مترجم آمريكايي آثار ادبيات انقلاب و دفاع مقدس، ميگويد تبليغات ضد ايران بايد در آمريكا تمام شود و بهنظر من بهترين راه رسيدن به اين هدف، ترجمه ادبيات بعد از انقلاب ايران در آمريكا است.
پال اسپراكمن مترجم فارسي برخي رمانهاي ايراني در آمريكا است.
او تاكنون رمانهاي «شطرنج با ماشين قيامت» نوشته حبيب احمدزاده و «سفر به گراي 270 درجه» نوشته احمد دهقان را در آمريكا ترجمه و منتشر كرده است و سه روز است براي ترجمه آخرين قسمتهاي رمان «اسماعيل» نوشته اميرحسين فردي به ايران سفر كرده است.
با او درباره ترجمه رمانهاي ايراني در هتل هويزه، محل اقامتش در تهران، گفتوگو كرديم.
او معتقد است كه در آمريكا جاي خالي براي ترجمه رمانهاي بعد از انقلاب ايران ديده ميشود.
اسپراكمن در پاسخ به اين پرسش كه قضاوت درباره كارهايش در آمريكا چيست، ميگويد: «گاهي اوقات كساني كه مغرض هستند ميگويند اين آقا استقلال ندارد و اين آقا صلاحيت ندارد. چون با آقايان و دولت ايران كار ميكند. به من ميگويند محور شرارت هستم.»
مشروح اين گفتوگو را ميخوانيد:
* سفرتان به ايران درباره ترجمه رمان اسماعيل بوده است؟
اسپراكمن: بله. با مترجمش گفتوگويي داشتم.
* نتيجه چه شد؟
اسپراكمن: نتيجه اين بود كه من ترجمه را تقريبا تمام كردم. متن ترجمه تمام شده. بعضي از جاها مشكل داشتم كه حل كرديم.
* رمان اسماعيل به سفارش چه نهادي ترجمه ميشود؟
اسپراكمن: حوزه هنري.
* چند وقت يكبار حوزه به شما سفارش ميدهد؟
اسپراكمن: سالي يكبار يا دو سال يكبار. تا به حال سه كتاب را سفارش دادند و من ترجمه كردم. البته آنها چند كتاب را پيشنهاد ميدهند و من در طول سال ميخوانم و از بين آنها انتخاب ميكنم.
* جذابيت رمان «اسماعيل» براي شما چه بود؟
اسپراكمن: جدابيت «اسماعيل» اين بود كه در مورد انقلاب و سياسي شدن يك جواني كه در زمان شاه زندگي كرده و انقلابي شده، نوشته شده است.
* شما بعد از ترجمه دو رمان در ژانر جنگ اكنون رماني درباره انقلاب ايران ترجمه ميكنيد.
اسپراكمن: به اضافه كتاب ديگري به نام «داستانهاي شهر جنگي» كه نوشته حبيب احمدزاده است و آن هم درباره جنگ است.
* تمايل شما به ترجمه آثاري در ژانر جنگ و انقلاب ايران ناشي از چيست؟
اسپراكمن: در آمريكا بيشتر در مورد نويسندگاني مثل صادق هدايت، محمدعلي جمالزاده و جلال آلاحمد در دانشگاهها صحبت ميشود. من ميخواستم درباره جنگ و انقلاب ايران يكسري كتاب پيدا كنم و براي دانشجويان ادبيات خاورميانه و ادبيات فارسي ترجمه كنم. جاي خالي اين قبيل كارها احساس ميشود.
* آشناييتان با حوزه به چه طريقي بود؟
اسپراكمن: به وسيله آقاي محمدحسين سليماني كه در سازمان ملل كار ميكند.
* ناشر ترجمه انگليسي رمان اسماعيل در آمريكا كيست؟
اسپراكمن: نشر مزدا؛ اهورا مزدا كه ناشر مقيم كاليفرنياست و به من حق ترجمه ميدهد.
* بهجز آن حوزه هنري هم به شما حق ترجمه ميپردازد؟
اسپراكمن: بله. چون كار سفارشي است. به اضافه يك ويزا كه بدون اين رواديد من نميتوانم وارد ايران بشوم. بنا به همان مسائل سياسي بين دو كشور ايران و آمريكا.
* حوزه براي هر كتاب چقدر حق ترجمه به شما ميدهد؟
اسپراكمن: براي هر كتاب فرق ميكند. صفحهاي محاسبه ميشود و بسته به تعداد صفحات متفاوت است.
* فروش ترجمههاي شما از رمانهاي ايراني در آمريكا چطور است؟
اسپراكمن: بيشترش هزار نسخه منتشر شده.
* ترجمههاي شما به چاپهاي بعدي هم رسيده؟
اسپراكمن: رمان «سفر به گراي 270 درجه» در شرف چاپ دوم است. البته شنيدم كه ترجمههاي بنده در ايران هم توسط يك ناشر ايراني و به اصرار آقاي احمدزاده منتشر شده است.
