يك كارشناس مسكن با اشاره به اينكه نظريه "گراني مسكن به دليل كمبود عرضه" غلط است گفت:در طرح مشكل مسكن در ايران به سه امر مهم كمتر توجه ميشود و در نتيجه اين بيتوجهي است كه "برنامههاي حل مشكل مسكن" اغلب با مشكل مواجه مي شوند.
سهراب مشهودي افزود:ابتدا بايد گفت كه مشكل مسكن اغلب از زاويه كمبود تعداد واحدهاي مسكوني نسبت به خانوار، مطرح ميشود و اين عامل (كه تقريباً بهطور ثابت حدود 5/1 ميليون واحد است)، عامل گراني مسكن عنوان ميشود و در واقع علت گراني مسكن را كمبود عرضه نسبت به تقاضا ميداند.
وي با بيان اينكه به دلايل زيادي، اين نظريه كاملاً غلط است، گفت: تقريباً هيچ متقاضي وجود ندارد، كه به علت عدم وجود مسكن در بازار، نتوانسته باشد نسبت به خريد مسكن اقدام نمايد و دوم اينكه علت اصلي تفاوت تعداد خانوار با تعداد مسكن، اتفاقاً به علت عرضه كمتر نبوده بلكه بدليل كمي تقاضاي مؤثر است.
مشهودي ادامه داد: آنچه افراد را از دستيافتن به مسكن باز ميدارد نه عدم عرضه كافي، بلكه عدم امكان خريد متناسب با درآمد و توان مالي خانوارهاست.
دومين موضوع حل مشكل مسكن
اين كارشناس مسكن گفت:دومين موضوعي كه در مباحث مربوط به حل مشكل مسكن مطرح ميشود، ضرورت بالا بردن حجم ساخت بناست و در نتيجه راهحلها را، به كوشش براي بالا بردن حجم ساخت، متوجه ميسازد.
وي ادامه داد: اين امر، حتي اگر موضوعات مطرح شده در بند اول، نيز وجود نميداشت، باز هم غلط ميبود. چون تنها درصد معيني از درآمد ملي را ميشود به ساخت مسكن اختصاص داد وگرنه ديگر بخشهاي اقتصادي دچار مشكل ميشوند.
وي خاطر نشان كرد:بنابراين از آنجا كه در ايران مدتهاست نسبت درآمد ملي براي ساخت در اين حد قرار دارد، (بلكه از آن كمي هم عبور كرده است)، افزايش توليد به پيش از حد حاضر نه تنها مفيد نيست بلكه احتمالاً مضر نيز خواهد بود.
*سومين موضوع حل مشكل مسكن
مشهودي گفت:موضوع سوم، نقشهاي ديگريست كه "مسكن ملكي" به جز "تأمين سكونتگاه" در جامعه ايفاء مينمايد، كه مهمترين آنها اين است كه مسكن به نوعي نقش "بيمههاي اجتماعي" را ايفاء مينمايد و در واقع كاهش درآمد ناشي از بازنشستگي در ايران را جبران ميكند به گونهاي كه در سالهاي اخير بسياري از بازنشستگان از طريق اجاره واحدهاي خود در شهرهاي بزرگتر و كوچ به شهرهاي كوچكتر و يا حومهها، اين اختلاف درآمد را جبران مينمايند.
وي با بيان اينكه اگر در جستجوي راه حل هاي تحقق پذير هستيم بايد به مشكل مسكن از زواياي ديگري نيز آنرا بررسي كنيم تاكيد كرد: مسكن عمدهترين مشكل درمورد خانوارهاي جديد و ديگر افرادي است كه به عللي مثل مهاجرت، تشكيل خانواده و يا ترك خانوار پدري (به عللي مثل دستيابي به كار و يا عبور سن از حد معيني) متقاضي مسكن ميشوند، بنابراين اين گروه معمولاً 18 تا 20 درصد متقاضيان مسكن را دربر ميگيرند و عمدهترين وظيفه و معضل نيز حل مشكل همين گروه از افراد جامعه است.
به گفته وي، اگر بتوان اين گروه را، از بازار مسكن معمولي بيرون برد، بازار مسكن براي باقي جمعيت به يك تعادل قابل قبول نزديك خواهد شد.
* خارج نمودن موضوعاتي كه ميتواند مستقيماً به مبحث تأمين سكونتگاه مرتبط نباشد
مشهودي گفت:يكي از مهمترين عواملي كه بار تأمين مسكن را سنگين مينمايد، مبحث مالكيت مسكن علاوه بر تأمين معمول آن است.
وي ادامه داد:در عمل و در طول تاريخ، فعاليتهاي مسكن و شهرسازي اثبات كرده است كه راهحلهائي كه بخواهد مشكل مسكن را از طريق مالكيت آن حل كند، حتي در صورت افزايش نسبت وام به قيمت واحد مسكوني، چون بخش اعظم خانوارها قدرت بازپرداخت وام را ندارند، قابل حصول نيستند.
وي افزود: چون هزينه مسكن تملكي حدوداً سه برابر سكونت يافتن بدون مالكيت است، بنابراين بهتر است بخش عمومي سكونت يافتن را از مالكيت مسكن جدا كند و يا به معناي ديگر وظيفه تأمين اجتماعي و امور ضد تورمي سرمايههاي كوچك را به سازمانها و وزارتخانههاي مرتبط ديگر واگذارد و خود تنها تأمين سكونتگاه را مدنظر قرار دهد.
|