كودك قسمت اول زندگي خود را -كه مهمترين قسمت از دوران زندگي است- در كنار خانواده خود ميگذراند.
نخستين تجربههاي او با پدر و مادر و خواهران و برادرانش تحقق مييابد. وقتي صحبت از تعارض است با آنها در تعارض است و وقتي صحبت از سازش و همانندسازي است با آنها همانندسازي ميكند.
از طرف ديگر اجتماعي كه در آن زندگي ميكنيم رابطه نزديكي با نحوه تربيت همين كودكان دارد.
در بيشتر نقاط جهان كودكان و نوجوانان اكثريت جامعه را تشكيل ميدهند در واقع هيچ نسلي هرگز اين چنين پرجمعيت و جوان نبوده است. تقريباً يك پنجم جمعيت جهان بين 8 تا 10 سال سن دارند با آنكه تا سال 2000 از تعداد افراد جوان در كشورهاي پردرآمد كاسته شده، گروه كودكان در كشورهاي رو به رشد افزايش چشمگيري داشته است. اين تحولات سريع بر اوضاع زندگي كودكان در همه جا تأثير گذاشته است و همين مسئله بر ضرورت توجه به حقوق كودكان افزوده است.
با توجه به رشد جمعيت كودكان و گسترش شهرنشيني مشكلات كودكان افزايش يافته است. سيل مهاجران بر مناطق شهري، حاشيهنشيني را در شهرهاي بزرگ گسترش داده كه اين مسئله عواقب وخيمي را به وجود آورده است. از سوي ديگر با وقوع بحران غذايي و گراني مواد خوراكي زندگي اقشار آسيب ديده با عواقب و خطرات بيشتري مواجه مي شود.از جمله اين عواقب، پديده كودكان خياباني و كودكان كار است كه هر كدام داراي حقوق قانوني هستند كه بايد از سوي بزرگترها رعايت شود. قبل از پرداختن به حقوق كودكان از ديدگاه بينالمللي ضروري است به وضعيت كودكان آسيب ديده در جهان اشارهاي كنيم.
كودكان خياباني در هر كشوري و تقريباً در هر شهري وجود دارد. طبق نظر يونيسف (1987) كودكان خياباني با واقعيت تلخي از جدايي فزاينده از خانواده روبهرو هستند و در خطر از دست دادن امكانات اساسي همچون بهداشت و آموزش هستند و تخمين زده ميشود حدود 100 تا 150 ميليون كودك در سراسر جهان در خيابانها زندگي كنند.
در آمريكاي لاتين علت مشترك براي پناه بردن به خيابانها فقر خانوادههايي است كه توانايي سيركردن شكم تمام فرزندانشان را ندارند. در آفريقا مهمترين عامل ايدز است. در روسيه، كودكان خياباني خانه را در زمستان ترك ميكنند چون پناهگاههايي كه دولت براي آنها فراهم ميكند از خانه وضعيت بهتري دارد. اتحاديه اروپا محاسبه كرده است كه تقريبا هزار كودك خياباني در بخارست، پايتخت روماني زندگي ميكنند. بيخانماني اين كودكان نتيجه سياستهاي غلط دوران كمونيستي است؛ دوراني كه در آن به تامين اجتماعي توجه كمي شد.
تعداد زيادي از اين كودكان، از خانههايشان گريختهاند چون در خانه غذايي براي خوردن وجود نداشت. روماني بين كشورهاي اتحاديه اروپا از بالاترين شيوع برخوردار است.
در بوگوتا، پايتخت كلمبيا، مردم به كودكان خياباني، كودكان دورانداخته شده ميگويند. كلمبيا سالهاست كه درگير جنگ داخلي است به همين دليل فقر در آن به چيزي عادي تبديل شده است. حلقه فقر و خانواده و عدمحمايت دولت، بچهها را وادار ميكند كه براي گدايي، دزدي و يا كار به خيابانها بروند. آنها در خيابان گروههايي تشكيل ميدهند تا از همديگر مراقبت و تنهايي هم را پركنند. براي اينكه زنده بمانند كار ميكنند؛ كار يعني پخش موادمخدر و براي آنكه خوب بتوانند كار كنند خودشان هم موادمخدر مصرف ميكنند.
