جنايت پس از مخالفت با ازدواج‌
چهارشنبه 3 مهر 1387 - ساعت 13:02

مرد جواني كه به قصد ازدواج دختر مورد علاقه‌اش با مخالفت پدرش روبه‌رو شده و او را به قتل رسانده بود، پس از 2 ماه فرار ، خود را تسليم پليس كرد.

 

مرد جواني كه به قصد ازدواج دختر مورد علاقه‌اش با مخالفت پدرش روبه‌رو شده و او را به قتل رسانده بود، پس از 2 ماه فرار ، خود را تسليم پليس كرد.
محسن علي‌اشرف، معاون دادستان و سرپرست دادسراي جنايي كرج با اشاره به خبر دستگيري جوان پدركش روز گذشته به خبرنگار «جام‌جم» گفت: ششم مردادماه امسال يكي از اهالي حسين‌آباد مهرشهر كرج با مركز فوريت‌هاي پليسي 110 تماس گرفت و از قتل مرد همسايه‌اش به نام حسين خبر داد.
به دنبال اين تماس، ماموران كلانتري 22 مهرشهر همراه بازپرس رضايي، كشيك ويژه قتل دادسراي جنايي كرج به محل حادثه اعزام و در بررسي محل با جسد حسين كه با ضربه‌هاي چاقو به قتل رسيده بود، روبه‌رو شدند و با دستور قضايي جسد وي به پزشكي قانوني منتقل شد و خانواده مقتول براي ادامه تحقيقات و فاش شدن هويت قاتل به اداره جنايي آگاهي استان تهران انتقال يافتند. ردپاي پسر در قتل پدر كارآگاهان جنايي در ادامه تحقيقات از خانواده مقتول پي بردند كه وي به دنبال مشاجره با پسر خانواده به نام قاسم كشته شده است.
با به دست آمدن هويت قاتل فراري (قاسم)‌ پليس جستجو براي يافتن مخفيگاه وي را آغاز كرد تا اين‌كه 2 روز پيش قاتل فراري كه دچار عذاب وجدان شده بود، 2 ماه پس از وقوع جنايت خود را تسليم پليس كرد.
سرپرست دادسراي جنايي كرج ادامه داد: روز گذشته متهم به قتل به شعبه 21 بازپرسي دادسراي جنايي كرج انتقال يافت و مورد تحقيق قرار گرفت و به قتل پدرش اعتراف كرد. قتل پدر به خاطر مخالفت با ازدواج‌ قاسم - متهم به قتل - در اظهاراتش به بازپرس رضايي گفت: به دنبال آشنايي با دختري به نام بهنوش، به يكديگر علاقمند شديم و تصميم به ازدواج گرفتيم اما خانواده‌ام بخصوص پدرم، با اين وصلت مخالف بود و حاضر نمي‌شد براي خواستگاري به منزل پدر بهنوش برود. چند بار با التماس از او خواستم با ازدواج ما مخالفت نكند تا زندگي‌ام سر و سامان پيدا كند اما پدرم توجهي به حرفهايم نمي‌كرد و همين موضوع باعث مشاجره و درگيري ميان من و او شده بود. چند روز پيش از حادثه، درگيري ميان من و پدرم شدت گرفت و او مرا كتك زد و با پليس تماس گرفت كه من از ترس، از منزل فرار كردم.روز حادثه متوجه شدم پدرم به كلانتري رفته و از من شكايت كرده است.
قصد داشتم با پدرم صحبت كنم كه به محض ديدنم شروع به مشاجره با من كرد و گفت كه همچنان با ازدواج من و دختر مورد علاقه‌ام مخالف است و اجازه نمي‌دهد اين وصلت سر بگيرد ، پس از شنيدن حرف‌هاي پدرم ، عصباني شدم و كنترل خودم را از دست دادم و با چاقوي آشپزخانه، به او حمله كردم و پس از مجروح شدن پدرم ، از ترس فرار كردم و چند روز بعد از حادثه متوجه شدم او فوت شده است. عذاب وجدان يك لحظه رهايم نمي‌كرد. در پارك‌ها و خيابان‌هاي كرج سرگردان بودم و پرسه مي‌زدم تا عاقبت پس از 2 ماه فرار خودم را تسليم پليس كردم.
بنا بر اين گزارش، متهم به قتل با قرار قانوني روانه زندان شد. تحقيقات تكميلي از وي ادامه دارد.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news114083.html