در هفتههاي گذشته، خبري عجيب و جالب، در خبرگزاري آسوشيتدپرس منتشر شد؛ مادري نوزادي را، سرحال و سالم در هفته سي و هفتم بارداري به دنيا آورد كه دوران جنيني خود را به جاي رحم، در تخمدان به سر آورده بود.
اين خبر از ۲ جهت عجيب و جالب بود؛ اول اينكه رشد كامل جنين در جايي خارج از رحم، مورد كاملا نادري به حساب ميآيد؛ دوم اينكه هيچيك از مراقبين بهداشتي مادر ۳۴ ساله، متوجه بارداري خارجرحمي مادر نشده بودند (كه اگر شده بودند، حتما قبل از رسيدن به اين مرحله، حكم به ختم بارداري ميدادند) مادر در دوران بارداري هيچ عارضه غيرطبيعي نداشت و آنها تنها وقتي فهميدند جنين در تخمدان رشد كرده كه شكم مادر را براي يك جراحي سزارين كاملا عادي، باز كرده بودند و ناگهان ديدند كه در رحم مادر خبري از جنين نيست، بلكه جنين در تخمدان او رشد كرده است.
روي هم رفته، پزشكان، تولد او را به يك معجزه شبيه ميدانستند، چرا كه اصولا بارداري خارجرحمي، يك بيماري و عارضه به حساب ميآيد و مشكلات و درمانهاي خاص خود را هم دارد.
بارداري خارجرحمي، يا نابهجا، تعريف سادهاي دارد. جايگزيني تخم بارور شده، در جايي غيراز رحم. اين جاي ديگر، ميتواند در هرجايي از مسير حركت تخمك و تخم باشد، از تخمدان گرفته تا لولههاي رحمي.
همچنين ممكن است در موارد نادري، تخم به جاي اينكه وارد رحم شود و در آنجا جايگزين شود، در فضاي شكمي بيفتد و در آنجا مستقر شود.
جنين سرراهي
بهطور كلي ميتوان گفت از هر هزار بارداري، ۲۰ مورد آن بهصورت نابهجا و خارج رحم اتفاق ميافتد. با اين حال از بين تمام اين موارد، تخمدان جاي نادري براي رشد تخم بارورشده به حساب ميآيد.
بيشترين جايي كه معمولا تخم بارورشده، اشتباهي در آن مستقر ميشود، مناطق مختلف لولههاي رحمي است. اما ميتواند در مناطق مختلف ديگر نيز، بهطورنادر، جايگزين شود؛
از جمله در تخمدان، در حدود ۱۵ درصد موارد ممكن است اين اتفاق بيفتد. در گردن رحم (سرويكس) اين احتمال به همين اندازه كم است و از كل موارد حاملگيهاي نابهجا، 4/1 درصد در شكم جايگزين ميشوند.
با اين حساب ميتوان گفت اين مورد، يكي از موارد بسيار نادري بوده كه هم جنين در تخمدان جايگزين شده و هم در اين مكان توانسته به رشد طبيعي خود، تا مرحله زايمان، ادامه دهد.
دردسرهاي آدرس عوضي
تنها رحم شرايط نگهداري، تشكيل جفت و تغذيه و اكسيژنرساني كافي به جنين را دارد، به همين دليل، جايگزيني تخم بارورشده در مناطق ديگر، غيرطبيعي تلقي شده و معمولا به سرانجام نميرسد.
در اين حالت تخم رهاشده در منطقه نامعمول، باعث به وجود آمدن عوارض گوناگوني ميشود.
در مرحله اول، سلولهايي كه مسئول به وجود آوردن جفت در يك جنين طبيعي هستند، ميخواهند به ديواره اطرافشان دستاندازي كنند و ديواره مشتركي با آن بسازند تا تغذيه جنين از اين راه صورت گيرد. اين دستاندازي، باعث خونريزي، تغييرشكل محل و نهايتا ايجاد درد در مادر ميشود.
همچنين در اغلب موارد جنين به وجود آمده و جايگزينشده در محل غيرطبيعي، غيرطبيعي هم هست؛ چنانكه در ۸۰ درصد موارد، اينگونه جنينها دچار سقط خودبهخودي ميشوند.
وقوع سقط نيز، با علائمي همچون درد و خونريزيهاي خفيف يا متوسط همراه است. البته اگر لوله رحمي يا تخمدان نيز همراه با آن پاره شود، ممكن است ميزان اين خونريزي بيشتر و براي مادر خطرناك باشد.
يك آمار ناراحتكننده هم در اين باره بشنويد تا باور كنيد كه بارداري و وضع حمل اين خانم آمريكايي، تا چه اندازه با خوششانسي همراه بوده است: بارداريهاي نابهجا، مسئول ۵ تا ۶ درصد تمام موارد مرگومير مادران باردار به شمار ميروند كه ۹۰ درصد اين مرگها، بهعلت خونريزي رخ ميدهد.
يافتن منشا درد
از آنجا كه بارداري نابهجا را بايد در اوايل بارداري تشخيص داد و در اين زمان ممكن است هنوز مادر از بارداري خودش خبر نداشته باشند، تشخيص اين بيماري كمي مشكل است.