در زامبيا بيشتر از 30 درصد كودكان بالاي 15 سال، يتيم هستند.80 درصد افراد روستانشين زير خط فقر زندگي ميكنند. پانصد هزار كودك در خيابان زندگي ميكنند بدون اينكه حتي كسي از آنها مراقبت كند. فقر در بوليوي ديگر چندان غيرعادي نيست. ثروتمندان در همان شهرهايي زندگي ميكنند كه فقرا هستند اما اعتناي چنداني به آنها ندارند. در لاپاز، پايخت بوليوي، 10هزاركودك خياباني وجود دارد كه مورد غفلت واقع شدهاند. براي اين بچهها، زندگي روزمره يك جنگ هر روزه براي زنده ماندن است. جنگي عليه سوءتغذيه و گرسنگي، بيماري و تنهايي. براي بسياري از بچههاي خياباني بوليوي نااميدي و بدبختي از همان لحظه تولد شروع ميشود. بسياري از آنها سوءتغذيه را از مادرشان به ارث ميبرند.
20 درصد كودكان قبل از 3 سالگي ميميرند. آنهايي هم كه زنده ميمانند از معلوليتهاي زيادي رنج ميبرند. پدرها هيچ توجهي به بچهها ندارند، مادرها ميمانند و خانوادهاي بزرگ با درآمدي كم. بچهها خانه را ترك ميكنند تا لااقل مستقل باشند.
در نايروبي،پايتخت كنيا، 250 هزار نفر هيچ سقفي براي اينكه زيرش زندگي كنند ندارند. جنگ، فقر و مشكلات ديگر باعث ميشود تا اين پدر و مادرهاي بيخانمان، فرزندانشان را براي گدايي يا دزدي به خيابانها بفرستند. بعضي ديگر از كودكان خياباني، خانواده هايشان را درجريان جنگ يا بيماري از دست دادهاند. آنها هر كاري ميكنند تا بتوانند يك روز بيشتر زنده باشند. آنها كفش رهگذران را واكس ميزنند، شيشه ميشويند و جيب بري ميكنند. بيشتر آنها از موادمخدر هم استفاده ميكنند تا زندگي بگذرد.
درخصوص كودكان كار نيز بايد گفت در سالهاي اخير، كار كودك موجب نگراني فزاينده بينالمللي شده است، به ويژه در ارتباط با كشورهاي در حال توسعه كه هماكنون بيشترين ميزان كار كودك در آنها وجود دارد.
اين نگراني فزاينده با يك پيشرفت مهم نوين همراه شده است. در پنج سال گذشته، تقريباً تمام كشورهاي جهان خود را رسماً متعهد به مبارزه با كار كودك كردهاند.
پديده كودكان خياباني درايران
در ایران آمار دقیقی از تعداد كودكان خیابانی وجود ندارد؛ ولی در مجموع80درصد كودكان خیابانی، كودكان كارند كه بهعلت فقر اقتصادی خانوادهها مجبور به كار در خیابان هستند، 90درصد این كودكان دارای والدین هستند، 80 درصدشان مهاجرند كه 42 درصد آنها از روستاها و شهرهای دیگر كشور و 38درصد از كشورهای دیگر آمدهاند و از نظر جنسیت نیز 78 درصد آنها مذكر و در سنین 5 تا 18سالگی قرار دارند. از سوی دیگر تلاشها برای ساماندهی كودكان خیابانی بهعنوان قربانیان مدرنیسم و توسعه نامتوازن اجتماعی در حالی با تصویب آییننامهها و امضای تفاهمنامهها ادامه دارد كه به گفته كارشناسان و آسیبشناسان اجتماعی، درخصوص كودكان خیابانی در ایران، كار مطالعاتی و پژوهش عمیقی صورت نگرفته است.
به اعتقاد روانشناسان ؛كودكان كار، ضریب هوشی بالایی دارند و درصورت دستیابی به حداقل امكانات خدماتی و آموزشی، میتوانند به مدارج بالای تحصیلی و شغلی نيز دست یابند.
با توجه به وضعيت كودكان در جهان و از طرفی با توجه به اينكه كودكان بهعلت متفاوت بودن با بزرگسالان از نظر كیفی دارای نیازها، خواستها و ویژگی های خاص خود هستند ؛ بهطوریكه این تفاوتها در همه زمینه های عاطفی، جسمی، اجتماعی و شناختی وجود دارد. همچنین وجود معیارهای جهانی برای رشد و پرورش كودكان در زمینه های اساسی بهمنظور نزدیك كردن وضع زندگی آنان به یكدیگر، با وجود تفاوت های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در بهبود وضع زندگی كودكان جهان، از طرف دیگر بهعلت وجود شبكه وسیع و پرنفوذ ارتباطات در جهان امروزی، لزوم ارتباط و همكاری در زمینه های مختلف از جمله در مورد كودكان كه از موضوعات اساسی دنیای كنونی است، و توجه به حقوق آنها از اهميت خاصي بايد برخوردار باشد. بنابراین وجود كنوانسیون حقوقی مستقل برای كودكان ضرورتی اجتنابناپذیر است.
