رضا رييسي، نويسنده رمان «قطار 57»، گفت: چرا بعضي گمان ميكنند بايد از اهل قلم ترسيد؟ ما همه پا به پاي مديران در انقلاب و دفاع مقدس بودهايم و به ارزشها اعتقاد داريم. اين ترس ناشي از اين است كه به آنچه سليقه آنهاست، عمل نكنيم.
به مناسبت فرارسيدن 14 تير، نشست روز قلم با حضور ابراهيم حسنبيگي و رضا رييسي در خبرگزاري فارس، برگزار شد.
رضا رئيسي در اين نشست، با اشاره به اين كه اگر كتابي خوب باشد، قطعا مخاطب ايراني از آن حمايت ميكند، گفت: بخشي از حرفهاي بودن به اهل قلم بر ميگردد و بخش ديگر به مديريتي بر ميگردد كه به نوعي بايد حامي كار باشد. حامي نه فقط به معناي حمايت مادي.
وي افزود: من مخالفم با اينكه فكر كنيم جامعه كتابخوان نداريم. جامعه ما به چه كنم چه نكنم گرفتار هست. ولي كار خوب را استقبال ميكند. دليلش هم اين است كه كتاب خوب خوراك ذهن و روح است. چطور ميشود كه ما دغدغه جسم را داريم؟ پس حتما براي فكر و روحمان هم اين تلاش را داريم. اينكه چقدر كار خوب داريم بايد بررسي شود.
نويسنده رمان «قطار 57» تصريح كرد: از نظر حرفهاي من فكر ميكنم در كار نويسندگي شما هر چقدر جلوتر ميرويد ميبينيد كه دامنهاش وسيعتر است و خودم شخصا گاهي اين جسارت را ندارم كه بگويم نويسندهام. هرچه جلوتر ميرويم انگار كه كنكاش ميكنيم. من از لحاظ حرفهاي ديگر زياد به اين چيزها فكر نميكنم.
رئيسي با بيان اينكه اول بايد مديريت حرفهاي داشته باشيم، اظهار داشت: بايد اول حرفهاي مديريت شود تا بتواند كار حرفهاي را تشخيص دهد و مهم برايش اين باشد كه از ادبيات خوب حمايت كند نه ادبياتي كه با سليقهاش سازگار است. در تاريخ، ولي اينطور نبوده است؛ يعني طيفي كه مديريت ميكند خود را كارفرما ميداند و كارفرما هم تعبيرش اين است كه دارم هزينه ميكنم پس آنچه را كه من ميخواهم، طلب ميكند. وي ادامه داد: نويسندگان هم براي خود اعتقادات، بايدها و نبايدها و خط قرمز دارند. چرا برخي گمان ميكنند از اهل قلم بايد ترسيد؟ اين چه تصوري است؟ ما همه پا به پاي مديران در انقلاب و دفاع مقدس بوديم و ما هم به انقلاب و دفاع مقدس اعتقاد داريم. اين ترس ناشي از نگراني است كه به آنچه سليقه آنهاست، عمل نكنيم. حرفهاي بودن را من مديريتي ميدانم كه بايد حمايت كند.
رئيسي درباره وضعيت موجود بيان داشت: متاسفانه اكنون ما ضعيفترين مديريت فرهنگي را داريم. جالبتر اين است كه برخلاف اينكه آقايان تصور ميكنند به شدت دارند مراقبت ميكنند، به شدت هم رها شده است و حتي از سليقههاي خود هم درست حمايت نميكنند. علتش اين است كه در كار خود حرفهاي نيستند و سوادشان در كار كم است. يعني در تعريف رمان و داستان گير ميكنند و اين ضعف عمده است.
اين نويسنده خودسانسوري را عاملي بازدارنده براي كار نوشتاري توصيف و عنوان كرد: ما كار خودمان را ميكنيم و از بيرون كسي ما را حمايت نميكند. اين نگاه مديريتي خود به خود باعث خودسانسوري ميشود. يعني يك ديگرسانسوري وجود دارد و يك خودسانسوري كه اين بد است و مشكل ايجاد ميكند.
رئيسي خاطرنشان كرد: ما مادامي كه سياست را قاطي ادبيات و فرهنگ ميكنيم اوضاع همين است. ادبيات و سياست هر يك دنيا و تعريف خاص خود را دارند. نه اينكه يك نويسنده نميتواند سياسي باشد، بحث اين نيست. ولي اين برخوردي را كه با ادبيات به نام سياست صورت ميگيرد من سياهبازي و سياسيكاري ميدانم. چون پشتش به جاي تعريف، سليقه خوابيده است.
|