گم‌شدن معنا در ناكجاآباد
شنبه 7 دي 1387 - ساعت 19:02

اكنون ديگر همه مي‌دانند كه «معناگرايي» آسيبي جدي است كه فيلم‌ها و سريال‌هاي مناسبتي تلويزيون و فيلم‌هاي سينمايي ديني را تهديد مي‌كند.

 

اكنون ديگر همه مي‌دانند كه «معناگرايي» آسيبي جدي است كه فيلم‌ها و سريال‌هاي مناسبتي تلويزيون و فيلم‌هاي سينمايي ديني را تهديد مي‌كند. معناگرايي، سايه‌اي امن براي كارگرداناني شده است كه مي‌خواهند با خيال راحت آثاري سطحي بسازند و در مناسبت‌هاي مختلف با نام دين‌گرايي به تلويزيون و سينما تزريق كنند.
شايد بگوييد اين نظر خيلي كلي است. اما با نگاهي به آثار معناگرا در سينما و تلويزيون و گفته‌هاي كارگردانان صاحب سبك و نام درباره اين‌گونه آثار مي‌توان اين حكم را جدي‌تر از قبل صادر كرد. براي اثبات اين گفته مي‌توان به فيلمي‌كه از شبكه يك سيما پخش شد، اشاره كرد. اين فيلم «زماني براي درنگ» نام داشت و روح‌الله حجازي آن را كارگرداني كرده بود. كارگردان جواني كه فيلم «ماه جبين» را در پرونده كاري خود دارد. ماه جبين هم فيلمي‌در گونه معناگرا بود و همان فيلم بود كه اين توقع را در بيننده «زماني براي درنگ» ايجاد مي‌كرد كه با فيلمي ‌كامل‌تر از ماه جبين رودررو شود چون حجازي تمام آنچه بايد در گونه فيلم‌هاي معناگرا مي‌آموخت با ماه جبين تجربه كرده بود. اما زماني براي درنگ هم از لحاظ ساختار و هم فيلمنامه مشكلات جدي داشت.
«زماني براي درنگ» داستان مردي كارخانه‌دار به نام عزيز بود كه مي‌خواست كارخانه جديد خود را در مسير جاده يك روستا احداث كند. اما روستاييان با راهنمايي مصطفي، داماد او تلاش مي‌كردند نگذارند عزيز كه به اصطلاح پارتي‌هاي گردن كلفتي هم داشت، جاده روستاي آنها را مسدود كند چون مصطفي معتقد بود كه جاده «حق الناس» است....
زماني براي درنگ در اصل تلاش مي‌كرد دو نوع تفكر را مقابل يكديگر قرار دهد؛ يكي تفكر عزيز كه حاجي سرمايه دار بود و مناسك ظاهري دين چون رفتن به حج، نماز و... را به جاي مي‌آورد اما چون چشم دلش بسته بود نمي‌توانست از مال دنيا بگذرد و حق مردم را ناديده مي‌گرفت و تفكر ديگر كه متعلق به مصطفي بود. جواني تحصيلكرده كه در جواني حاجي شده بود، نماز سروقت را فراموش نمي‌كرد اما مي‌دانست كه در كنار مناسك ظاهري دين بايد اصول آن را هم به جا آورد و يكي از مهم‌ترين اركان دين اسلام كه در قرآن هم به آن توجه خاصي شده است توجه به حق مردم است. اين دو نوع تفكر در تقابل با يكديگر مي‌توانند چالش‌هاي بزرگي را به وجود آورند و درام‌هاي اسلامي‌ و مذهبي قوي را شكل دهند اما براي ايجاد اين فضا بايد نويسنده در وهله اول درام و شيوه درست فيلمنامه نويسي را بشناسد و در مرحله دوم با اصول و فروع دين به خوبي آشنا باشد و مهم‌تر از اين دو بداند كه چگونه مسائل مهمي‌ چون معجزه، تحول شخصيتي و حق‌الناس را به گونه‌اي براي عموم مردم بازگو كند كه براي آنها قابل فهم و باورپذير باشد.
حجازي در فيلم «زماني براي درنگ» نشانه‌هايي از دين را به تصوير كشيده بود كه طرح و بررسي آنها نياز به دقت فراوان دارد «زماني براي درنگ» با عزيز آغاز مي‌شد؛ نقش عزيز را رضا ناجي بازي مي‌كرد‌؛ بازيگر توانايي كه اصلا انتخاب خوبي براي بازي در نقش عزيز نبود. ناجي بازيگري است كه شديدا نياز به هدايت دارد تا بتواند استعداد ذاتي خود را در بازيگري به نمايش بگذارد، ناجي را اگر رها كني و بگويي نقش يك كارخانه‌دار را بازي كن، حتما نخواهد توانست بدون هدايت كارگردان اين بازي را كامل ارائه دهد چون اين گونه نقش‌ها را تاكنون تجربه نكرده است و جنس آنها را نمي‌شناسد. عزيز خيلي سرسري به بيننده معرفي مي‌شد و بعد توپ داستان به زمين مصطفي، داماد او مي‌افتاد. مصطفي در جاده قم آمبولانسي را مي‌بيند كه در كنار جاده مانده است و زني جوان و يك كودك در كنار آن هستند. مصطفي به كمك آنها مي‌رود و زن جوان و كودك را سوار ماشين خود مي‌كند و به ناكجاآبادي مي‌رود كه قرار است در آنجا امتحان ايمان و انسانيت پس بدهد و موفق از آزمون سخت «انسان شدن» سربلند بيرون بيايد و نويد معجزه و تحول را به همسرش كه دختر عزيز است بدهد و به او مژده دهد كه مادرش سرطان ندارد و جاده حق‌الناس است و عزيز نمي‌تواند در آنجا كارخانه بسازد.
حجازي در فيلم «زماني براي درنگ» نشانه‌هايي از دين را به تصوير كشيده بود كه طرح و بررسي آنها نياز به دقت فراوان دارد و بيان آنها براي عموم مردم كاري حساس است چون اگر اين مسائل به درستي براي آنان بازگو نشود،آنها دچار سوء تفاهم درباره مسائل دين مي‌شوند.
سفر مصطفي به ناكجاآبادي كه چند كودك توسط يك زن ميانسال، يك زن جوان و يك مرد جوان نيمه ديوانه نگهداري مي‌شوند اين پرسش‌ها را در ذهن مخاطب به وجود مي‌آورد كه اينجا كجاست؟ اين كودكان متعلق به چه كسي هستند، كودكاني كه همه كاپشن به تن دارند و شلوار جين پوشيده‌اند. زن جوان كيست وچرا از ميان اينهمه شغل، حرفه دوزندگي لباس عروس را انتخاب كرده است و پرسش‌هاي بي‌جواب ديگري كه اگر كارگردان براي آنها در طول فيلم پاسخ قانع‌كننده‌اي ندهد فيلم معنا گراي او تبديل به اثري خنثي و حتي ضد معنا مي‌شود كه مخاطبان را هم سردرگم مي‌كند.
تلويزيون و شبكه يك سيما، رسانه اي عمومي‌است كه با عموم مخاطبان در ارتباط است. مخاطباني كه جمعه نمي‌توانند با استعاره‌هاي ضعيف به دنبال پيدا كردن معنا باشند.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news121983.html