فرزانه ابراهیم زاده: «توی این چهل روز ندیدنش خیلی سخته اما من همش فکر می کنم که باز رفته سفر. یک سفر طولانی و همین روزهاست که برگرده.40 روزه منتظرم برگرده و من همه اتفاق هایی که افتاده را برایش تعریف کنم. مثل همیشه که می رفت سفر بر می گشت اما می دونم این بار انتظارم پایانی نداره و خسرو برای سفری همیشگی رفته.»همه صدها نفری که آمده بودند تا در چهلمین روز درگذشت خسرو شکیبایی در خانه هنرمندان ایران شرکت کنند از مانیتورهای بزرگی که در جای جای این خانه قرار داشت از تالار ناصری تا محوطه باز مقابل دیدند بغض پروین کوشیار همسر و همراه خسرو شکیبایی شکست و اشک هایش فرو ریخت؛ اشک هایی که از پس 40 روز صبوری هنوز جاری بود.
عصر روز شنبه نهم شهریور ساعت 30:6 بعد از ظهر خانه هنرمندان ایران در این روز گرم و دم کرده آخرهای تابستان چقدر شلوغ است. مثل همیشه نه بیشتر از همیشه. هنوز مانده تا ساعت سر چراغی و آدم هایی که آمده اند تا وعده ای را که چند روزی است همه شهر از آن خبر دارند را ادا کنند. چهلمین روز درگذشت خسرو شکیبایی که صبح روز 28 مرداد ماه بی خبر و یکباره رخت سفری بی بازگشت را پوشید مانند همه مراسمی که در این چهل روز از روز تشییع جنازه تا سوم و هفتم برای خسرو شکیبایی برگزار شد، چهلم نیز شلوغ است. در این مراسم هم مردم از همه جای تهران آمده اند تا سهمی در یادبود خسرو شکیبایی داشته باشند که روزی با خانه سبز خود را مهمان خانه شان کرده بود.
سالن بتهوون خانه هنرمندان محل اصلی برگزاری مراسم، از ساعت ها قبل از برنامه پر شده است و جایی برای نشستن و ایستادن نیست. تالار ناصری که در مراسم بزرگ مکمل این تالار است نیز از یک ساعت قبل از برنامه جای خالی ندارد و دو راهروی منتهی به این سالن نیز پر شده اند اما این بخشی از جمعیتی است که برای مراسم آمده اند. طبقه دوم و طبقه همکف هم با دو مانیتور بزرگ پر شده و مسوولان برگزاری به فکر نمایش تصاویر در فضای باز مقابل خانه هنرمندان هستند. مردم زیادی به همراه هنرمندان در حیاط خانه هنرمندان در انتظار آغاز برنامه هستند. چه آنهایی که به یاد خسرو شکیبایی جمع شدند، چه آنهایی که آمده اند سایر هنرمندان را ببینند و شاید هم چند تایی که آمده اند توسط یکی از هنرمندانی که به یاد همکار تازه از دست داده شان کشف شوند. از کودک چند ماهه تا افراد مسن این جا هستند و قصد دارند سهمی از این برنامه داشته باشند.
برنامه با مشکلی که این روزها دغدغه همه شده یعنی قطع برق خانه هنرمندان با تاخیر 30:7 بعد از ظهر آغاز شد.
مراسم چهلمین روز درگذشت خسرو شکیبایی با قرائت پیام تسلیت یک شخصیت سیاسی فرهنگ دوست آغاز شد. پیامی که سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین کشور و رئیس بنیاد باران برای این برنامه فرستاده شد.
خاتمی با ابراز تأسف از عدم حضور در این مراسم در پیام خود نوشته بود: «درگذشت هنرمند عزیز و پرآوازه خسرو شکیبایی، خسارت بزرگی برای عرصه فرهنگ و هنر کشور بود که دوستداران فضیلت و هنر را نیز دل آزرده کرد. مطمئناً یاد آن عزیز همواره زنده است و نقش او در عرصه هنر چند دهه اخیر نقش ممتازی بود و امروز در حسرت جای خالی او رنج می بریم. من این مصیبت را به همه اصحاب فرهنگ و هنر و بخصوص خانواده شریف او از صمیم دل تسلیت می گویم.»
پخش پیام تصویری جمشیدمشایخی هنرمند پیشکسوت بخش دیگری از این مراسم بود. مشایخی که این روزها به همراه جمشید شاه محمدی تهیه کنندگی فیلم مستندی درباره شکیبایی را به پایان برده است؛ به دلیل بیماری در این مراسم حضور نداشت.