از اينرو اولین قدم قانونی برای حمایت از حقوق كودك پس از جنگ جهانی اول و در سال 1924 بهعلت پیامدهای جنگ و آسیب هایی كه از این راه بر كودكان وارد آمد توسط جامعه ملل در ژنو تنظیم شد كه بیشتر در زمینه تغذیه، بهداشت، مسكن برای كودكان جنگ زده و آواره و حمایت آنان در برابر آسیب های جسمی و روانی ناشی از جنگ بود.
پس از آن در اعلامیه جهانی حقوق بشر كه در سال 1948 به تصویب رسید، بهطور محدود به حقوق كودكان اشاره شد اما وضعیت خاص كودكان و تضییع حقوق آنها به ویژه در مخاصمات مسلحانه و آسیب پذیری این قشر در طول جنگ جهانی دوم، ضرورت توجه به حقوق كودكان و حمایت از آنان را در یك سند مجزا و خاص مشخص كرد. در سال 1959 پیش نویس موقتی اعلامیه جهانی حقوق كودك توسط كميسیون حقوق بشر به شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ارائه شد و مورد تصویب قرار گرفت كه در واقع اساس و بنیاد كنوانسیون حقوق كودك را پی ریزی كرد.
اما از آنجا كه اعلامیه 1959 تعهد اجرایی برای دولتهای جهان ایجاد نمی كرد و ارزش حقوقی قطعنامههای مجمع عمومی ملل متحد را نداشت و از سویی دیگر دنیا به وضوح شاهد تضییع حقوق كودكان بود، بهطوریكه گزارشهای تكان دهندهای مبنی بر افزایش استثمار و سوءاستفاده از كودكان وجود داشت، دولت لهستان در سال 1978 ایجاد سازوكارهایی ویژه برای حمایت از كودكان را مطرح كرد كه سرانجام پس از 10 سال بحث و گفتوگو بین دولتها، پیشنویس مذكور در بیستم نوامبر 1989 طی قطعنامه ای در 54 ماده به تصویب مجمع عمومی رسید و در سال 1990 با تصویب 20 كشور به مرحله اجرا در آمد (مصفا، 1382:5-1) و كمكم كشورهای دیگر نیز آن را پذیرفتند؛ بهطوریكه در سال 1997 تقریبا تمامی كشورهای جهان بهصورتهای مختلف- مشروط یا غیرمشروط- آن را مورد تصویب قرار داده و یا تقاضای پذیرفتن آن را برای سازمان ملل ارسال داشتهاند.(از 193 كشور، 189 كشور آن را پذیرفتند-(قاسم زاده، 1376).
پيماننامه حقوق كودك
پيماننامه حقوق كودكان دارای ویژگی های خاصی است كه آن را از سایر پیمان های بینالمللی متمایز میسازد كه به اهم ویژگیهاي آن بهطور خلاصه اشاره می شود:
اولین و مهمترین ویژگی كنوانسیون این است كه تمامی كشورهای جهان (به استثنای چند كشور) با وجود تفاوت در زمینه های مختلف آن – فرهنگی، اجتماعی، آموزشی، بهداشتی، قضایی، ایمنی و رفاهی- بهعلت اهمیت فوقالعاده دوران كودكی در رشد و پرورش انسانها و نقش كودكان در توسعه و پیشرفت آینده جوامع بشری و آگاهی نسبی دولتها به این امر، این پیمان نامه را پذیرفتهاند.
از ویژگیهای دیگر این كنوانسیون گستردگی مخاطبان آن است كه دلیل این امر هم قرار گرفتن افراد زیر 18سال طبق ماده يك این پیمان نامه است كه بیشترین تعداد جمعیت بهویژه در كشورهای جهان سوم به این گروه سنی تعلق دارد.
یكی دیگر از ویژگی های این كنوانسیون انعطافپذیری آن است، زیرا این پیمان نامه با وجود تفاوت های فرهنگی، اجتماعی و...در تمامی كشور های جهان قابلیت اجرایی دارد.
جامعیت از ویژگی های دیگر این كنوانسیون است، زیرا این پیماننامه تمام جنبه های رشد و زندگی كودك اعم از رشد جسمی، ذهنی، عاطفی، روانی و اجتماعی را مورد توجه قرار داده است.
این پیمان نامه همچنین حاصل تجربیات كارشناسان مسایل كودك در زمینه های مختلف است كه به دور از تعصبات ملی، نژادی، سیاسی و مذهبی جمع آوری شده است.
همچنین توجه به كودك بهعنوان موجودی مستقل از بزرگسالان با هویت و نیاز های خاص خود از دیگر ویژگیهای این پیمان نامه است.
