نمايشگاه آثار ائوخنيا ماركوس، هنرمند مكزيكي در تهران برپا شد. 36 تابلو نقاشي اين هنرمند مكزيكي هفت روز در بخش فرهنگي سفارت مكزيك بهنمايش گذاشته شد.
اين نمايشگاه كه رنگ طعمها نام داشت دربر گيرندهي رنگينترين و اصليترين مواد غذايي مورد استفاده در آشپزي مكزيك بود.
ماركوس تلاش ميكند تا مزهها، رنگها و بوي خوش زندگي روزمره مكزيكي را در غالب فلفلهاي تند، ميوههاي متنوع و پياز گرد هم آورده و به اين ترتيب به تمامي انواع متعدد مواد غذايي آشپزي سنتي مكزيكي در غالب مجموعه نقاشي خود جاني دوباره ببخشد.
اين موفقيت وي در گردهمآيي طعمها و عطر اين مواد غذايي كه بدين گونه بهتصوير كشيده شدهاند را ميتوان طعم رنگها نيز ناميد.
تابلوهاي ماركوس در طي ساليان گذشته در بسياري از كشورهاي آسيايي بهنمايش در آمدهاند كه پكن در جمهوري خلق چين، فيليپين و تايلند از آن جملهاند.
او باور دارد، نقاشي مثل قصه گويي است. ميگويد: شخصيتهاي داستانهايي که من در اين مقطع از زندگيام ميگويم، بيشتر سبزيجات هستند که به شکلي ديگر از خلاقيت مرتبطاند که عبارتست از هنر آشپزي. به همين دليل است که آنها ارتباط بسيار تنگاتنگي با هم دارند: من غذايي را که درست ميکنم، نقاشي ميکنم.
به گفتهي خودش، از وقتي که دختر کوچکي بوده و با مادرش به "لا مرسد" - بازاري مردمي در مکزيک - ميرفته؛ محسور رنگها، بوها و جنب و جوش بازار بوده است. آنها هنوز هم او را به هيجان ميآورند. احساساتش بهنحوي بيدار ميکند که نميداند با محصولاتي که مييابد چه کند. "بايد آنها را نقاشي کنم يا اينکه با آنها غذا درست کنم؟ اين تضاد وقتي برطرف ميشود که الگوها (ميوه جات و سبزيجات) عاقبت مخلوفات آشپزي ميشوند: اول آنها را نقاشي ميکنم و سپس با آنها غذا تهيه ميکنم."
ماركوس تصريح دارد، بوي چيليها - فلفل قرمز - شايد عاملي است که مرا به دوران جوانيام باز ميگرداند و بر هويتم تاکيد ميگذارد. چيلي، بوي زندگي ميدهد. عطر ميوهجات، ادويجات و چيلي در بازار، شور و اشتياقي را که مرا وا ميدارد تا آنها را ترکيب كرده سپس بهصورت غذاهاي خوشمزه و بوم نقاشي در آورم، تحريک ميکند.
بهزعم او، آشپزي و نقاشي نيازمند تعهد کامل است و زماني که با ديگران قسمت ميشود، لذت چند برابر ميشود.
|