متن زير خلاصهاي از مفاهيم و پيام سوره مباركه يوسف است كه علاقمندان ميتوانند ضمن بهره مندي از سفره الهي اين سوره مباركه در مسابقات طرح قرآني 1442 شركت و از هداياي ارزشمند آن شامل كمك هزينه حج عمره و سفر به مشهد مقدس... بهرهمند شوند.
سوال: پنج پيام عبادي، اخلاقي، اجتماعي، اقتصادي، مديريتي سوره مباركه يوسف «ع» را حداكثر در يك صفحه بيان و به نشاني تهران صندوق پستي 1441ـ 19395 شبكه قرآن و معارف سيما ارسال كنيد.
99ــ فلمّا دخلوا علي يوسف ءاوي اليه ابويه و قال ادخلوا مصر ان شاء الله ءامنين
پس چون « پدر و مادر و برادران » بر يوسف وارد شدند، پدر و مادرش را در كنار خويش جاي داد و گفت: به خواست خدا با امن و امان داخل مصر شويد.
نكتهها و پيام ها:
شور و غوغايي در كنعان برپا شده، پس از سالها، خبر خوش سلامتي يوسف رسيده، پدر بينايياش را باز يافته و با جمعي عازم ديدار يوسف است. آن هم يوسفي كه اكنون حاكم و خزانه دار سرزمين بزرگ مصر است. از طرف ديگر يوسف و همراهانش براي استقبال از پدر در بيرون شهر خيمه زده و...
پست و مقام ما را از احترام به والدين غافل نكند.
100 ــ و رفع ابويه علي العرش و خرّوا له سجّداً و قال يا ابت هذا تاويل رءياي من قبل قد جعلها ربّي حقّاً و قد احسن بي اذ اخرجني من السجن وجاء بكم من البدو من بعد ان نزغ الشيطان بيني و بين اخوتي ان ربّي لطيف لما يشاء انّه هو العليم الحكيم
و پدر و مادرش را بر تخت بالا برد، ولي همه آنان پيش او افتادند و سجده كردند. و «يوسف» گفت: اي پدر، اين است تعبير خواب پيشين من. به يقين پروردگارم آن را تحقّق بخشيد و به راستي كه به من احسان كرد، آنگاه كه مرا از زندان آزاد ساخت و شما را پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم برهم زد، از بيابان « كنعان و مصر » آورد. همانا پروردگار من در آنچه بخواهد، صاحب لطف است. براستي او داناي حكيم است.
نكتهها و پيام ها:
يوسف مثل كعبه شد و پدر و مادر و برادران رو به او براي خدا سجده كردند.
سجده پدر و برادران بر يوسف، خواب او را تعبير كرد (رأيتهم لي ساجدين ـ خرّوا له سجّداً)
گاهي تعبير خوابي، بعد از ساليان طولاني واقع ميشود ( هذا تأويل رؤياي من قبل )
يوسف از تلخيها سخن نميگويد، از حوادث گله نميكند، همواره از لطف و احسان خداوند ميگويد و همه امور را در مدار توحيد و ربوبيت ميداند ( قد احسن ربّي... )
جوانمرد و با فتّوت باشيم نه اهل عقده و انتقام ( يوسف بيرون آمدن از زندان را مطرح ميكند ولي از بيرون آمدن از چاه سخن نميگويد تا مبادا برادران شرمنده شوند. )
همه حوادث تلخ وشيرين براساس علم وحكمت ولطف الهي صورت ميگيرد. (لطيف، عليم، حكيم )
قسمت سي و هفتم: ( آيات 101 و 102 )
101 ــ ربّ قد ءاتيتني من الملك و علّمتني من تأويل الاحاديث فاطر السموات و الارض انت ولي في الدنيا و الاخره توفّني مسلماً و الحقني بالصالحين
«يوسف گفت» پروردگارا، تو مرا «بهرهاي» از حكومت دادي و از تعبير خوابها به من آموختي. «اي» پديد آورنده آسمانها و زمين، تنها تو در دنيا و آخرت مولاي مني، مرا تسليم خود بميران و مرا به شايستگان ملحق فرما. )
نكتهها و پيام ها:
اولياي خدا وقتي به عزّت و قدرت خود نگاه ميكنند فوراً به ياد خداوند ميافتند و ميگويند: خدايا هر چه هست از توست.
