فكر ميكنم اين يك گزاره منطقي باشد كه ما زماني ميتوانيم از وجود برخي آسيبها در ميان دانشآموزان خود آمار داشته باشيم كه اين اعداد و ارقام بهوسيله ديگر سازمانهاي مسئول در اختيار ما گذاشته شود.
اما در حال حاضر هيچ آمار خاصي در اين رابطه به ما ارائه نميشود. گاهي ميبينيم كه برخي از عزيزان از آمارهايي سخن به ميان ميآورند، وقتي از آنها ميپرسيم كه اينها را از كجا آوردهايد، ميگويند كه ما حدس ميزنيم كه چنين باشد. بيترديد ارائه چنين آمارهايي نميتواند كارگشا باشد. پس ما فعاليتهايمان را روي مسائل ديگري متمركز كرديم و به سراغ واكسينه كردن فرزندانمان رفتيم كه جز با فعاليتهاي پيشگيرانه قابل اجرا نيست.
به همين خاطر ما در مقطع متوسطه طرحهاي مروج سلامت و در مقاطع راهنمايي و ابتدايي طرحهاي مهارتهاي زندگي و فعاليتهاي مدرسهمحور را در نظر گرفتهايم تا به اين بهانه راههاي مقابله با برخي از آسيبهاي اجتماعي(مثل اعتياد) را به بچهها آموزش دهيم.
به عبارت ديگر، با برگزاري كارگاههايي به بچهها ياد ميدهيم كه چگونه در برابر آسيبها از خود مراقبت كنند. در طرح ديگري كه بهطور مستقيم با نيروي انتظامي در ارتباط هستيم، دانشآموزان بهطور گروهي در مدارس توسط ماموران كارآزموده نيروي انتظامي در رابطه با شناخت موادمخدر و انواع و مضرات آن به وسيله نمايش فيلم، ارائه بروشور و سيديهاي خاص، آموزش ميبينند. در اين ميان بهزيستي روي اين فعاليتها نظارت كامل دارد و ممكن است مناطقي كه احتمال آلودگي و خطر محيط براي دانشآموزان بيشتر باشد، آموزشهاي بيشتر و منسجمتري ارائه شود.
ما فكر ميكنيم بهجاي ارائه آمار در حوزه اعتياد بهتر است سياستهاي پيشگيرانه خود را دنبال كنيم. چرا كه بهدليل پنهان بودن اين آسيب اجتماعي، نميتوان با اطمينان كامل از آمارها گفت. به همين خاطر فكر ميكنيم آمار و ارقامي كه ارائه ميشود با واقعيت مطابقت كاملي ندارد و از اين گذشته چيزي از اهميت موضوع كم نميكند. پس بايد سياستهاي پيشگيرانه را دنبال كرد و از ارائه آمارهايي كه جامعه نمونه آن مشكل دارد خودداري كنيم و به جاي آن آموزش را سرلوحه كار خود قرار دهيم. بهعنوان مثال، ما در كتابهاي «مهارتهاي زندگي» كه از سال 81 در مقاطع راهنمايي و دبيرستان تدريس ميشود، در رابطه با برخي از آسيبها همچون اعتياد بحثهايي را آوردهايم. اين بحثها در دوره ابتدايي مطرح نميشوند؛ چون ممكن است اثر مخربش بيشتر از اثرات مثبت آن باشد.
اما بايد توجه داشته باشيم، اين تنها بچهها نيستند كه بايد آموزش ببينند، بلكه آموزش مديران و اولياي آنها هم اهميت خاصي دارد. بدين خاطر، ما 270 مدرسه شهر تهران را بهطور خاص به اين طرح اختصاص دادهايم. همه مديران اين مدرسهها در كارگاههايي با موضوعهاي سيگار، دخانيات، ايدز و ديگر آسيبهاي اجتماعي شركت كردهاند و طرحهاي پيشگيرانه ما از طريق انجمن اوليا و مربيان ادامه پيدا ميكند. البته در اين ميان نبايد فراموش كنيم كه اگر اعتبارات بيشتري در رابطه با پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي در مدارس به نهادهاي مسئول ارائه شود، بيترديد برنامهها بهتر و مهمتري ارائه خواهد شد. |