سريال روزگار قريب، ساخته كيانوش عياري به عنوان سريالي موفق جاي خود را ميان مخاطبان تلويزيون باز كرده است. هر مخاطبي با ديدگاه خود به تماشاي اين سريال مينشيند و از تماشاي آن لذت ميبرد. روزگار قريب در كنار روايت زندگي دكتر قريب، بخشي از تاريخ معاصر ايران را نيز به تصوير ميكشد و نشان ميدهد تا چند دهه پيش مردم براي برآورده كردن سادهترين نيازهاي خود با چه مشكلاتي روبهرو بودند.
در سريال روزگار قريب ميبينيم كه بيشتر مردم ايران، چه آنان كه در تهران ساكن بودند و چه آنان كه در شهرستانهاي دور و نزديك روزگار ميگذراندند، چگونه از حقوق طبيعي و مسلم خود به دور بودند. آنان نه مدرسهاي براي سوادآموزي داشتند و نه دكتري كه سادهترين بيماريشان را درمان كند.
در چنين جامعهاي كه فقر مادي و فرهنگي خشونتي پنهان و گاه آشكار را در مردم به وجود آورده بود و بيشتر پدر و مادرها فقط به فكر سير كردن شكم بچههاي خود بودند و كمتر به آموزش آنان و نشان دادن راه صحيح زندگي به فرزندان خود ميانديشيدند، خانواده دكتر قريب با دور انديشي و تفكرسنجيده پدر خانواده راه درست زندگي را طي ميكند.
كيانوش عياري در ساخت سريال روزگار قريب و بازگو كردن زندگي پرفراز و نشيب دكتر محمد قريب، هوشمندانه رفتار كرده و تمام نكات ريز زندگي اين دكتر فداكار را به تصوير كشيده است تا نشان دهد انسان حتي در زماني كه شرايط جامعه او بدوي است، چگونه ميتواند موفق شود.
يكي از نكاتي كه عياري خيلي خوب و سنجيده به آن پرداخته، شخصيت پدر دكتر قريب است. پدري كه به فرزند خود راه ادراك جامعه و هستي را نشان داده و هيچگاه مانعي سر راه او نگذاشته و راههاي تجربهاندوزي را به روي او نبسته است.
از مشكلاتي كه افراد جامعه ما و بويژه خانوادهها هميشه با آن دست به گريبان بودهاند، راه درست ارتباط پدر و مادرها با فرزندان است. جامعهشناسان معتقدند اگر اين رابطه بدرستي شكل بگيرد و پيش رود، مشكلات جامعه بشدت كاهش مييابد. ارتباط پدر و مادر با فرزندان كه آيندهسازان جامعه هستند، راه درست زندگي كردن را ميآموزد و اگر فردي ياد بگيرد در خانواده درست رفتار كند، مسلما در جامعه هم مشكلي نخواهد داشت.
تلويزيون به عنوان يك رسانه آموزشي و فراگير در آموزش خانوادهها نقش موثري دارد و در اين راه سريالهاي نمايشي سهمشان از ديگر برنامههاي تلويزيوني بيشتر است. اما واقعيت اين است كه درامپردازان و فيلمنامهنويسان تلويزيون براي تهيه فيلمنامه پركشش با اوج و فرودهاي بيشتر، ترجيح ميدهند قهرمانان و ضدقهرمانان را مقابل يكديگر قرار دهند و حتي ضدقهرمان و آدم منفي داستان را پررنگتر نشان دهند تا به اصطلاح جذابيت قصه را بيشتر كنند.
به همين دليل است كه در بيشتر سريالهاي خانوادگي تلويزيون، فرزندان مقابل پدر و مادرها قرار ميگيرند و به شكل مستقيم درگيريهاي آنان به نمايش در ميآيد. اين گروه از سريالسازان بر اين باورند كه با نمايش نقاط ضعف ميتوان جوانان را به كاستيهاي رفتاري آشنا كرد.
