دعواي مرگبار پدر و دختر بر سر زن صيغه يي
سه شنبه 28 آبان 1387 - ساعت 20:21

زني پس از درگيري با پدر سالخورده خود او را با کوبيدن گلدان به سرش به قتل رساند.

 

زني پس از درگيري با پدر سالخورده خود او را با کوبيدن گلدان به سرش به قتل رساند.
ظهر روز يکشنبه در پي اعلام گزارشي از سوي پليس 110 ماموران کلانتري 121 سليمانيه از کشته شدن مردي مسن در خانه دخترش با خبر شدند و براي بررسي موضوع به محل حادثه رفتند.
در همين حال بهروز هنرمند بازپرس شعبه چهارم دادسراي امور جنايي تهران نيز از واقعه مطلع شد و خودش را به خانه زن ميانسال رساند. وي در بدو ورود به محل حادثه با پيکر خونين مردي 75ساله به نام حميد روبه رو شد.
کارشناسان پزشکي قانوني پس از معاينه جسد مقتول اعلام کردند او بر اثر اصابت جسم سخت و سنگيني به سرش کشته شده است. تکه هاي شکسته گلداني که در اطراف جسد پخش شده بود نشان مي داد قاتل حميد را با گلدان از پاي درآورده است.
از سويي ديگر خون مردگي هايي که در اطراف گردن مقتول به چشم مي خورد از درگيري سخت مقتول با قاتلش گواهي مي داد و مويد اين موضوع بود که قاتل ابتدا قصد داشته حميد را خفه کند اما وقتي با مقاومت او مواجه شده به سرش ضربه زده است.
با به دست آمدن اين اطلاعات کارآگاهان کبري - دختر مقتول - را به همراه همسرش به عنوان مظنونان پرونده بازداشت و به پليس آگاهي منتقل کردند.
کبري هنگامي که تحت بازجويي قرار گرفت به قتل پدرش اعتراف کرد، اما گفت اين کار را با قصد و نيت قبلي انجام نداده و قتل پدرش فقط يک حادثه بوده است.
پس از اعتراف اين متهم وي صبح ديروز به دادسراي امور جنايي منتقل شد و از سوي بازپرس هنرمند تحت بازجويي قرار گرفت.
او ماجرا را اين طور شرح داد؛ ساعتي قبل از حادثه پدرم که از دست همسر صيغه يي اش ناراحت بود به خانه ام آمد.
او بسيار عصباني بود و دائم پرخاش مي کرد. به او گفتم همسر صيغه يي اش را فراموش کند اما او عصباني تر شد.
به پدرم توضيح دادم چون مدت صيغه آن زن تمام شده قصد دارد با يک پزشک ازدواج کند اما پدرم دست بردار نبود.
من هم چون احساس کردم او مي خواهد به من آسيب بزند وي را هول دادم و دوان دوان به آشپزخانه رفتم و يک گوشت کوب برداشتم و با آن چند ضربه به سر پدرم زدم اما فايده يي نداشت.
در ادامه گلداني را که آنجا بود برداشتم و آن را به سرش کوبيدم و او در حالي که دچار خونريزي شده بود روي زمين افتاد.
با دستپاچگي او را در يک پتو پيچيدم تا سر خوني اش را نبينم ،دو بالش هم به روي آن انداختم و پليس را خبر کردم. من قصد داشتم پدرم را به بيمارستان برسانم اما ديگر کار از کار گذشته بود. در پي اعترافات اين متهم بازپرس پرونده براي وي قرار بازداشت موقت صادر کرد.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news119461.html