راز جنایت پسر خوانده
شنبه 9 شهريور 1387 - ساعت 22:56

پسری که به جرم کشتن پدرخوانده اش دستگیر شده است امروز در دادگاه کیفری تهران پای میز محاکمه نشست.

 

پسری که به جرم کشتن پدرخوانده اش دستگیر شده است امروز در دادگاه کیفری تهران پای میز محاکمه نشست.
زنگ تلفن کلانتری 147 گلبرگ تهران ، شامگاه 16 اردیبهشت 1386 به صدا درآمد و به افسر نگهبان خبر رسید مرد 40 ساله ای به نام «حسن- خ» در خانه اش با ضربه های کارد کشته شده است.
سپس بازپرس حسین اصغرزاده (کشیک دادسرای جنایی پایتخت) و پلیس دایره 10 اداره آگاهی مرکز به قربانگاه رفتند و رسیدگی به پرونده را در دستور کار خود قرار دادند.تحقیق محلی نشان می داد«حسن» به دنبال دعوای خانوادگی با پسر خوانده 25 ساله اش «محمد حسن- ب» ازپا در آمده است. با افشای این مسئله، مجرم جوان 15 روز بعد در یک تراشکرای «قشم» ردیابی و دستگیر شد.وی که می دانست هیچ شانسی برای گمراه کردن بازپرس و افسران تجسس ندارد بدون هیچ مقاومتی لب به بیان حقیقت گشود : «حسن و مادرم با هم اختلاف داشتند تا اینکه درگیری آنان بالا گرفت.مادرم هم به من تلفن زد و خواست به خانه برگردم.من هم که خونم به جوش آمده بود با کارد به جان حسن افتادم و فرار کردم.»
به دنبال این اعترافها ، کیفرخواست «محمدحسن» از سوی «علی دلداری» دادیار شعبه اظهار دادسرای جنایی پایتخت صادر و مقدمات محاکمه اش فراهم شد.
در نشست رسیدگی به این پرونده که امروز در شعبه 71 دادگاه کیفری تهران به ریاست قاضی «نورا... عزیزمحمدی» و با حضور چهار مستشار برگزار شد ابتدا نماینده دادستان ، کیفرخواست را خواند و برای «محمدحسن» اشد مجازات خواست.
وقتی نوبت دفاع پسر چاقوکش رسید گفت: پاییز 1383 مادرم به عقد حسن در آمد.آن مرد ، معتاد بود و مدام مادرم را کتک می زد.
وی اضافه کرد: آن روز حسن ، مادرم را بد جوری کتک زده بود.مادرم در گوشه اتاق نشسته بود و ناله می کرد و آنجا بود که کنترلم را از دست دادم.
*قاضی: حسن ، قبلا هم مادرت را کتک زده بود؟
*مجرم: بله مادرم چند سال پیش به خاطر کتک های شوهرش سقط جنین کرد.
*قاضی:چرا فرار کردی؟
*مجرم: ترسیده بودم.
سپس رئیس دادگاه از مادر «محمدحسن» خواست از رفتار شوهرش بگوید.«هما» اظهار داشت: پسرم دوساله بود که پدرش مرد و مجبور شدم برای بار دوم زدواج کنم. شوهر دومم معتاد بود که طلاق گرفتم و چند سال مستاجر حسن بودم.بعدها به عقد او در آمدم اما از بخت بدم این مرد هم معتاد از آب درآمد.او مدام فحاشی می کرد و روزگارم را سیاه تر کرد.
وکیل تسخیری «محمدحسن» نیز با دفاع از موکلش ، درخواست تخفیف مجازات کرد.در پایان ، پنج قاضی وارد شور شدند تا با توجه به مدرک های موجود به انشای رای بپردازند.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news111963.html