اعتبار و حرمت كلام در راديو
سه شنبه 9 مهر 1387 - ساعت 20:13

انسان از كلمه و كلام حرمت و اعتبار مي‌گيرد و به نوبه خود به آن اعتبار مي‌بخشد. انسان به يمن كلام بر ديگر جانداران برتري مي‌يابد و به اعتبار آن تمدن مي‌سازد.

 

انسان از كلمه و كلام حرمت و اعتبار مي‌گيرد و به نوبه خود به آن اعتبار مي‌بخشد. انسان به يمن كلام بر ديگر جانداران برتري مي‌يابد و به اعتبار آن تمدن مي‌سازد. كلام همچنان كه مكتوب شده، به يمن رسانه‌هاي ديرسال و ماندگار تمدن‌ها را برپا كرده و به جاها و مكان‌هاي بسيار پراكنده است.
به ياري رسانه‌هاي مدرن و به گونه‌اي ديگر همچنان تمدن‌ها را بارور كرده و به انسان و انسانيت معنا مي‌بخشد. انسان كه مي‌تواند به كلام اعتبار ببخشد، توان آن را نيز دارد كه آن را بي‌حرمت كند و از اعتبار آن بكاهد كه اين كار لاجرم به كاستن از حرمت و اعتبار خود نيز منجر مي‌شود بنابراين هر يك از ما براي حفظ و نگهداري حرمت و اعتبار انساني خود و نيز كشور و تمدن به يادگار مانده از گذشتگانمان در قبال كلام و به عبارتي ديگر زبان و فرهنگ كلامي خويش مسووليتي بس عظيم داريم. اين مسووليت هنگامي چندبرابر مي‌شود كه با مسووليتي فرهنگي در رسانه‌اي چون راديو همراه و عجين شود.
نويسندگان، گويندگان، گزارشگران، مجريان، بازيگران، تهيه‌كنندگان و مسوولان راديو تحت هيچ شرايطي و با هيچ عذر و بهانه‌اي حق ندارند در انجام اين وظيفه انساني و ميهني سستي و بي‌توجهي كنند كه چنين سهل‌‌انگاري و بي‌اعتنايي‌اي لطمات جبران‌ناپذيري به ادبيات و فرهنگ و تمدن ديرسال كشور خواهد زد.
رسم و سنتي بسيار پسنديده سال‌ها در راديو مورد قبول بود و به آن عمل مي‌شد كه ناشي از همين احساس مسووليت در قبال كلام و كلمه و وظيفه و رسالت كار در راديو بود و آن نيز جريمه‌هاي نقدي و توبيخ‌هايي بود كه بدون استثنا گريبان همه كساني را كه مرتكب خطايي در اين زمينه مي‌شدند، مي‌گرفت.
كافي بود گوينده‌اي كلمه‌اي را غلط ادا كند يا نويسنده و بازيگري از كلام و اصطلاح ناهنجاري استفاده كند و اين كلمه و اصطلاح از راديو پخش شود، بلافاصله مرتكبان اين خطا مواخذه مي‌شدند و اين چنين بود كه راديو طي سال‌ها به عنوان مرجعي معتبر در اداي كلمات و تلفظ نام‌ها و بيان اصطلاحات و ديگر مفاهيم ادبي و فرهنگي كشور شناخته مي‌شد.
متاسفانه چند سالي است كه راديو اين مسووليت و رسالت را جدي نگرفته و هم به حرمت كلمه و كلام بي‌اعتنايي مي‌كند و هم اعتبار خود را به عنوان رسانه‌اي مهم در جهت دفاع و حراست از گنجينه فرهنگ و ادب و زبان ميهن مخدوش مي‌كند.
زبان و ادبيات هر كشوري قائم به اصول و معيارهايي است كه طي قرن‌ها و از سوي فرهيختگان، ادبا، شعرا و فرهنگ‌دوستان و فرهنگ‌پروران ساخته و پرداخته شده است و نوشته يا نانوشته همه ملزم به رعايت و دفاع از آنها هستيم.
اصطلاحات من درآوردي، جعل كلمه يا كلمات يا افعال و مصادر ساختگي و بي‌ريشه، تلفظ غلط كلمات اگر توسط مردم كوچه و بازار يا اصناف و اقشار خاصي اتفاق بيفتد، شايد در طولاني‌مدت به فرهنگ و ادبيات كشورمان لطمه و لطماتي بزند.
ليكن اين كجروي اگر در راديو ظهور و بروز يابد ، در كمترين زمان نه تنها لطمات و صدمات جبران‌ناپذيري به بار مي‌آورد كه عمق اين صدمات فاجعه‌بار است و بسرعت هم گسترش مي‌يابد. شايد در وهله اول عمل نادرست ما در راديو چندان به نظر نيايد و جلوه پيدا نكند، ليكن به دليل برد و تاثير بي‌چون و چراي راديو، تبعات گسترده و ناخوشايندي به خود مي‌گيرد.
