نسترن صائبی- تعداد اندكي از زنان هستند كه شركتهاي فناوري را مديريت ميكنند، به همين دليل، وقتي يكي از آنها بركنار ميشود، ساير زنان سيليكون ولي با اين نگراني مواجه ميشوند كه نسلشان در حال انقراض است. اين شبهه را بارها رسانهها هم مطرح كردهاند، با همه اينها، زنان در فناوريهاي پيشرفته روزبهروز وضعيت بهتري مييابند.
آخرين اتفاق نگرانكننده براي زنان مدير در سيليكون ولي روز 29 ژوئيه 2008 افتاد؛ زماني كه پاتريشيا روسو (Patricia Russo) از پست مديريت اجرايي شركت آلكاتل، لوسنت، سازنده تجهيزات مخابراتي كنار رفت و پيش از او نيز دايان گرين (Diane Greene)، از مديريت شركت TMWare، كنار گذاشته شد و مگ ويتمن نيز اوايل امسال از مديريت eBay كنار رفت و فراموش نكنيم خروج جنجالي كارلي فيورنيا از HP (سال 2005) و كارول بارتز (Carol Bartz) از اتودسك (سال 2006) را.
بركناري يا كنارهگيري اين زنان نيز در اكثر موارد، نتايج ضعيف مديريتي يا نابهساماني مالي شركتها بوده است. مثلا فيورنيا به دليل نتايج ضعيف مالي از HP كنار رفت و مارك هرو به جاي او نشست. ويتمن به دليل صرف هزينه زياد براي خريد Skype و سپس عدم موفقيت در فراهم آوردن زمينه رشد مداوم eBay بر كنار شد و در مورد دايان گرين نيز كه توانسته بود يكي از معدود تجربيات موفق نرمافزاري ده سال گذشته را رقم بزند، يكي دو فصل مداوم افت و كاهش 60 درصدي ارزش سهام شركت، موجب ترك شركت VMWare شد.
بركناري گرين، آخرين شاهد بر مدعاي روزنامه سنخوزه مركوري نيوز بود كه روز يازدهم ژوييه در گزارش صفحه اول خود نوشت: «تعداد مديران زن در مديريت شركتهاي برتر به صفر رسيده است». اين گزارش به وضعيت اسفناك رهبران زن در «دره سيليكون» ميپرداخت. در همان زمان نيوزويك در مقالهاي 1500 كلمهاي، به ظهور نسل جديدي از زنان علاقهمند و ماهر در فناوري اشاره كرد.
به نظر شما كدام يك از اين دو ادعا درست است؟
من ميگويم هر دو.
واقعيت اين است كه در قلمرو فناوري، زنان اندكي پستهاي مديريت اجرايي را در دست دارند.
اما اشتباه نكنيد. هنوز هسته منسجمي از مديران زن در نزديكي بالاترين نقطه مديريتي شركتهايي همچون اوراكل، گوگل و هيولت پاكارد به فعاليت مشغولند كه بدون شك در سالهاي آينده مناصب مهمتري را اشغال خواهند كرد.
موضوع جالب توجه آنكه با وجود نبود زنان در سطح مديريتي ارشد شركتهاي فناوري، بسياري از زنان ستيزهجو در بنيانگذاري برخي شركتها نقش داشتهاند. مطمئنا نام اين زنان را تا به حال نشنيدهاند اما تينا شاركي، بنيانگذار مركز مراقبت از كودكان جانسون، كاترينا فيك، يكي از بنيانگذاران Flickr (كه بعدا ياهو آن را خريد) منا تروت، بنيانگذار و مدير سرويس وبلاگ Six Apart، جنيا بيانچيني، مدير اجرايي Ning (شركتي كه به كاربران امكان ميدهد شبكه اجتماعي براي خود ايجاد كنند) و ماريسا مهير، مدير تحقيقات محصولات و تجربيات كاربران ياهو، تنها چندين مثال از اين دست هستند.
نكته جالب توجه ديگر آن است كه نسل جديد زناني كه در عرصه فناوري سمتهاي سطح بالايي در دست دارند، مثل قديم تدافعي عمل نميكنند و اين مساله تفاوت آنان با بانوان مدير كت و شلوار پوش سيليكون ولي همچون فيورينا و ويتمن است. اين دو زن بهرغم ظاهر زنانهاي كه داشتند، هرگز جنسيتشان مورد توجه قرار نميگرفت.
اين زنان روحيهاي سياسي داشته و همواره با كت و شلوار و موهاي آراسته در جلسات و محل كار ظاهر ميشوند و هميشه هم به خاطر لباسها و ظواهرشان مورد انتقاد و قضاوت قرار ميگرفتند؛ موردي كه هيچگاه در مورد مردان ديده نميشود.ولي روش بارتز كمي متفاوت است. او خيلي راحت در مورد وضعيت خانهداري و مسووليتهاي مادري خود و اينكه چگونه در يك شركت فناوري شروع به كار كرده، صحبت ميكند.
وي معتقد است هيچ اشكالي ندارد كه يك مدير اجرايي زن، زماني كه به اجلاس مديران علوم و فناوري دعوت ميشود، دامن بپوشد!
ايدهها و ديدگاههاي بارتز امروز در ميان زناني كه در عرصه فناوري فعاليتهاي مهمي انجام ميدهند زياد به چشم ميخورد.
تينا شاركي، وبسايت مركز مراقبت از كودكان را به يك شبكه كاملا اجتماعي براي زنان تبديل كرد و با اين كار 87 درصد از مادران آمريكايي و بسياري از زنان سرتاسر دنيا، به طرفداران پروپاقرص اين مركز تبديل شدند.
به نظر شما دليل موفقيت اين زنان چه بوده است؟ مطمئنا اين افراد بيش از حد از ويژگي زنانه برخوردار نبودهاند ولي نكته مهم اين است كه آنها هيچ ابايي از زن بودن خود نداشته و با ظاهر كاملا زنانه به فعاليتهاي خودميپردازند.شاركي، فيك و تروت مادران جواني هستند كه فرزندان كمسن و سالي دارند و در مراكز عمومي و فعاليتهاي تجاري خود اين موضوع را پنهان نميكنند.
|