افتخار يوسف، حاكم بودن خداوند بر اوست، نه حاكم بودن او بر مردم.
حفظ ايمان تا آخر مهم است به ايمان فعلي خود مغرور نشويم ( توفّني مسلماً )
نهايت ايمان، تسليم در برابر امر خداوند است.
در دعا، اوّل از نعمتهاي الهي ياد كنيم سپس درخواست خود را مطرح كنيم.
102 ــ ذلك من انباء الغيب نوحيه اليك و ما كنت لديهم اذ اجمعوا امرهم و هم يمكرون
«اي پيامبر» اين «داستان» از خبرهاي غيبي است كه ما به تو وحي ميكنيم و تو نزد آنان « برادران يوسف» نبودي آنگاه كه در كار خويش همداستان و متفّق شدند و نيرنگ مينمودند «كه چگونه يوسف را در چاه اندازند و بگويند گرگ او را دريده است.»
نكتهها و پيام ها:
انبياء تمام اخبار غيبي را نميدانند، از طريق وحي با غيب آشنا ميشوند.
آنچه خدا نخواهد واقع نميشود گرچه مردم اجماع كنند و نقشه و توطئه طرح كنند.
در حوادث پي در پي، نكته اصلي و نقطه شروع داستان را فراموش نكنيم.
قسمت سي و هشتم: ( آيات 103 تا 107 )
103ــ و مااكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين
(«اي پيامبر»بيشترمردم ايمان بياورنيستند، هرچند«سخت بكوشي و»حرص وآرزوداشته باشي. )
نكتهها و پيام ها:
ايمان نياوردن اكثريت مردم، به خاطر كوتاهي پيامبران نيست بلكه نتيجه اختيار و آزادي خود انسانها است، اين امر نبايد مانع تبليغ دين و بيان حقيقت گردد.
هر حرصي مذموم نيست. پيامبران نسبت به هدايت انسانها، حرص و سوز و اشتياق دارند.
104ــ و ما تسئلهم عليه من اجر ان هو الّا ذكر للعالمين
و تو براين « وظيفه ارشاد » پاداشي از آنان نميخواهي. آن « رسالت و قرآن » جز تذكر و پندي براي جهانيان نيست.
نكتهها و پيام ها:
قرآن، ذكر است. ذكر يعني يادآور. اين بدين معنا است كه حقايق و معارف قرآن در درون انسانها وجود داشته و پيامبر فقط آنها را يادآوري ميكند.
آنچه ناپسند است درخواست پاداش در قبال هدايت مردم است نه دريافت آن.
105ــ و كاين من ءايه في السموات و الارض يمرّون عليها و هم عنها معرضون
و چه بسيار نشانه در آسمانها و زمين كه بر آن ميگذرند، در حالي كه از آن روي گردانند.
نكتهها و پيام ها:
اعراض از غفلت خطرناكتر است.
علم به تنهايي كافي نيست، حق پذيري نيز لازم است تا ايمان حاصل شود.
106ــ و ما يؤمن اكثرهم بالله الّا و هم مشركون
و بيشترشان به خداوند ايمان نميآورند، جز اينكه « با او چيزي را » شريك ميگيرند.
نكتهها و پيام ها:
امام رضا «ع» فرمودند: شرك در اين آيه به معناي توجّه به غير خداوند است.
ايمان مراتبي دارد. ايمان خالص كه هيچ شركي در آن نباشد كم است.
از نشانههاي مومن مخلص اين است كه از ياد خداوند غافل نميشود وجز رضاي او همه چيز را كنار ميگذارد.
از نشانههاي مؤمن آلوده به شرك اين است كه عزّت را از غيرخدا ميخواهد، كار شايسته را با ناشايست ميآميزد، دچار تعصبات حزبي و گروهي ميشود، رياكاري ميكند، از مردم ميترسد. سرگرم افزون طلبي ميشود.
107ــ افأمنوا ان تاتيهم غاشيه من عذاب الله او تأتيهم الساعه بغتهً و هم لايشعرون
(آيا « آنها كه ايمان نميآورند » از اينكه عذاب الهي آنها را در برگيرد و يا قيامت در حالي كه نميدانند ناگهاني فرا رسد، درامانند؟)
نكتهها و پيام ها:
ياد قيامت، عامل تربيت است.
قهر خداوند فراگير است و امكان فرار نيست. ( غاشيه )
هيچكس خود را تضمين شده نپندارد.
|