شرق و غرب از نگاه سهروردي
جام جم , چهارشنبه 9 مرداد 1387 - ساعت 22:10

سهروردي فيلسوفي است که تا همين اواخر قدر و ارجش شناخته نشده بود و در بسياري از کتابهاي تاريخ فلسف? اسلامي تأکيد چنداني بر انديشه­هايش نمي­شد.

 

فيلسوفي که پس از ابن­سينا در شرق جهان اسلام و در ايران طرحي نو در انداخت سهروردي بود. سهروردي فيلسوفي است که تا همين اواخر قدر و ارجش شناخته نشده بود و در بسياري از کتابهاي تاريخ فلسف? اسلامي تأکيد چنداني بر انديشه­هايش نمي­شد.
اگر مي­گوييم فلسفه اسلامي پس از غزالي در جهان اسلام کمرنگ شد اين نکته را بايد به استثنائاتي پذيرفت. چون با مدد فيلسوفاني چون: سهروردي فلسفه در جهان ايراني کماکمان به راه خود ادامه داد هرچند که وجوه عرفاني و معنوي و ذوقي به آن اضافه شدند. به سهروردي شيخ مقتول هم مي­گويند.
مکتب سهروردي از يک سو با فلسفه ابن­سينا و از سوي ديگر با نظرات عرفاني حلاج در هم آميخته است و در اين بين رنگ و بوي شيعي هم به خود مي­گيرد. شيعه را بدرستي اسلام ايراني دانسته­اند چرا که در تشيع ما گونه­اي همنشيني حکمت ايران قبل از اسلام و آموزه­هاي اسلامي را مي­بينيم و سهروردي به يقين يکي از افرادي است که مي­تواند مؤلفه­هاي شيعي اسلام را به بهترين وجه به ما نشان دهد.
سهروردي در سال 549 در روستاي سهرود زنجان به دنيا آمد . او براي ادامه تحصيل به اصفهان رفت و همانجا بود که با فخر رازي يکي از معررفترين متکلمان زمانه و مخالفان فلسفه همدرس بود. او با توجه به سفرهاي زيادي که داشت با اهل تصوف آشنا شد و شيفته مشي و مرام آنها گشت.
در سفرهايي که وي به خارج داشت به دمشق و حلب رفت و در آنجا با ملک ظاهر پسر صلاح­الدين ايوبي حاکم معروف اسلامي که با مسيحيان در جنگ بود آشنا شد. او به خاطر علاقه­اي که به مناظر آنجا داشت در آن ديار ماندگار شد اما بي­پروايي­اش در مکالمه با فقيهان، آنها را نسبت به خود بدگمان کرد و چون ملک ظاهر حاضر به قتل وي نبود.
فقيهان شکايت سهروردي را نزد خود ايوبي بردند و صلاح­الدين ايوبي که تازه سوريه را از دست صلبيان خارج کرده بود و به حمايت فقيهان نياز داشت در سال 877 بناگزير او را به زندان افکندند. سهروردي در آنجا فوت کرد.
علت مرگ وي مشخص نيست اما پاره­اي افراد مي­گويند او را در زندان به قتل رسانده­اند. او در هنگام مرگ بيش از 38 سال نداشت.
سهروردي با وجود عمر کمي که داشت 50 کتاب به فارسي و عربي نگاشت که معرفترين آنها حکمت الاشراق است. سهووردي هم تحت تأثير ابن­سينا است و هم مؤلفه­هاي عرفاني انديشه­هاي غزالي و کتاب معروف وي مشکوه الانوار او را متأثر کرده­اند.
او هم از حلاج متأثر است و هم حکمت معنوي پيش از اسلام بر او مؤثر افتاده است. به طور مثال مفهوم نور که در انديشه­هاي فلسفي و عرفاني و اشراقي سهروردي اهميتي بسزايي دارد ريشه در آيين­هاي معنوي قبل از اسلام دارد.
يکي از ايرادهايي که به سهروردي وارد کرده­اند اين است که وي التقاطي ميان انديشه­ها و آراي مختلف صورت داده است. در جواب به اين ايراد موافقان و طرفداران سهروردي گفته­اند او بيش و پيش از آنکه التقاطي صورت داده باشد جمعي ميان آرا و مؤلفه­هاي مختلف صورت داده و گونه­اي همنشيني ايجاد نموده است.
سخن گفتن در باب تفاوت اين دو مشي مجالي مستقل مي­طلبد اما اين تقسيم­بندي و تفاوت گذاشتن ميان التقاط و بهره­مندي فکري نه تنها هنگام بررسي آراي سهروردي و يا ملاصدرا که در هنگام بررسي آراي و مشي هر متفکر، هنرمند و عالمي سودمند و حتي ضروري است.
پرسش اساسي اين است که چه هنگامي فرد ترکيبي جديد به وجود آورده و بنابراين قابل تقدير است و چه هنگام تنها آموزه­هاي مختلفي را کنار هم نشانده است. دراين ميان شيخ اشراق خود را همچون نقطه کانوني مي­داند که دو ميراث حکمي که از شاخه واحدي پيدا شده دوباره به آن نقطه رسيده­اند. يعني حکمت زردشتي و افلاطون با وي دوباره ترکيب شده­اند و يا به تعبيري به هم پيوسته­اند.
دربب اينکه اشراقيان چه کساني هستند و خاستگاه و رهبر فکري – معنوي آنها کيست اختلاف­نظر بسيار است. اما در يک نکته شکي نيست و آن اينکه همه، حکمت اشراقي را مربوط به دوره پيش از سقراط مي­دانند. يعني زماني که فلسفه هنوز جنبه استدلالي به خود نگرفته بود. در اين منظومه تمثيل مشرق و مغرب از سوي وي به کار گرفته مي­شود. حکمت شرق يعني جهان نور و فرشتگان که از هر ماده­اي تهي است و جهان غرب جهان ماده است.
شرق و غرب نزد سهرودي چنين معناي را دارند. اين معنا بعدها از سوي سنت­گرايان بسيار مورد توجه قرار گرفت و آنها بدين­گونه در صدد نفي و طرد غرب برآمدند. سهروردي داستاني با نام غربت غريبيه دارد که آن تمثيل اين نکته را بخوبي نشان مي­دهد. در اين داستان هبوط انسان به صورت افتادن در جايي به نام شهر قيروان تعبير شده است. اين شهر در غربي­ترين نقطه جهان اسلام بوده است . انسان در صدد است به جايگاه اصلي خود برگردد و جايي که مي­خواهد به آن برگردد يمن است که در لغت به معناي راست و شرق است.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news109339.html