فرانتس بكن باوئر، كاپيتان و مربي سابق تيم ملي فوتبال آلمان چنان مهره مسلط و مطلعي است كه نظراتش نه فقط براي بهبودي فوتبال اين كشور هميشه به كار آمده، بلكه براي ديگر كشورها هم ميتواند روشنگر و كارساز باشد.
قيصر معروف مدتي كوتاه پس از اتمام يورو 2008 توجهش را از تيم ملي كشورش به تيم ايتاليا يكي از ناكامان بزرگ اين پيكارها معطوف كرده است و از ضعفهاي آتزوري ميگويد و روبرتو دونادوني را در اداره اين تيم كاملا ناموفق ميانگارد و تصميم كنار گذاشتن وي و رويكرد مجدد به مارچلو ليپي را گزينشي عاقلانه توصيف ميكند.
او ميگويد: تا آنجا كه من ميدانم، فدراسيون فوتبال ايتاليا با دونادوني عهد بسته و قرار گذاشته بود كه اگر تيم ايتاليا را به نيمهنهايي برساند، وي را تا جامجهاني 2010 نگه دارد، اما چون او نتوانست عذرش را خواست و ميدان را دوباره به ليپي سپرد. با توجه به سرمايهها و نيروي انسانياي كه در دست دونادوني بود، كاري كه او در يورو انجام داد، اسباب تاسف شد؛ زيرا فقط يك برد در 4 بازي به دست آورد و شكست سختي در برابر هلند داشت و وقتي هم كه پيكارها حذفي شد، تيغش به اسپانيا نبريد.
خيالهاي من
مدافع وسط معروف اسبق ژرمنها و چهره شاخص تيم فاتح يورو 1972 و تيم دوم يورو 76 ميافزايد: راستش را بخواهيد، پيش از شروع مسابقات امسال يورو روي فينالي بين ايتاليا و آلمان شرطبندي ميكردم و آن را محتملترين مسابقه نهايي ميدانستم، ولي در عين اين كه تصوراتم درخصوص تيم ملي كشورم درست از آب درآمد، با ايتاليايي مواجه شدم كه فاقد انعطاف و بيش از حد كند ومنفعل بود و معنا و نمايي كاملا متفاوت با فوتبال اين كشور داشت كه اين براي من بسيار تعجبآور بود.
اگر اين مساله را نتوان به مربي ربط داد و دستپخت او دانست، به چه چيزي ميتوان منتسب كرد؟ شايد ايراد از من باشد كه به ايتالياي ليپي عادت كرده بودم و 2 سال پس از رفتن او نيز همان انتظار را از آتزوري داشتم، اما با تيمي مواجه شدم كه از اين معاني دور بود و بسته و كند و محتاط بازي ميكرد و از هرگونه خلاقيتي بي بهره بود.
دونادوني حتي قابليتهاي جالب تعدادي از بازيكنانش را نيز بلااستفاده گذاشته بود و معلوم نبود چه ميخواهد بكند. اين را قياس كنيد با ايتاليايي كه ليپي به جام جهاني 2006 آورد و با آن فاتح مسابقات شد. تيمي كه درست و فني و سريع توپ ميزد و براي هر واكنشي آماده بود و حملات سريع را به اندازه دفاع حساب شده، ميشناخت و مجري آن بود، من از ديدن آن ايتاليا لذت ميبردم؛ اما ايتالياي اخير در يورو مظهر بازي كند بود و مشخص بود مربيانش چيز اضافهاي را به تيم ندادهاند و سقف پرواز آن را محدود كردهاند.
هنر ليپي در زمان كارش و بويژه در سال 2006 كه مهمترين جام فوتبال جهان را فتح كرد اين بود كه در ميان بيشترين مخالفتها و در شرايط مبارزه منفي رسانه`هاي ايتاليا با وي دست به آن كار زد. او به دليل اتهامات تقلب و تباني وارده به تيم يوونتوس و متهم و مظنون شناخته شدن در اين زمينه، ديدگاه مثبت و حمايتي را شامل حال خود نميديد و بايد تيمي را ميساخت كه به دليل نشات گرفتن از كالچو، عجين و توام با اتهامات و خدشههاي آن بود و كمتر كسي آن را سالم ميشمرد حتي خود ايتالياييها نيز با آن همسو نبودند و به آن اعتماد نداشتند.
ليپي چنان تيمي را قهرمان كرد و آن هم فقط چند ماه پس از افشاي گسترده ماجراهاي تقلب در سري A كه كل فوتبال ايتاليا را بدندم كرد. اما امسال دونادوني در فضايي آرام و بدون اين كه كسي او را متهم و سركوب كند و در شرايطي كه نيروهاي كمي را نيز در خدمت نداشت، حتي نتوانست ايتاليا را از مرحله يك چهارم نهايي عبور بدهد و شانس آورد كه با اختلاف قاطعتري مغلوب اسپانيا نشد و فقط در ضربات پنالتي باخت.
بهانهها
مردي كه چه به صورت كاپيتان و چه در هيات مربي، آلمان را به عنوان قهرمان جامهاي جهاني (74 و 90) رساند، همچنين ميگويد: «بهانه ايتالياييها و دونادوني اين است كه چون گاتوزو و پيرلو در زمان مسابقه با اسپانيا در يك چهارم نهايي محروم و غايب بودند، كاري از پيش نبردهاند؛ اما ما هم بدون فرينگز پرتغال را برديم و اصولا هيچ گاه غيبت يكي دو مهره نبايد باعث تضعيف تيمهايي بزرگ مانند ايتاليا و آلمان شود.
مساله اين است كه ايتاليا بد هدايت ميشد و مربياي نداشت كه براساس شرايط بدرستي تصميم بگيرد و اگر ميداشت، ميتوانست از همان نيروهاي موجود كه توني، كامورانزي، دل پيهرو، گروسو و زمبروتا را هم شامل ميشد، بسيار بيشتر و بهتر از اين سود جويد.
اينجاست كه فرق مربي با مربي مشخص ميشود. همين نيروها با اندكي تفاوت و كم و زياد با هدايت ليپي قهرمان جهان شدند؛ اما دونادوني اين هنر و بينش را نداشت كه آنها را بدرستي هدايت و صاحب برنامه كند. اينك به همان ميزان مطمئنم كه بازگرداندن ليپي به اردوي ايتاليا باعث پيشرفت اين تيم و احياي آن خواهد شد.»
قيصر درباره قهرماني اسپانيا و شكست كشورش در برابر اين رقيب در ديدار نهايي ميگويد: «اسپانيا قابليتهاي غيرقابل انكاري داشت و در روزهاي آخر طرف شدن با اين رقيب واقعا دشوار بود. عدهاي ميگويند فوتبال متنوع و پرانعطاف اسپانيا بر آلمان خشك چيره شده است. شايد هم اين طور نباشد زيرا آلمان معمولا يك پاي فينالهاست، از شما ميپرسم اسپانيا را چند سال بود كه در فينالها نديده بوديد؟! از نظر من يواخيم لو و بچههايش نمره قبولي كاملي گرفتهاند.»
|