اين روش شايد به طور مقطعي جواب بدهد، اما در درازمدت ميتواند نتيجه معكوس داشته باشد و رفتارهاي ناپسند را در جوانان و نوجوانان افزايش دهد.
در اين شرايط، سريال روزگارقريب با نمايش نوع تعامل افراد خانواده دكتر قريب با يكديگر و نوع تربيتي كه پدر دكتر قريب براي فرزندان خود انتخاب ميكند، ميتواند براي مخاطبان تلويزيون كارساز باشد.
پدر دكتر قريب هميشه مراقب فرزندان خود است. او يا در كنار آنهاست يا دورادور از آنها مراقبت ميكند. پدر از همان ابتدا متوجه ميشود محمد با كودكان ديگر تفاوتهايي دارد. ميفهمد پسرش كنجكاو است و ميخواهد از همه چيز سردربياورد. اين توجه باعث ميشود به محمد آزاديهاي بيشتري بدهد.
پدر دكتر قريب در تربيت فرزندش روش منع را كنار ميگذارد و اين امكان را به محمد ميدهد تا برود و از نزديك ببيند و تجربه كند. اين تجربهآموزي فرزند وقت زيادي از پدر ميگيرد و گاهي او را دچار مشكلاتي ميكند؛ اما چون پدر با وظايفش آشناست، با كودك خود قدم به قدم پيش ميآيد و چون خود آدمي دلسوز است و به همسايهها و نزديكان توجه دارد، به پسر خود هم ميآموزد كه ديگران را دوست بدارد. پدر دكتر قريب از همان ابتدا به فرزند خود اعتماد ميكند و چنين ميشود كه پسر هم هيچ چيز را از خانواده خود مخفي نميكند.
در سريال روزگار قريب ميبينيم پدر به عقايد و رفتارهاي پسر خود احترام ميگذارد. وقتي محمد از فرنگ برميگردد، پدر براي استقبال از او به شمال كشور ميرود و او را به تهران ميآورد، خانواده محمد ميخواهند جلوي او قرباني كند؛ اما محمد با اين كار موافق نيست و پدرهم بيچون و چرا و دليل آوردنهاي بيمنطق جلوي قرباني كردن گوسفند را ميگيرد.
اگر مخاطب اين سكانس را با دقت ميديد، متوجه ميشد به همين سادگي ميتوان به عقايد ديگران احترام گذاشت. پدر محمد در زمان ازدواج او هم با همين رفتار خود نشان ميدهد فرزند آزاد است راه زندگي خود را انتخاب كند، چون او در طول ساليان زندگي با رفتار (نه با گفتار) به محمد راه درست را نشان داده است.
جامعه امروز ما بيش از هرچيز به ترويج مهرباني و اعتماد نياز دارد و سريالهايي چون روزگار قريب با به نمايش گذاشتن زندگي موفقيتآميز دكتري انسان دوست، راه درست تربيت كردن و چگونه عشق ورزيدن را به اعضاي خانواده و اطرافيان نشان ميدهد. بايد اين سريال را با تمركز دنبال كرد تا متوجه شد چگونه يك پدر راه موفقيت پسر را هموار ميكند و چگونه به او ميآموزد كه بايد احترام گذاشت تا احترام ديد.
بايد پدر به فرزند آزادي عمل بدهد تا فرزند وي روشهاي استبدادي را در پيش نگيرد. محمد آزاد و آگاه بزرگ ميشود، درس پزشكي ميخواند و چون ياد گرفته است كه ديگران را دوست بدارد، تا پايان عمر به مردم خدمت ميكند.
محمد قريب انسان بزرگي در تاريخ معاصر ماست و در ماندگاري او نبايد تربيت درست پدر او ناديده گرفته شود و اين چيزي است كه عياري آن را ديده و در سريال خود مطرح كرده است تا راهي باشد براي خانوادههايي كه از طريق تلويزيون راههاي درست تربيتي را جستجو ميكنند.
|