تهيهكننده فيلم از كرخه تا راين معتقد است امام(ره) ميدانست كه اگر ما بنياد سينما را از بين ببريم، به سمتي ميرويم كه به كشوري بيتصوير بدل ميشويم كه گويا در ذهن و شاكله عمومي جهان وجود ندارد.
منوچهر محمدي در مورد شخصيت حضرت امام گفت: به عقيده من، حضرت امام خميني(ره) جزو افراد نادري بودند كه در تاريخ اين مملكت ظهور كردند. كسي كه بتواند از نظر علم حوزوي و دانش فقهي بالا صاحب نظريه باشد و از طرف ديگر دانش سياسي را در حد اعلاي كلمه به كار ببرد و در كنارش مشي اخلاقي و عرفاني ويژه داشته باشد و اين مشي را با يك سيره عملي از رفتار و منش شخصي همراه كند كه تبلور ديدگاههاي اعتقادي و مبناي اصيل فكري ايشان در آن باشد، به عنوان يك پديده مطرح است و بايد از آن به عنوان يكي از نوادر دوران نام برد.
وي تصريح كرد: ويژگي ديگري كه نزد حضرت امام بود و كمتر در زمان حيات ايشان جامعه با آن آشنايي داشت، ذوق هنري ايشان بود كه پس از رحلتشان با انتشار ديوان اشعار ايشان مشخص شد. اين اشعار نشاندهنده نگاهي ويژه و خاص بود كه تسلط ايشان را به فرهنگ اصيل عرفاني اين مرز و بوم نشان ميداد و جمع شدن تمام اين اضداد در يك نفر جزو نكاتي است كه نميتوان آن را براحتي متصور شد.
به طور طبيعي در يك نفر يكي از اين خصوصيتها قويتر است ولي در مورد حضرت امام، تمام اين عوامل در عين تعادل در نقطه اوج و قوت خود بود. به عقيده من رهبري سياسي ايشان با چنين ظرافت طبع و ذوق لطيف در اين مملكت بيسابقه بود و يكي از اتفاقات خاصي بود كه در جامعه ايران اتفاق افتاد.
محمدي در مورد سيره عملي حضرت امام در برخورد با مسائل حساس كشور گفت: دو اتفاق در طول زندگي ايشان افتاد كه مربوط به روزهاي آغازين انقلاب بود و نگاه ويژه امام در اين اتفاقات قابل توجه است. يكي از اين اتفاقات در مورد ارتش بود.
فضاي سياسي سالهاي اول انقلاب بخصوص جريان چپ اصرار به انحلال ارتش داشت و امام با اين تصميم كه بظاهر انقلابي به نظر ميرسيد، مخالفت كرد كه اين تصميمگيري نشاندهنده اشراف امام به بعد سياسي و ساختار اجرايي اين كشور است.
وي افزود: در همان زمان ايشان اظهارنظر مهمي در مورد سينما كردند و گفتند: «ما با سينما مخالف نيستيم با فحشا مخالفيم» اين جمله در سالي گفته شده كه ما تنها دو كانال تلويزيون داشتيم، ويدئو در كشور ما رواج نداشت و اينترنت و ماهواره هم نبود.
اين هوشمندي امام و توجه ايشان به اين معنا را نشان ميداد كه سمت و سويي كه جهان به آن سو ميرود و در عصري كه در آن رسانههاي جمعي نقشي كليدي در افكارسازي عمومي دارد، اين عصر تبديل به عصر ارتباطات ميشود و كشور فاقد تصوير، كشوري است كه گويا در شاكله عمومي جهان وجود ندارد.
|