: از ابتدا قرار ما اين بود از قصههايي استفاده كنيم كه آپارتماني هستند و فضاي زنانهاي را نشان ميدهند كه قصه خانم پيرزاد هم، از جمله اين داستانها بود.
وي ادامه داد: با چند نفر از كساني كه اساميشان در تيتراژ آمد، همكاري كردهايم، ايده كلي به آنها گفته شد، خطوط اصلي مشخص شد و آنها داستانهاي 30 صفحهاي براي ما نوشتند كه هرچند بهطور مشخص مورد استفاده ما قرار نگرفت، اما با ادبيات زنانه نزديكتر شديم.
به گزارش فارس، هنگامه قاضياني نيز در اين نشست، درباره پيشينه هنري خود گفت: من فارغالتحصيل كارشناسي ارشد فلسفه غرب از سانفراسيسكو هستم كه بعد 6 سال به ايران برگشتهام و غربزده هم نيستم. اولين تجربه من در فيلم «سايه روشن» ساخته حسن هدايت بود كه در آن كار اولين معجزهاي از طرف خدا به من اعطا شد كه آن بازي در مقابل عزتالله انتظامي بود.
وي ادامه داد: آقاي انتظامي گفتند كه اگر واقعاً به بازيگري علاقمند هستم، كارم را در تئاتر دنبال كنم ولي اگر به دنبال شهرت هستم سينما را ادامه بدهم. چون آقاي اتنظامي پيشينه محترمي داشتند و از كودكي به كارهاي ايشان علاقمند بودم، تئاتر را به طور جدي با گروههاي موفق و به طور پيوسته در تئاترشهر شروع كردم و سينما را كنار گذاشتم و بهخاطر اينكه از مديوم سينما دور نباشم بازي در كارهاي كوتاه سينمايي را با بچههاي دانشجو را ادامه دادم.
قاضياني درباره لهجه آذرياش در فيلم «به همين سادگي» گفت: هيچ آشنايي با فرهنگ آذري نداشتم و زماني كه براي تست نقش «طاهره» رفتم تنها بازيگري بودم كه گفتم هرگز راجع به درآوردن لهجه تركيام، قولي نميدهم و راستش اصلا نميدانستم كه ميتوانم اين لهجه را بگيرم يا نه!؟
وي در ادامه افزود: حدود يك ماه در قرنطينه بودم و نبايد از ساعت 2 تا 7 بعدازظهر با كسي فارسي صحبت ميكردم. در اين راستا، از مشاوره كسي هم استفاده ميكردم اما تنها چيزي كه خيلي به من كمك كرد، گوش كردن زياد زبان آذري همچون موسيقي آذري بود.
اين بازيگر درباره قطعهاي كه در فيلم آواز آذري خوانده ميشد، گفت: من دوره موسيقي نديدهام ولي در چند تيتراژ همخواني كرده بودم، همچنين به آواي موسيقي تركي گوش ميدادم و ساعتهاي زيادي به زبان تركي صحبت ميكردم.
رضا ميركريمي درباره محتواي «به همين سادگي» و زنانه بودن آن گفت: به نظر من خانواده بنياد جامعه است و آمارهاي تكاندهندهاي كه از نابساماني و مسائلي كه گريبانگير جامعه است، از سلول بنيادي و خلاء و فاصله اعضاي خانواده شكل ميگيرد.
وي ادامه داد: قطعاً هدف ما بررسي اين شكاف بود ولي اصولاً بياعتنايي و غفلت عامل مهمي بود كه در كلانشهرها بار فشار و شرايطش را روي جامعهو اعضايش تحميل ميكند.
ميركريمي همچنين گفت: اين اتفاق در جوامع كوچكتر كمتر رخ ميدهد و افراد مسئول رفتار خودشان هستند، ولي در جوامع بزرگتر جامعه خودش را به افراد تحميل ميكند در جوامع نامتوازن و غيرهدفمند و بيبرنامه انسانهاي قرباني شرايطي هستند كه در آن گرفتار آمدهاند. من معتقدم وظيفه آنها را نبايد ناديده گرفت ولي شرايط آنها را بايد چارهجويي كرد.
ميركريمي فيلم خود را راجع به «تنهايي» دانست و گفت: فيلم اصولاً راجع به تنهايي است و ميتوان اين شرايط را براي يك مرد هم در نظر گرفت، آنچنان كه مرد قصه آدم تنها و و يك قرباني است و شرايط خودش را دارد.
شادمهر راستين نيز همچنين گفت: خوشحالم كه اين فيلم دغدغههايي كه راجع به مادرم داشتم، برطرف كرد. نقطه مشتركي كه در اين فيلم وجود دارد، نداشتن آدم بد است. فيلم در مورد ديده نشدن زنان خانهدار است. در همه دورهها نزديك به 10 ميليون زن خانهدار وجود دارد و هنوز شغلي به نام خانهدار وجود ندارد.
وي ادامه داد: زنان خانهدار فاقد بيمه هستند و در چرخه اقتصادي به حساب نميآيند. با اين نگرش و نگاهي كه به زناني كه ديده نميشوند، شخص من را به ديده شدن يا ديده نشدن ميرساند.
اين فيلمنامهنويس گفت: شخصيت «طاهره» تنها ميخواهد ديده شود و چيزي بزرگي هم نميخواهد. او نميخواهد مكانيزمي را عوض كند و اين اتفاق باعث نميشود كه زني خانهدار سر از داستانهايي چون دزدي و آتشسوزي درآورد.
وي گفت: در سينماي قبل و پس از انقلاب عدهاي معدودي زناني كه نميشناسيم، محور شخصيتپردازي سينما شدهاند اما در اين فيلم سعي شده زناني كه جلوي چشم هستند، ولي ديده نميشوند، به تصوير كشيده شود.
رضا ميركريمي درباره همكارياش با عباس كيارستمي در «به همين سادگي» گفت: آرش صادقي تيتراژ فيلم را طراحي كرده و بسيار تصادفي همكاري با آقاي كيارستمي در اين فيلم شكل گرفت و بدون هيچ هماهنگي قبلي، ايشان تيتراژ فيلم را نوشتند.
به گزارش فارس، كارگردان «به همين سادگي» همچنين گفت: اگر حركتي در جهت مخالف عادات - چه موفق چه ناموفق و چه متوسط- انجام ميشود، بايد از آن حمايت كنيم وبگذارم سينماي ما از اين نازايي بيرون بيايد. براي من واكنش مخاطب نسبت به «به همين سادگي» شگفتانگيز بود و عليرغم تصوري كه از مخاطب داريم، آنها بهراحتي با فيلم ارتباط برقرار كردند، چرا كه مخاطب آمادگي ديدن فيلمهاي غيرمعمول را هم دارد.
وي درباره كارهاي آيندهاش گفت: دو كار در دست دارم كه قطعاً قول ميدهم با كارهاي قبليام متفاوت باشد و اين قولي است كه به خودم ميدهم و بازهم به نظرم، زمان كمي براي تجربه باقي مانده است. «فراز رستم و سهراب» و فيلمنامهاي به اسم «يك حبه قند» را با زمينه طنز و براي مخاطب عام، سال 87 و در تابستان كليد خواهم زد.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|