دختری که به دنبال دعوای خانوادگی، خودش را آتش زد در یک بیمارستان قزوین با مرگ ، دست و پنجه نرم می کند.
فریادهای گوشخراش دختر 25 ساله ای به نام «فتانه» که آتش از سراپای وجودش زبانه می کشید لرزه بر جان ساکنان یکی از روستاهای «کوهین» قزوین انداخت.
سپس شعله های سرکش با کمک همسایگان و به وسیله پتو ، مهار و دختر سوخته به نزدیک ترین بیمارستان برده شد.
تحقیق پلیس نشان می دهد «فتانه» طی دعوای خانوادگی به روی خود بنزین ریخت و خودسوزی کرد. وضعیت عمومی این دختر که دردناک ترین لحظه های عمرش را در بخش مراقبت های ویژه سپری می کند وخیم اعلام شده است.
خشونتهای خانگی و مصادیق آن از جمله فرزند آزاری ، همسر آزاری و... پدیدهای است که طی سالیان اخیر در برخی خانوادههای ایرانی ریشه دوانده و به نظر میرسد چنانچه تدابیر اصولی و اساسی به کار گرفته نشود باید شاهد روز افزون آنها بود.
خشونت به ویژه علیه دختران و زنان ، البته خاص جامعه ما نیست و در بسیاری از کشورهای جهاندیده می شود. آمارهای سازمان بهداشت جهانی نیز بیانگر این است که 16 تا 25 درصد زنان جهان از همسر خود آزار جسمی دیدهاند.
بنا براین پرواضح است که شناسایی و حل معضلی با این پیچیدگی ، دارای جنبههای متفاوتی است.
آسیب شناسان اجتماعی در تقسیم بندی خشونت علیه زنان در ایران ، به سه نوع خانوادگی ، عمومی و شغلی معتقدند.علاوه بر این وجود خانوادههای سنتی حاوی باورهای غلط و مردسالارانه که هر کاری ، حتی خشونت را از سوی مرد، لازمه غیرتمندی ونهایت مردانگی جنس مذکر قلمداد میکنند به نوعی عامل ترویج خشونت علیه زنان و دختران تحمیل بسیاری از فشارهای روحی و روانی بر آنان است.
پدیده خشونت علیه زنان در ایران ، از جنبه های دیگری مانند خشونتهای جسمی، روانی، اجتماعی، اقتصادی و جنسی حایز اهمیت و قابل تعمق است.
یافتههای طرح ملی بررسی خشونت علیه زنان که در 28 استان کشور انجام شده از وجود متغیرهای گوناگونی چون ناسزاگویی ، تحقیر، منت تامین معاش ، بهانه گیری و محدودیت در معاشرت از سوی مردان حکایت دارد.
براساس همین پژوهش ، خشونت علیه زنان در موردهای پیشرفتهتر منجر به رفتارهایی چون جلوگیری از استقلال مالی و فکری زن ، اجبار به انجام برخی کارها، زندانی کردن ، اخراج از خانه و کتک زدن شده و بخش تاسف باز این تحقیق ، اعمال خشونت علیه بانوان به شکل اسیب های بدنی و در نهایت سقط جنین است.
از سوی دیگر بررسیها نشان میدهد برخی اقدامها در کاهش میزان خشونت موثر بوده است ؛ متغیرهایی چون تحصیلات زوج، گرایش به همسر، بهره گیری از مشاوره، مساعد بودن بهداشت روانی خانوادهها، تفاهم، تعادل وضعیت اقتصادی و تقویت باورهای دینی از این جملهاند.
با نگاهی گذرا به آنچه گذشت به نظر میرسد شمارش معکوس برای تبدیل خشونت علیه زن از یک خصیصه فرهنگی پیش پا افتاده به معضل اجتماعی آغاز شده است.از همین رو اطلاعرسانی، آگاهی عمومی و تقبیح باورهای غلطی مانند برتری مرد بر زن، معاشرت زن با دیگران ، تبعیت محض ازدواج و دخالت خانواده زوج را نباید به تاخیر انداخت. همچنین همسویی و تمرکز برنامههای فرهنگی و اجتماعی سازمانهای ذیربط در این باره و یکپارچه سازی الگوهای پیشگیری از خشونت علیه بانوان در جامعه از موردهایی است که باید در مبارزه با خشونت علیه زنان ، بدانها توجه ویژه داشت. |