دو مرد که در حوادث جداگانه در پي نزاع خياباني مرتکب قتل شده بودند ديروز در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شدند.
در اولين جلسه محاکمه که جواني به نام امير متهم آن بود ابتدا علي دلداري نماينده دادستان در جايگاه حاضر شد و گفت؛ متهم حاضر در دادگاه که امير 23ساله و داراي چندين فقره سابقه کيفري است متهم است جوان هم نام خودش را در يک نزاع دسته جمعي به قتل رسانده است.
متهم سه مرتبه با مقتول درگير شده و در مرحله آخر وي را کشته است. با توجه به محتويات پرونده و مدارک ارائه شده به عنوان نماينده دادستان تهران تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.
سپس قاضي تردست که رياست جلسه را برعهده داشت، از اولياي دم مقتول خواست، خواسته خود را مطرح کنند. پدر و مادر امير نيز تقاضاي صدور حکم قصاص کردند.
در ادامه امير - متهم پرونده- در جايگاه حاضر شد. وي گفت؛ اتهام قتل را قبول دارم اما براي دفاع از خودم مجبور به اين کار شدم. من و مقتول در سه مرحله دعوا کرديم. در اولين مرحله من متوجه شدم امير (مقتول) و يکي از دوستانش مقابل خانه ما مشروب مي خورند. براي اينکه آنها را دور کنم، به سراغشان رفتم که کار به درگيري کشيده شد و در نهايت با دخالت چند نفر از همسايه ها غائله تمام شد.وي ادامه داد؛ در مرحله دوم باز هم امير را مقابل سوپرمارکت محل مان ديدم. او به من فحاشي کرد و درگيري بين ما شروع شد که باز هم با دخالت مردم از هم جدا شديم. سومين درگيري شب هنگام اتفاق افتاد. من در محل با يکي از دوستانم ايستاده بودم و داشتم صحبت مي کردم که امير (مقتول) با يکي از دوستانش به نام غدير جلو آمدند. آنها در تاريکي شب به سمت من حمله کردند و هر دو چاقو داشتند. من هم يک چاقوي بسيار کوچک داشتم که در جيبم بود. از ترس اينکه مرا نزنند، چاقو را درآوردم. امير و غدير پشت سر هم با چاقو به من ضربه مي زدند من هم چاقوي خودم را به سمت آنها پرت کردم که دورشان کنم اما چاقو به بدن امير برخورد کرد. باور کنيد قصد کشتن وي را نداشتم، اما آنقدر به من چاقو زدند که مجبور شدم از خودم دفاع کنم، بعد از ترس فرار کردم و به شمال رفتم و مدتي بعد هم دستگير شدم.با توجه به ادعاي متهم قاضي تردست چهار شاهدي را که در محل حادثه بودند به جايگاه دعوت کرد. همه شاهدان مدعي شدند لحظه وارد شدن ضربه مرگبار به مقتول را نديدند.
يکي از شاهدان گفت؛ من در مرحله سوم درگيري در محل حاضر شدم. نمي دانم چه کسي به ديگري حمله کرد اما ديدم که امير (مقتول) و غدير از پشت درختان بيرون آمدند. هر دو چاقو داشتند. امير متهم حاضر در دادگاه هم چاقو داشت اما من لحظه ضربه زدن را نديدم.پس از پايان گفته هاي شهود، متهم بار ديگر در جايگاه حاضر شد و گفت؛ هيچ حرفي براي آخرين دفاع ندارم، مگر اينکه بگويم مجبور به اين کار شدم.پس از پايان جلسه دادگاه قاضي تردست اولياي دم را به گذشت دعوت کرد و گفت؛ اين قتل از پيش طراحي شده نبوده و در يک درگيري اتفاق افتاده است.
جداي از اينکه چه حکمي براي متهم صادر خواهد شد اولياي دم را به گذشت دعوت مي کنم چرا که مطابق فرمايش پيامبر اگر ديگران را ببخشيم از سوي خدا بخشيده مي شويم.پس از پايان اين جلسه محاکمه هيات قضات شعبه 74 محاکمه پسر نوجوان ديگري را آغاز کردند که در 16 سالگي مرتکب قتل شده بود.
در ابتداي جلسه محاکمه اين نوجوان مطابق معمول نماينده دادستان که اين بار نيز علي دلداري بود، در جايگاه حضور يافت تا متن کيفرخواست را بخواند. وي گفت؛ محمود متهم حاضر در دادگاه که اکنون 18 ساله است در تاريخ 19 ارديبهشت ماه سال 85 در ورامين با وارد آوردن ضربه چاقو به گردن جواني به نام مهدي وي را به قتل رسانده است.
دلداري افزود؛ متهم که مدعي است زمان قتل مقدار زيادي مشروب مصرف کرده بود و مسلوب الاراده بوده تحت بررسي متخصصان پزشکي قانوني قرار گرفت اما اين ادعا تاييد نشد و اکنون با توجه به محتويات پرونده تقاضاي اولياي دم و مدارک ارائه شده به عنوان نماينده دادستان تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.سپس پدر و مادر مقتول در دادگاه حضور يافتند و از طرف خود و فرزند مقتول تقاضاي قصاص کردند. در ادامه به دستور قاضي تردست، محمود به دفاع از خود پرداخت.
وي گفت؛ اتهام قتل را قبول ندارم، چرا که ضارب من نبودم. روز حادثه من و پسرعمه ام مقدار زيادي مشروب خورده و کاملاً مست بوديم. با هم به قهوه خانه رفتيم. در آنجا پسرعمه ام با مقتول بر سر قليان دعوا کرد و چاقو را هم او به گردن مقتول زد اما از من خواست قتل را گردن بگيرم. او گفت بعداً به من کمک مي کند تا آزاد شوم.سپس شاهدان ماجرا در جايگاه حاضر شدند.
آنها همگي گفتند که خود ديده اند ضربه چاقو توسط محمود به گردن مقتول برخورد کرده است. پس از پايان جلسه دادگاه هيات قضات شعبه 74 در خصوص هر دو پرونده وارد شور شدند. |