| چرا از مايكروسافت بدمان ميآيد؟ |
|
فناوران اطلاعات , پنجشنبه 3 مرداد 1387 - ساعت 18:36 |
براي كاهش اين استرس و نگراني بايد احساس كنيم كه كم يا زياد، دستگاه خود را ميشناسيم و از اجزاي تشكيل دهنده آن آگاهي داريم. |
ارسلان شهلا- ما انسانها زماني احساس ترس ميكنيم كه نميدانيم در پيرامونمان چه ميگذرد و چه اتفاقي رخ خواهد داد. در واقع قانون خلق داستانهاي ترسناك هم اين چنين است؛ پديدههاي ناشناخته، از آنچه كه نسبت به آن آگاهي داريم دلهرهآورتر است و آن دسته از داستانهاي ترسناك ميتوانند واقعا ترس و دلهره را منتقل كنند كه مخاطب، حتي تا لحظات پاياني داستان از پايان آن خبر ندارد.
از سوي ديگر خلاف اين امر هم صدق ميكند. بنابراين هنگامي كه چيزي «شناخته» ميشود، ترس از آن هم از بين ميرود. با استفاده از اين اصل ساده ميتوان به دليل دلهرهآور بودن بسياري از فيلمها و داستانها پي برد.
واكنش مردم به فناوري هم بسيار مشابه برخورد آنها با داستانهاي ترسناك است. بسياري از ما نميدانيم كه محتويات كامپيوتر، موبايل يا دستگاه بازيمان چيست و در آن چه ميگذرد.
ما بخش عمدهاي از اطلاعات، سرگرمي و ارتباطات خود را مديون اين دستگاههاي الكترونيكي هستيم، اما به سختي ميدانيم كه آنها چه كاري انجام ميدهند و يا چگونه عمل ميكنند و اين موضوع موجب نگراني ما ميشود.
براي كاهش اين استرس و نگراني بايد احساس كنيم كه كم يا زياد، دستگاه خود را ميشناسيم و از اجزاي تشكيل دهنده آن آگاهي داريم.
ما دوست داريم حس كنيم ميدانيم درون جعبه سياه دستگاهمان چه خبر است، دوست داريم Progress Bar و روند بارگذاري صفحات وب يا يك انيميشن را مشاهده كنيم.
از اين رو سازندگان هنگام طراحي و ساخت يك دستگاه، بايد به يكي از ويژگيهاي ادراكي منحصر به فرد انسانها توجه كنند. به عنوان مثال ويندوز ويستا در بسياري از زمينهها از ويندوز XP سبقت ميگيرد، اما خيلي از ما اينگونه احساس نميكنيم و فكر ميكنيم ويندوز ويستا يك سيستم عامل كند و خستهكننده است. اما چرا؟
دليل اين است كه طراحان مايكروسافت و ويندوز ويستا يك نكته مهم را از قلم انداختهاند:
ادراك آدمي.
اين طور كه پيداست، انسانها زمان را دقيقا همانطور كه ميگذرد، درك نميكنند. به عبارت ديگر، پروسههايي كه در ظاهر، خوب و روان اجرا ميشوند و ظاهرا هيچ كندي و اشكالي ندارند و از سوي ديگر در مراحل پاياني با شتاب بيشتري عمل ميكنند، به چشم انسانها از سرعت بيشتري برخوردارند.
در مقايسه ميتوان عملكرد Gmail را در اين زمينه، موفقتر به حساب آورد. سازندگان Gmail به تازگي يك نمودار بارگذاري را در هنگام ورود طراحي كردهاند كه برخلاف گذشته، به كاربر نشان ميدهد تا بارگذاري ايميلشان چه مقدار زمان باقي است.
حداقل اثر اين تغيير كوچك اين است كه كاربران از نظر رواني احساس ميكنند بارگذاري با سرعت بيشتري در حال انجام است، اگرچه ممكن است در واقع اينطور نباشد.
البته تفكر غير منطقي در انسانها چيز جديدي نيست. يك قانون مربوط به ساختار حافظه انسان بيان ميكند كه در هنگام سنجش و ارزيابي تجربههاي گوناگون در ذهن، ارزيابي ما بيش از هر چيز براساس خوب بودن يا بد بودن و چگونگي پايان يافتن تجربههايمان بستگي دارد.
به طور مشابه هنگام ارزيابي عملكرد نرمافزارها، به ميانگين زمان پاسخگويي توجه نميكنيم و در عوض كندترين 10 درصد زمان پاسخگويي را هنگام مقايسه نرمافزارهاي مختلف در نظر ميگيريم.
البته چنين مقايسهاي غير منصفانه است و به ضرر بسياري از سازندگان تمام ميشود. اما اگر محصولات آنها در عمل، تنها در 10 درصد مواقع، كند و آهسته عمل كند، كاربران آن محصولات را همواره كند به حساب ميآورند.
با اين وجود، اپل در اين زمينه درست پيش رفته است. هنگامي كه روي يكي از آيكونهاي گوشي موبايل iPhone كليك ميكنيد، پيش از آنكه برنامه مورد نظر بارگذاري و اجرا شود، آيكون مخصوص آن دچار يك تغيير گرافيكي كوچك ميشود. اين تغيير و تحول به كاربر القا ميكند كه عملكرد دستگاه، سريع است، چون ميتوانيم ببينيم كه چيزي در حال تغيير است.
از اين رو، اضطراب ناشي از سرعت پايين عملكرد دستگاه كاهش مييابد و اينطور احساس ميكنيم كه از آنچه در حال جريان است، خبر داريم.
شايد شركت اپل هميشه سيستمهاي خوبي توليد نكند، اما با وجود تمام مشكلات سختافزاري و توزيع، يك دليل كليدي وجود دارد كه مردم را مجاب ميكند براي خريدن iPhone، يك روز تمام در صفهاي طولاني بايستند: اپل خوب ميداند چه چيزي ما را خوشحال ميكند.
|
|
| روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com |
| آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news108770.html |