مسعود کیمیایی در این فیلم از روزهایی سخن گفته که برای
نخستین بار در تئاتر شب بیست ویکم هنر شکیبایی را دیده است: «مانند خسرو شکیبایی سخن گفتن، بسیار دشوار است. اولین بار که او را در نمایش «شب بیست ویکم» دیدم، به یاد فیلم «گوزن ها» افتادم و فکر می کردم ای کاش برخی از قسمت ها مانند بازی او کار شده بود. خسرو نقش هایش را، ترسیم چندباره می کرد و یک کارگردان باید کارش را خیلی خوب می دانست که می توانست بازی او را اصلاح کند. چرا که او به خوبی از عهده ی کار خودش برمی آمد.»
مهرجویی شکیبایی را بازیگری باهوش و با سواد توصیف کرده است: «او شعرخوانده بود و خود شاعر بود و حتی در فیلم هایی که نقش دوم داشت، همواره به بهترین شکلی بازی می کرد. او بازی زیرپوستی داشت و مانند موم در دستان کارگردان بود که به هر شکلی در می آمد و من عاشق کارکردن با چنین بازیگرانی بودم.»
مراسم چهلم شکیبایی تنها به یاد شکیبایی نبود. به یاد همه هنرمندانی بود که امسال رخت سفر برتن کرده اند. از اسماعیل داورفر تا مهرداد فخیمی.
اهدای لوح تقدیر شهردار تهران توسط مجید سرسنگی قائم مقام شهرداری به پوریا شکیبایی به عنوان نماینده خانواده بخش دیگری از این مراسم بود.
پوریا شکیبایی بعد از دریافت این لوح از طرف خانواده از حضور مردم و هنرمندان سپاسگزاری کرد و گفت: «امروز خیلی خجالت کشیدم چون بسیاری از اساتید را می بینم که روی زمین نشسته اند. درد به قدری زیاد است که نمی دانم چه بگویم و ما واقعاً بیچاره ایم که این هنرمندان عزیز را از دست دادیم. من به همه شما تسلیت می گویم.»
اکبر عالمی سخنران بعدی این مراسم بود که در سخنانش با اشاره به کارنامه کاری شکیبایی گفت:« او فردی خودآموخته بود و به هیچ وجه در هیچ مدرسه سینمایی درس نخوانده بود. شکیبایی با مدرس در تلویزیون گل کرد و با بازی در فیلم های بسیار زیادی توانست کاراکتر فرهنگی پرقدرتی را از خود به نمایش بگذارد. ایران گوهرهای یگانه فراوانی را در دل خود دارد که امیدوارم آنها همیشه سلامت و پایدار باشند. افراد هم اندازه یا بزرگ تر از شکیبایی در میان ما کم نیستند اینها سرمایه های ملی ما هستند که مادیاتی مانند نفت، طلا، اورانیوم و دیگر منابع مادی در برابرشان بسیار بی ارزش است.»
آتیلا پسیانی هم با بغضی در گلو روی صحنه رفت: «اتفاقی که برای خسرو افتاد ناگهانی بود من در ایران نبودم و با شنیدن این خبر قلبم به درد آمد. دو سال پیش در فیلم چه کسی امیر را کشت همبازی بودیم گرچه سر صحنه همدیگر را ندیدیم . سه سال قبل هم برای همکاری در یک کار سینمایی با هم صحبت کردیم که آن اتفاق هم نیفتاد . سال ها قبل هم قرار بود با هم در یک تئاتر کار کنیم که آن هم نشد. او برای من و همه ما عزیز بود و با مهربانی، حمایت، لبخند و شیرینی کلامش به همه ما دلگرمی می داد.»
محمدرضا جعفری جلوه معاونت سینمایی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی یکی دیگر از کسانی بود که در این مراسم حضور داشت. او گفت: «شکیبایی یکی از دردانه هنرمندانی بود که از عمق جان هنرورزی می کرد و با خروش درونی که در وجودش بود حضور قوی را بر پرده نقره ای داشت. او دم خوشی داشت، حال خوبی داشت و بیقراری درونش که با جانش آمیخته بود همیشه در نقش ها متجلی می شد و او را باید بازیگری بسیار موفق بنامیم و بشناسیم.»
این مراسم با صحبت های جلال الدین معیریان به پایان رسید: «زمانی در فیلمی نقش یک چهره پرداز را در برابر خسرو شکیبایی بازی کردم و با اینکه می دانستم نمی توانم در برابر او بازی کنم او همیشه به من روحیه می داد او تشویق می کرد انرژی می داد و با عشق و محبت و صفایی که داشت کار را برای من آسان می کرد.»
در این مراسم هنرمندان دیگری چون ایرج راد ، قطب الدین صادقی و
صدر الدین حجازی نیز از شکیبایی گفتند.مراسم چهلم شکیبایی با پخش کلیپی با صدای او به پایان می رسد. هوا در خانه هنرمندان تاریک شده است اما همه کسانی که آمده بودند تا در این مراسم شرکت کنند همراه با صدای گرم شکیبایی می شوند: «سلام حال همه ما خوب است...» |