بازخواني جنايت در شهرک «صدف»
جمعه 30 فروردين 1387 - ساعت 21:42

ورود به زندگي مشترک در سنين کم پذيرش مسووليت هاي سنگين و گاه دشواري را براي فرد در پي دارد...

 

قتل کودک چهار ماهه و مادر جوانش به دست پدر خانواده در شهرک صدف ضمن جريحه دار کردن افکار عمومي، با به صدا درآوردن زنگ خطر براي ساير خانواده ها هشدارهاي مهم و قابل تاملي را در پي دارد.
از جمله اين نکات مي توان به نحوه آشنايي و ازدواج اين مرد با همسرش اشاره کرد و اينکه مرد قاتل که در حال حاضر 22ساله و دو سال از همسرش کوچک تر است از چهار سال قبل يعني در 18 سالگي درگير مسائل مربوط به ازدواج و مسائل عاشقانه شده و ورود زودهنگام او به پروسه ازدواج يکي از نکات کليدي و حساس اين پرونده است.
ورود به زندگي مشترک در سنين کم پذيرش مسووليت هاي سنگين و گاه دشواري را براي فرد در پي دارد. حال آنکه در اين پرونده انتخاب همسري بزرگ تر به لحاظ سني از سوي جوان قاتل مبين بر اين نکته است که او در حقيقت به دنبال يک حامي براي خود بوده و از لحاظ شخصيتي آمادگي هاي لازم را براي پذيرش نقش يک همسر نداشته است و در انتخاب همسر نيز شخص بزرگ تري را انتخاب کرده تا همسرش به نحوي از او حمايت هاي لازم را انجام دهد.
نکته ديگر آنکه به ندرت مشاهده شده که پدري در مقابل بچه دار شدن مقاومت کند و معمولاً اين زنان هستند که در برابر اين موضوع مقاومت مي کنند اما در اين پرونده شاهد هستيم مرد جوان ابتدا در برابر تولد فرزندش از خود مقاومت نشان مي دهد و سپس او را به قتل مي رساند.
شايد در اين ماجرا مسائل مالي تاثيرگذار بوده اما اين مقاومت مي تواند نشانگر ناتواني پذيرش مسووليت در اين مرد نيز باشد.
از تبعات ازدواج زودهنگام به خصوص اگر رشد شخصيتي به طور کامل طي نشده باشد، اين است که پس از مدتي شخص به سمت فرد ديگري تمايل پيدا مي کند و چون نيازهايش برطرف نشده عقده يي در او باقي مي ماند که اين مساله مي تواند در زندگي مشترک فرد اختلال هايي ايجاد کند و گاه منجر به فجايعي اينچنيني شود و در اين مورد نيز چون مرد همسرش را سد راه مي ديده حاضر شده که از او و حتي فرزندش براي رسيدن به نيازهايش بگذرد.اما نکته ديگر سلامت روان شخص است.
نحوه تصميم گيري و برخورد اين فرد با وقايع زندگي نشان از آن دارد که او از لحاظ شخصي انساني سالم نيست و از توانايي و مهارت هاي لازم بي بهره است.شخصي که نسبت به ديگران پرخاش مي کند قطعاً دچار مشکلاتي است اما به قتل رساندن کودک توسط پدرش کاري نيست که از هر کس برآيد و با توجه به انگيزه و برنامه اين مرد مي توان به اين نتيجه رسيد که او نسبت به زندگي با همسرش کاملاً بي تفاوت و منفعل بوده است.
اين فرد مسلماً از لحاظ خانوادگي در محيطي زندگي کرده که شرايط براي رشد او فراهم نبوده و ريشه بسياري از مشکلات قطعاً با خانواده ارتباط مستقيمي دارد و خانواده وي با شناختي که از او داشتند نبايد او را با چنين روحياتي و در آن سن تشويق به ازدواج مي کردند.
در هر صورت رگه هاي اختلال شخصيت، بيماري روحي، نداشتن مهارت و ورود زودهنگام به زندگي مشترک را مي توان از عمده علل وقوع اين فاجعه دانست که هر يک به نوبه خود قابل بررسي و تحقيق است.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news100509.html