تلفن روزنامه زنگ خورد. صدايي كه از آنسوي سيمهاي ارتباط شنيده ميشد حكايت از عصبانيت مردي داشت كه قاضي و محكمهاي را متهم به نادرستي ميكرد.
به هر تقدير از لابه لاي حرفهاي بريده بريدهاش اين را متوجه شدم كه در دادخواست، خواستهاش را يك ميليون تومان نوشته و بعد بين طرفين درخصوص ميزان، اختلاف به وجود آمده و كارشناس، استحقاق خواهان كه همين آقاي عصباني و كارگر ساختماني بود را 2ميليون تومان تعيين كرده ، در حالي كه دادگاه تنها به يك ميليون راي داده است.اين همشهري گرامي به اين دليل از قاضي شكايت داشت كه در حالي كه دادگاه راي را درست داده بود چون دادخواست، محدوده رسيدگي را براي دادگاه تعيين ميكند و دادگاه همواره در چارچوب خواسته مندرج در دادخواست راي ميدهد و از آنجايي كه خواسته اين همشهري محترم از دادگاه يك ميليون تومان بود ه است، دادگاه تنها به يك ميليون تومان راي داده است.با توجه به اينكه دادخواست، سند آغازگر محاكمه است و بسياري از مشكلات مردم در مراجعه به دادگاه در ارتباط با تقديم دادخواست است اين مقال به توضيح و توصيف دادخواست ميپردازد.
رسيدگي به دعاوي حقوقي در دادگستري مستلزم تقديم دادخواست از طرف مدعي (خواهان) است. دادخواست به دفتر دادگاه و در نقاطي كه چندين شعبه وجود دارد، به دفتر شعبه اول تسليم ميشود.دادخواست به برگه چاپي مخصوصي گفته ميشود كه درخواست خواهان درآن قيد شده است يا به عبارت ديگر «دادخواست بيان ادعا نزد مراجع قضائي در اوراق مخصوص است». فرم دادخواست را ميتوان از محل فروش اوراق قضائي واقع در تمامي دادگستريها و مجتمعهاي قضائي در سراسر كشور تهيه كرد. هر چند دادخواستها براساس نوع مطالب مندرج در آنها (براساس نوع خواسته) تا حدي با هم متفاوتند اما همگي آنها اغلب حاوي نكات زير هستند:
نام، نام خانوادگي، نام پدر، سن، اقامتگاه و درصورت امكان شغل خواهان.
خواهان يا مدعي شخصي است كه از دادگاه چيزي براي خود و به ضرر ديگري ميخواهد.درصورتي كه دادخواست توسط وكيل تقديم شود، مشخصات وكيل بايد درج شود.قيد نشدن مشخصات يا ناقص بودن آن باعث رد دادخواست خواهان ميشود.
خوانده يا مدعي عليه شخصي است كه دعوي به او توجه دارد، به عبارت ديگر، شخصي است كه ادعا عليه او اقامه شود.
درصورت قيد نشدن مشخصات يا ناقص بودن آن، دادگاه طي يك اخطاريه به خواهان فرصت ميدهد تا نسبت به رفع نقص اقدام كند در غيراين صورت دادخواست خواهان رد خواهد شد.
تعيين خواسته و بهاي آن نيز لازم است مگر آنكه تعيين بها ممكن نبوده يا خواسته «مالي» نباشد.آنچهرا كه مدعي از دادگاه تقاضا ميكند «خواسته» يا «مدعي به» گويند. خواسته يا مالي است يا غيرمالي.
تعهدات يا جهاتي كه به موجب آن خواهان خود را مستحق مطالبه ميداند بهطوري كه مقصود واضح و روشن باشد.شرح دادخواست: ذكر ادله و وسايلي كه خواهان براي اثبات ادعاي خود دارد، از اسناد و نوشتهها، شهود و ...
فرم دادخواست حاوي جاهاي خالي است كه بايد به تناسب، هر قسمت پر شود. در مورد كيفيت تكميل و ضمانت اجراهاي مربوط به دادخواست توجه به نكات زير ضروري است:
مشخصات خواهان (كسي كه خواسته و دعوي خود را مطرح ميكند) يعني نام، نام خانوادگي و اقامتگاه خواهان (شهر، خيابان، كوچه، شماره پلاك) بايد حتما مشخص باشد.
