چندي است كه شهرداري در خيابانهاي شهر به جمع آوري كودكاني مشغول است كه از آنها با عنوان«كودكان كار» ياد ميشود؛ كودكاني كه به دليل بيعدالتيهاي حاكم در جامعه درس، تفريح، شادي و بازيهاي كودكانه را رها كرده و خيلي زود درگير مشكلات اقتصادي شدهاند.
کودکان کار بخشی از جامعه انسانیاند که زير١٥ سال سن دارند و پيش از آنکه دوره رشد جسمى و ذهنى آنها به پايان رسد، به سبب عوامل گوناگون خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی، وارد دنیای کار مىشوند و دراين روند، رشد جسمى و ذهنى آنها آسيب مىبيند.
نكته قابل توجه آن است كه بر اساس قانون كار به كارگيري كودكان جرم بوده و حضور كودكان در محيطهايي همچون پارك و خيابان به دليل نبود نظارت بر آنان و امكان برقراري ارتباط با مجرمان، احتمال انواع سوءاستفاده از كودكان و تبديل شدن آنان به مجرم و بزهكار را افزايش مي دهد.
از طرفي، حضور «كودكان كار» در خيابانها و معابر عمومي موجبات يأس و افسردگي جمعي و نارضايتي اجتماعي را فراهم مي سازد.
اما به نظر مي رسد راهكار حل اين معضل اين نيست كه «كودكان كار» را از سطح شهر جمع آوري كنيم.
به عبارت ديگر، جمع آوري اين كودكان پاك كردن صورت مسئله است چرا كه بايد ريشه يابي كرد و فهميد چرا در سال هاي اخير آمار كودكان كار افزايش يافته؟ آيا اين كودكان از سر شكم سيري و بي نيازي مالي به خيابانها و اماكن عمومي سرازير شده اند؟
آيا با جمع كردن اين كودكان، فقر و شكاف طبقاتي از بين ميرود؟ پس اين كودكان و خانوادههايشان از چه طريقي شكم خود را سير كنند؟ |