تأكید پیمان نامه به مداخله دولتها حتی در مواردی كه رعایت حقوق كودك به خانواده یا سایر مؤسسات ارتباط دارد، باز دولت موظف به نظارت، مراقبت، كمك و حمایت لازم از كودكان است.
همچنین از سایر ویژگیهای این پيماننامه میتوان به گستردگی مجریان اعم از دولت، خانواده، نهادهای غیردولتی و بینالمللی، توجه به نهاد خانواده و اولویت دادن به منافع كودكان نیز اشاره كرد (قاسم زاده، 1376).
رعایت حقوق مطرح شده در كنوانسیون بدون در نظر گرفتن جنسیت، رنگ، نژاد و ملیت كودكان در همه كشورها و همچنین برخورداری از فرصت های برابر برای كودكان معلول و كودكانی كه در شرایط خاص به سر می برند (ماده 2) از مواردی است كه به عدمتبعیض بین كودكان اشاره كرده است.
اين مقررات جنبه كلي دارند اما در ارتباط با ابزارهاي بينالمللي ديگري هستند كه ضوابط جزئي را مشخص ميكنند؛ از قبيل پيمان نامه شماره 138 سازمان جهاني كار (ILO) تحت عنوان حداقل سن اشتغال. اين پيماننامه از كشورهاي تصويبكننده ميخواهد تا راههاي مؤثر از ميان بردن كار كودك را جستوجو كنند و به تدريج حداقل سن مجاز براي اشتغال را به گونهاي افزايش دهند كه با شرايط رشد كامل جسماني و عقلاني افراد جوان سازگار باشد.
اين پيماننامه حداقل سن معمول را كمتر از سن تحصيلات اجباري تعيين نميكند و در هيچ شرايطي آن را كمتر از 15 سال در نظر نميگيرد و براي كارهاي خطرناك حداقل سن اشتغال 18 سال به بالاست. اين پيماننامه با توجه به اختلاف سطح توسعه اجتماعي ـ اقتصادي، به كشورهاي عضو كه امكانات اقتصادي و اداري آنها رشد كافي نداشته است، اختيار ميدهد كه ابتدا نوع كارهاي تحت پوشش را محدود كرده و سنهاي پايينتر را مجاز به اشتغال بشناسند.
حقوق بچه هاي ايران
درباره رعايت حقوق كودك درايران باتوجه به گستردگی مخاطبان حقوق كودك در ایران به نسبت جمعیتش در مقایسه با سایر كشورها بیشتر است. چون كشور ایران پس از بلژیك جوانترین كشور دنیاست و در حدود نیمی از جمعیت آن جوانان زیر 18سال هستند. به خاطر اهمیت فوق العاده دوران كودكی در رشد و پرورش كودكان، آسیبپذیری و لزوم حمایت از آنان و متفاوت بودن آنان از بزرگسالان در همه زمینهها، پرداختن به حقوق كودك در ایران اجتنابناپذیر است و بيتوجهي به حقوق آنان میتواند صدمات جبرانناپذیری را برای آنها در آینده به همراه داشته باشد.
دولت ایران در تاریخ 14 مهر سال 1370 پیمان جهانی حقوق كودك را امضا كرد و در اسفند ماه سال 1372 به كنوانسیون حقوق كودك ملحق شد. اين الحاق مذكور مشروط بر آن است كه مفاد كنوانسیون در هر مورد و هر زمان در تعارض با قوانین داخلی و موازین اسلامی باشد یا قرار گیرد، از طرف جمهوری اسلامی ایران لازم الرعایه نباشد. هر چند كه در حال حاضر جزء قوانين داخلي ما محسوب ميشود.
همچنين با تشكيل وزارت رفاه، هيأت وزيران بنا به پيشنهاد اين وزارتخانه و براساس قانون برنامه چهارم توسعه، آيين نامه ساماندهي كودكان خياباني را در5 فصل، 12 ماده و 2 تبصره به تصويب رساند كه در آن رسيدگي به وضعيت كودكان خياباني با نظارت وزارت رفاه بهعهده بهزيستي گذاشته شده است و 11دستگاه از جمله نيروي انتظامي، وزارت دادگستري، شهرداري، وزارت كار، وزارت بهداشت، سازمان بيمه، سازمان تامين اجتماعي، سازمان صدا و سيما، جمعيت هلال احمر، وزارت آموزش و پرورش و كميته امداد با تعريف وظايف با اين سازمان همكاري خواهند داشت.
تعريف كودك خياباني، ساماندهي، شناسايي، جذب، اقامت، تأسيس مراكز كودكان خياباني، پذيرش، ترخيص، پيگيري وضعيت كودكان پس از ترخيص، توانمندسازي، تشكيل تيم تخصصي و حضور فعال نهادهاي حامي از اصول مهم در اين آيين نامه است. |