بهطور كلي يك مثلث، با ۳ علامت شاخص، راهنماي پزشكان در تشخيص اين بيماري است: قطع عادت ماهانه، خونريزيهاي نامنظم واژينال و درد زير شكم، كه اين آخري، از مهمترين آنهاست كه در ۹۰ تا ۱۰۰ درصد زنان دچار بارداري نابهجا، شايعترين شكايت است.
يكي از مهمترين تشخيصها در زنان در سن باروري كه با درد شكم به اورژانس بيمارستانها مراجعه ميكنند، بارداري نابهجاست كه با گرفتن شرححال دقيق از سير در ۲ علائم و همچنين معاينه بيمار و انجام برخي آزمايشها، مانند آزمايش بارداري (آزمايش بتا اچسيجي) بهصورت مداوم و چند بار پشت سرهم، ميتوان تا حد زيادي بيماري را تشخيص داد.
جلوي خطر را از كجا ميتوان گرفت؟
البته هنوز هيچ راه مطمئني براي پيشگيري دقيق و كامل از بارداري در خارج رحم يافت نشده است؛ چنانكه نميتوان قبل از وقوع بارداري تعيين كرد كه كدام دسته از خانمها واقعا در معرض خطر جايگزين شدن جنينشان در خارج از فضاي رحم هستند.
با اين حال برخي خصوصيات هستند كه در بين خانمهاي دچار اين مشكل بيشتر ديده شدهاند و مرور آنها ميتواند در اين باره كمككننده باشد.
مهمترين اين خصوصيات، وجود عفونتهاي قبلي در لولههاي رحمي است. بررسيهاي مختلف نشان داده بيش از ۵۰ درصد زناني كه دچار بارداري خارجرحمي ميشوند، سابقه عفونت در لولههاي رحمي، در رحم، تخمدانها و ناحيه لگني داشتهاند.
بهخصوص وقتي اين عفونتها به موقع درمان نشوند و حالت مزمن بهخود بگيرند، احتمال اينكه باعث بروز تنگي و چسبندگي در مسير حركت تخمك و تخم شوند، بيشتر ميشود و اين امر، جايگزيني آن را در لولهها تسهيل ميكند. اندومتريوز، يا وجود بافت رحمي در جايي غيراز رحم نيز، ميتواند از عوامل تسهيلكننده بارداري نابهجا باشد.
بررسيها نشان داده برخي روشهاي پيشگيري از بارداري هم ميتواند احتمال بروز بارداري نابهجا را، بهطور محدود افزايش دهد. از جمله اين روشها، ميتوان به آييودي(IUD) و نيز قرصهاي معروف به صبح روز بعد اشاره كرد.
هر عامل ديگري كه باعث دستكاري در مسير، بهخصوص در لولههاي رحمي شود، ميتواند احتمال بارداري نابهجا را بالا ببرد. بهعنوان مثال، جراحيهاي لگني از جمله اين عواملاند.
بستن لولهها، يكي از مهمترين جراحيهايي هستند كه ميتوانند باعث ايجاد تنگي و انسداد در لولهها شوند و اگرچه احتمال بارداري در اين حالت بسيار كم است، اما اگر بارداري اتفاق بيفتد، احتمال نابهجا بودن آن زيادتر از يك بارداري طبيعي است.
سيگار كشيدن، دوشهاي واژينال و سن پايين در هنگام اولين نزديكي نيز از جمله عواملي هستند كه اندكي خطر نابهجا شدن بارداري را بالا ميبرند.
درمان يا قتل؟!
شايد دورا كوچولو، نوزادي كه حاصل بارداري تخمداني مادرش بوده، شانس آورده كه مراقبين بهداشتي مادرش زودتر متوجه غيرطبيعي بودن محل رشد او نشدهاند؛ چرا كه درمان بارداري خارجرحمي، از بين بردن آن است.
تمام بحثها در مورد شيوه درمان بارداري نابهجا، بر سر اين است كه از چه روشي براي از بين بردن اين جنيني كه در اين محل غيرطبيعي جايگزين شده استفاده كنيم تا به مادر كمترين آسيب را برسانيم.
همچنين در مواردي كه همزمان يك جنين، در داخل رحم و بهطور طبيعي و يك جنين در محلي غيرطبيعي رشد مي كند، درمان مشكل ميشود، چون ممكن است درمانهاي از بين برنده جنين نابهجا، به جنين اصلي هم صدمه بزند. (البته وجود ۲ جنين به اين حالت بسيار نادر است؛ حدود ۱ در ۳۰ هزار مورد بارداري).
بهطور كلي، راههاي درمان فعلي، شامل تزريق داروهاي كشنده جنين به مادر و نيز تزريق مستقيم دارو بهخود جنين و نيز خارج كردن جنين نابهجا از طريق جراحي است.
البته درصورتي كه محل جايگزيني غيرطبيعي در اثر دستاندازي سلولهاي جنيني پاره شده باشد و مادر دچار خونريزي شديد و ناگهاني شده باشد، درمانهاي حمايتي مثل دادن سرم و خون نيز حتما مورد نياز است.
|