كافي است گزارشگر ورزشي راديو يا تلويزيون بگويد: «فلان ورزشكار ركورد المپيك را شيكوند» اين اصطلاح و تلفظ نادرست و ضد زبان معيار به گوش كودكان، نوجوانان يا مخاطبان عام مي‌رسد و تاثير مخرب خود را در ذهن آنها به جاي مي‌گذارد.
همچنين است گفتن «درد و دل» به جاي «درد دل» يا ده‌ها و صدها نمونه ديگر كه اين روزها فراوان از راديو و از زبان گويندگان راديو، گزارشگران و بازيگران نمايش راديو مي‌شنويم. زبان معيار در رسانه فرهنگي راديو تعريف شده است و هيچ‌كدام ازما اهالي راديو حق نداريم خودسرانه آن را تغيير دهيم و به گونه‌اي شخصي آن را تعبير و تفسير كنيم و به كار گيريم.
زبان معيار راديو در 2 عرصه مختلف تعريف شده است: اول در زمينه ادبيات مكتوب، يا زبان ديداري و ديگر در زمينه ادبيات شفاهي يا زبان شنيداري و محاوره، آنچه بيشتر مورد بي‌توجهي و بي‌اعتنايي قرار مي‌گيرد، عرصه دوم يعني ادبيات شفاهي يا محاوره و زبان شنيداري است.
اصطلاحات و تلفظ‌هاي مختلف متعلق به گويش‌ها و لهجه‌هاي مختلف و گاه از طريق ترجمه زبان‌هاي بيگانه براساس سليقه و از روي ناآگاهي در كلام راديويي مورد استفاده قرار مي‌گيرد كه نتيجه آن مخدوش شدن زبان معيار و از اعتبار افتادن راديو به عنوان مرجعي براي حفاظت و حراست از زبان و تبليغ آن است.
وقتي از راديو صحبت مي‌كنيم، منظور راديوهاي سراسري و راديو تهران است، نه راديوهاي استان‌هاي مختلف كه زبان و گويش و اصطلاحات خاص خود را دارند. زبان معيار راديوهاي سراسري و راديو تهران، زباني است كه در تهران و درواقع بدون لهجه خاصي از سوي ساكنان آن و مراجع رسمي و فرهنگي مورد استفاده قرار مي‌گيرد و در كتاب ما و ادبيات مكتوب (چه رسمي و چه كوچه بازار)‌ درج شده است.
بنابراين، گزارشگر ورزشي حق ندارد به جاي شكستن از لفظ شكوندن استفاده كند كه به قشر خاصي از جامعه تعلق دارد و مورد استفاده خانواده‌‌هاي اصيل و با فرهنگ نيست يا به كارگيري اصطلاح «هاگيرواگير» به جاي گير و دار يا گفتن «متعجبم كه» به جاي من تعجب مي‌كنم كه يا «روسري كردن» به جاي روسري سر كردن يا «داد بيداد» به جاي داد و بيداد يا «فالگوش ايستادن» به جاي گوش ايستادن همه مواردي است كه به غلط بر زبان قشر خاصي از جامعه جاري است و هرگز نبايد آن را از طريق رسانه فراگيري مثل راديو به همه مردم تعميم داد. چون اين نادرستي‌‌ها بتدريج نه تنها زبان معيار كه حتي ادبيات و فرهنگ كشور را مخدوش مي‌كنند.
برخي مي‌گويند در نمايش چون كاراكترها زبان و اصطلاحات خود را از زندگي واقعي مردم مي‌گيرند، لاجرم بايد يك شخص جاهل با همان ادبياتي حرف بزند كه يك جاهل در كوچه و بازار صحبت مي‌كند.
اين گفته كمي غيرمنطقي است، مگر ما در نمايش همه آنچه را كه در واقعيت وجود دارد، عينا نشان مي‌دهيم؟ مگر عين همان كلمات ركيكي را كه فرد بي‌ادب و جاهلي در كوچه و بازار به كار مي‌برد، وارد نمايش راديويي مي‌كنيم؟ مطمئنا جواب خير است.
پس ما در راديو انتخاب مي‌كنيم و مي‌سازيم. حالا كه چنين محذوريت يا قدرتي داريم، چرا آن را در جهت استفاده كامل از زبان معيار به كار نگيريم؟ نمايش راديوي مستند‌سازي نيست. همان ‌گونه كه از نامش برمي‌آيد، نمايش است اما براساس واقعيت. ما واقعيت را مي‌سازيم. كسي در نمايش نمي‌ميرد، زخمي نمي‌شود، كتك نمي‌خورد، گلوله‌اي در نمايش راديويي شليك نمي‌شود. همه وقايع و رويدادها ساختگي است. همچنان كه عين هيچ ‌كدام از كاراكترها را نمي‌توان در عالم واقع ديد.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news114750.html