مطالعه بيشتر و صرف وقت كمتر و برداشت مهمتر، احتياج به آگاهي از روشهاي صحيح مطالعه دارد.
با مطالعه صحيح بهتدريج آمادگي انتخاب نكات و مطالب قابل استفاده در فرد پيدا ميشود و به فرد كمك ميكند كه حافظه را از مطالب غيرضروري انباشته نسازد. مثلاً از مطالعه متون مختلف كلمات و عبارت كليدي را بهدست آورد كه در موقع لزوم عبارت كليدي را به يادآورده و در ارتباط با آن و به اقتضاي موقعيت، موضوع را بسط دهد و تعبير و تفسير كند.
يادگيري و يادآوري بهموقع حاصل پرخواني نيست، بلكه صحيحخواني فرد را در يادگيري و يادآوري و جايگزيني ياري ميكند. مطالعه بيشتر و مؤثرتر با بهكار گرفتن راههاي مطالعه صحيح حاصل ميشود. هرچه بيشتر مطالعه شود روشهاي بهتر در مطالعه بهدست ميآيد و به كتابها و منابع زيادتري دسترسي پيدا ميشود.
اگر فراگيران حين تحصيل بهخوب مطالعه كردن عادت نكنند، بعد از پايان تحصيل، كتاب را كنار ميگذارند و رشد معلومات توقف پيدا ميكند. عادت كردن به مطالعه صحيح يك امر اكتسابي است، يعني همانگونه كه انسان خواندن و نوشتن را ياد ميگيرد ميتواند مطالعه كردن را هم ياد بگيرد.
كسب مهارت در مطالعه و فراگيري روشها با صبر و حوصله حاصل ميشود و نبايد توقع داشت كه پس از چند ساعت مطالعه بتوانيم مثلاً دقيقهاي 200 كلمه مطالعه كنيم. كساني هستند كه حتي با سرعت 1000 كلمه در دقيقه مطالعه ميكنند و به اندازه كافي نيز مطلب را درك ميكنند. در جوامع پيشرفته فرهنگي، معمولاً به هر طريقي سعي ميكنند مردم را به خواندن صحيح عادت دهند.
موانع مطالعه
در مطالعه خوب رعايت 4خصوصيت لازم است: انعطاف و سرعت،درك و نگهداري در حافظه،تمركز حواس و ارزشيابي انتقادي.طبيعياست كه با تمرين و حوصله و صبر و بردباري ميتوان راههاي قديمي مطالعه را كه معمولاً راههاي امنتري هستند كنار گذاشت و روشهاي مؤثري در مطالعه بهكار گرفت اما موانع و مشكلاتي كه غالباً بر سر راه مطالعه مؤثر قرار ميگيرند عبارتند از:
كلمهخواني، تلفظ كردن كلمات، دوباره خواني غيرضروري، عدمتوانايي در تشخيص نكات اصلي و جزئي و عدمتمركز حواس.
مراحل مطالعه
شناسايي،خواندن،فهم، بهخاطر آوردن، مراحل مطالعه مفيد را تشكيل ميدهند.يعني ابتدا بايد بهكار گرفتن روش اجمالي اطلاعات كلي، مفاهيم و منظور نويسنده، سادگي و دشواري محتوا و نكات اساسي را بهدست آورد.
بعد از اجراي مرحله اول براي مطالعه كردن مشخص ميشود كه چه روشي را براي خواندن كتاب دنبال كند و در همين مرحله است كه بايد از بلندخواني يا زمزمهخواني يا صامتخواني استفاده شود.
در مرحله بعدي ،خواننده با تعمق و تفكر و تجزيه و تحليل و نقد مطالب را به هم ربط ميدهد و برداشت ميكند.برحسب نيازي كه خواننده در خود احساس كند سعي خواهد كرد آنچه مطالعه كرده را بهخاطر آورده و در ذهن مرور كند. |