درصورت معلوم نبودن خواهان يا محل اقامت او، مديردفتر دادگاه مكلف ميشود قرار ردفوري دادخواست (با استناد به ماده 56 قانون آيين دادرسي مدني) را ظرف دو روز از تاريخ رسيد دادخواست صادر كند و به ديوار دفتر آن دادگاه الصاق كند. در توضيح بيشتر بايد گفت:منظور از رد فوري اين است كه چيزي به كسي ابلاغ نميشود.
و اما خوانده (كسي كه دعوي مطروحه عليه وي طرح و اقامه ميشود) مشخصات خوانده هم بايد مشخص باشد و در غيراين صورت دادخواست توقيف ميشود. بنابراين مدير دفتر با توجه به ماده 54 آيين دادرسي مدني براي خواهان اخطار رفع نقص صادر ميكند و به خواهان 10 روز مهلت ميدهد كه از دادخواست رفع نقص كند و درصورتي كه در اين 10 روز اقدامي نكند دادخواست رد ميشود كه البته مراتب اين رد نيز بايد به خواهان ابلاغ شود تا او ظرف 10 روز فرصت داشته باشد در همان دادگاه نسبت به تصميم مدير دفتر شكايت كند و اينبار تصميم دادگاه هر چه باشد قطعي است.ضمنا درصورتي كه خواهان آدرس اقامتگاه دقيق خوانده را در اختيار نداشته باشد، ميتواند از دادگاه درخواست كند كه وي را به لحاظ مجهول المكان بودن، از طريق نشر آگهي در مطبوعات (روزنامه كثيرالانتشار) به دادرسي دعوت كند.
دراين صورت خواهان هزينه نشر آگهي دعوت خوانده به دادرسي را نيز به بانك پرداخت كرده و قبض آن نيز به پرونده ضميمه ميشود. درصورتي كه خواهان وكيل داشته باشد، مشخصات كامل وي در دادخواست آورده ميشود.
خواهان بايد آنچه از خوانده ميخواهد بهعنوان خواسته خود در دادخواست تعيين و ميزان آن را از حيث بها مشخص كند و درصورتي كه دعوي و خواسته غيرمالي باشد، بايد به ميزان 5 هزار ريال بهعنوان هزينه دادرسي و صدريال بهاي هر برگ دادخواست تمبر باطل كند.
هزينه دادرسي در دعاوي مالي به مأخذ تا 10 ميليون ريال معادل 1/5درصد ارزش خواسته و بيش از 10 ميليون ريال به نسبت مازاد بر آن 2درصد ارزش خواسته، تمبر باطل ميشود. اما در دعاوي مالي غيرمنقول و خلع يد (متصرف) از اعيان غيرمنقول، هزينه دادرسي مطابق ارزش معاملات املاك در هر منطقه توسط دفتر دادگاه تقويم و براساس آن هزينه دادرسي تعيين ميشود و سپس ابطال تمبر صورت ميگيرد.
از جمله موارد ديگري كه آوردن آن در درخواست ضرورت دارد، ذكر ادله و مستنداتي است كه ادعاي خواهان را به اثبات ميرساند.دادخواست پس از تكميل بهصورت فوق الذكر و بيان شرح ماوقع اختلاف و دعوي (درقسمت شرح دادخواست) ذيل آن بايد به وسيله خواهان امضا يا با اثر انگشت تأييد شود.دادخواست و پيوستهاي آن بايد به تعداد خواندگان به اضافه يك نسخه باشد.
درتمامياشكال فوق الذكر درصورت عدمتكميل دادخواست از حيث مشخصات خواهان و خوانده، عدمتعيين خواسته، عدمقيد روشن و واضح تعهدات و جهاتي كه خواهان خود را مستحق مطالبه ميداند و خواسته دقيق وي و ادله و وسايلي كه براي اثبات ادعاي خود دارد، در پي اخطار رفع نقص به خواهان و عدمبرطرف كردن نقايص مذكور ظرف مهلت 10روز، قرار ردي از سوي مدير دفتر دادگاه صادر ميشود كه اين قرار طي مدت 10 روز از تاريخ ابلاغ به وي در همان دادگاه قابل شكايت و اعتراض است.
با وصول دادخواست و گواهي تكميلي آن توسط مدير دفتر دادگاه، رياست دادگاه يا دادرس علي البدل (بهعنوان جانشين وي) دستور تعيين وقت دادرسي و دعوت طرفين در وقت دادرسي تعيين شده را صادر ميكند. در ضمن نسخه دوم دادخواست و ضمايم آن به خوانده نيز ابلاغ ميشود. |