كاندوليزا رايس چند سال است كه تا حد زيادي از آن نوع انتقادهاي تندي كه به علت فجايع 7 سال گذشته سياست خارجي آمريكا از جمله ناكامي در عراق، متوجه ساير مسوولان دولت آمريكا بويژه جورجبوش و دونالد رامسفلد وزير دفاع سابق او بوده، جان به در برده است.
مسلم است كه مسئوليت هيچكس در اين فجايع و ناكاميها بيشتر از جورجبوش رئيسجمهوري يا حتي ــ در مورد عراق ــ رامسفلد نيست. اما رايس ابتدا در مقام مشاور امنيت ملي و اكنون به عنوان وزير خارجه نقشي اساسي در شكل دهي و اجراي سياست خارجي آمريكا داشته است.
با اين حال در شرايطي كه رامسفلد را با خفت و خواري از واشنگتن و دولت بيرون انداختند. «كاندوليزا رايس» نه فقط كارش را حفظ كرده بلكه اين روزها نام او به عنوان نامزد بالقوه معاونت رياست جمهوري از طرف حزب جمهوريخواه نيز مطرح شده است.
اما اين خاصيت تفلوني او ــ كه تاكنون ظاهرا هيچ بدنامي و شكستي باعث دردسر او نشده ــ ممكن است در حال نابود شدن باشد.
پس از انتشار گزارشهاي اخير انبيسي نيوز و آسوشيتدپرس داير بر اين كه خانم رايس ، به عنوان مشاور امنيت ملي جورج بوش ، رياست جلسات كاخ سفيد را به عهده داشت كه در جريان آن مقامات عاليرتبه امريكايي روشهاي ويژه شكنجه را انتخاب ميكردند ، تعدادي از گروههاي ليبرال ، مبارزه براي وادار كردن رايس به كنارهگيري از وزارت خارجه آمريكا را آغاز كردهاند.
رهبري اين تلاشهاي چند جانبه ــ از جمله ايجاد وبسايتي با عنوان كاندوليزا بايد برود، پخش آگهيهايي در اين زمينه از تلويزيونها و شروع اقدام براي تنظيم شكايت عليه او ــ را افراد و سازمانهاي منتقد وي ازجمله سازمان اكثريت واقعي، متعلق به بن كوهن، دموكراسي براي آمريكا، متعلق به هوارد دين، رئيس حزب دموكرات، بريونيو فيلمز، به رياست رابرت گرين والد فعال سياسي و تهيهكننده سينما، به عهده دارند.
جيم دين رئيس دموكراسي براي آمريكا گفت دخالت مستقيم خانم رايت در تصميمگيريهاي مربوط به شكنجه «مايه شرم ملت ما است» و «دوره شرمآور او به عنوان وزير خارجه بايد خاتمه يابد».
اما به نظر ميرسد تلاشهاي اين گروهها هر قدر شديد باشد، احتمال موثر بودن آن ضعيف است چون خانم رايس يكي از نزديكترين و قابل اعتمادترين همكاران و ياران جورج بوش است و رئيسجمهوري آمريكا به دو چيز معروف است: نظر منتقدان برايش مهم نيست، اهميت زيادي براي وفاداري قائل است.
با اين حال منتقدان رايس اميدوارند لااقل بتوانند آرزوهاي سياسي آينده او را تحت تاثير قرار دهند. در حالي كه عمر دوره سياسي بوش در ژانويه 2009 خاتمه مييابد، ممكن است از رايس خواسته شود در دولت بعدي به كار ادامه دهد.
همچنان كه ديك چني به عنوان معاون رئيسجمهوري و دونالد رامسفلد در مقام وزارت دفاع از دولتهاي قبلي جمهوريخواه در دولت بوش حضور يافتند. مت هلند از سازمان اكثريت واقعي در اين مورد ميگويد «كساني كه خيليها فكر ميكنند كارشان تمام است باز هم برميگردند».
چرا رسانههاي اصلي آمريكا تاكنون با رايس درنيفتادهاند؟ براي اين كه او يك زن سياهپوست است اگر مردي سفيدپوست بود تاكنون (بحق) به دنبال رامسفلد رفته بود.
رايس بدترين مشاور امنيت ملي در تاريخ ملت آمريكا بود. او به جاي جدي گرفتن هشدارها درباره اين كه آمريكا در آستانه حملات تروريستي 11 سپتامبر 2001 قرار دارد به اتفاق جورج بوش (كه به گفته خودش «شوهرش» است) مشغول تماشاي فوتبال آمريكايي بود.
متعاقب آن رايس بيصلاحيت كه بيش از تواناييهاي واقعياش به او ميدان داده شده بود ، به ناحق در اكتبر 2003 به وسيله شاه جورج دبليو به رياست گروه «ثبات عراق» منصوب شد زيرا جورج دبليو عاشق ملكه كاندي است و اوضاع عراق پس از آن رو به وخامت نهاد.
و حالا رايس با دروغ و فريب مردم و خوشرقصي براي عوامل پشت پرده قدرت كه دولت ما را گروگان گرفتهاند (مانند شركتهاي بزرگ نفتي، نومحافظهكاران «گروههاي فشار» و غيره) ادامه ميدهد و جنايات وي عليه بشريت را پنهان ميكند. زيرا سگهاي دست پرورده بعضي از رسانههاي جريان حاكم عاشق خوشرقصيهاي او هستند.
در حالي كه شايسته است رايس در كنار بوش،چني، راو، رامسفلد، ولفوويتز و همه همقطارانشان كه از جنگ به ثروت فراوان رسيدهاند، به علت جنايات جنگي در زندان باشند.
|