* چرا مترجمان ديگر كشورها كه به زبان فارسي اشراف دارند مثل شما، كمتر تمايل به ترجمه رمانهاي ايراني دارند؟
اسپراكمن: ميترسند.
* چرا؟
اسپراكمن: آنها فكر ميكنند اگر با نهادهايي مثل حوزه هنري يا با دولت ايران همكاري ميكنند خيانت به آمريكا محسوب ميشود و ممكن است دولت آمريكا به آنها فشار بياورد.
* يعني شما را خائن فرض ميكنند؟
اسپراكمن: بله. از آنجا كه من يك يهودي هستم، آنها خيلي رك به من ميگويند تو ضديهود هستي. چون من با حوزه هنري همكاري ميكنم و گاهي اوقات كساني كه مغرض هستند ميگويند اين آقا استقلال ندارد و اين آقا صلاحيت ندارد. چون با آقايان و دولت ايران كار ميكند. به من ميگويند محور شرارت هستم!
* چه علاقهاي در خودتان هست كه اين كنايهها را به جان ميخريد و كارتان را انجام ميدهيد؟
اسپراكمن: به نظر من اين تبليغات ضد ايران بايد در آمريكا تمام شود؛ يعني ما بايد ايران را از زاويه ديگري نگاه كنيم. ما اكنون با كره شمالي و چين روابطي داريم. با كوبا رابطه سياسي نداريم، اما رابطه اقتصادي داريم. چرا با ايران نبايد اين رابطه برقرار شود؟ منطقي نيست. و بهنظر من بهترين حربهاي كه من ميتوانم از آن استفاده كنم ادبيات بعد از انقلاب ايران است. داستانهايش جذاب است. مثلا اسماعيل داستان جواني است كه در بلبشوي جنگ بزرگ ميشود و اين براي مردم آمريكا جذاب است. بهخصوص جنگ با عراق كه اكنون ما هم گرفتار آن هستيم. شايد يك نوع روابط فرهنگي و احساسي برقرار شود.
* پس چرا اين قدر فروش اين رمانها در آمريكا كم است؟
اسپراكمن: چون ناشر فقط كتابهاي ايراني را آن هم با تيراژ محدود چاپ ميكند.
* ناشر تبليغاتي براي آن انجام نميدهد؟
اسپراكمن: نه. بودجهاي ندارد.
* ترجمههاي شما از رمانهاي ايراني در انگلستان هم چاپ ميشود؟
اسپراكمن: به انگلستان ميرود. چون ناشر با كتابفروشيها و كتابخانههاي انگلستان در ارتباط است.
* چه زبانهايي را بلد هستيد؟
اسپراكمن: فرانسوي، هندي، فارسي، عربي تا حدودي، آلماني كه زبان مادربزرگم است. زبانهاي عبري، چيني و ايتاليايي و اسپانيولي و زبانهاي لاتين را هم ميتوانم بخوانم.
* شما انقلاب ايران را چطور ميبينيد؟
اسپراكمن: اين موضوعي كلي است و من فقط يك مترجم هستم.
* به هر حال مترجم رمانهايي هستيد كه درباره انقلاب و جنگ ايران است.
اسپراكمن: انقلاب ايران يك حادثه تاريخي است كه واقع شد و تاريخ و اوضاع اجتماعي را عوض كرده است. اين انقلاب يك نوع اعتماد بهنفس به مردم ايران داده است كه به نظرم جالب است. ايرانيها اكنون ميگويند ما زير بار ظلم نميرويم. اين جمله خيلي خوبي است. يعني آن رابطه اقتصادي و فرهنگي با غرب قطع شده و ديگر غربزدگي كه مد نظر آلاحمد بود، مطرح نيست.
* شما با آقاي قانونپرور (مترجم آثار ايراني به انگليسي)در ارتباط هستيد؟
اسپراكمن: بله. ما زمان شاه در دانشگاه اصفهان و در دانشكده زبانهاي خارجي هر دو تدريس ميكرديم و همكار بوديم.
* مگر شما قبل از انقلاب هم ايران بوديد؟
اسپراكمن: بله. من 4 سال ايران بودم.
* زبان فارسي را آن مقطع ياد گرفتيد؟
اسپراكمن: نخير. فارسي را در افغانستان ياد گرفتم. بعد رفتم دانشگاه تهران در دوره فوق ليسانس و بعد رفتم دانشگاه اصفهان براي تدريس.
* افغانستان چه كار ميكرديد؟
اسپراكمن: معلم مثلثات و رياضي بودم. در شهر سنايي، غزني، كه اكنون دست طالبان است.
* رمانهاي ايران در ژانر جنگ را در مقايسه با رمانهاي غربي چطور ميبينيد؟
اسپراكمن: قابل مقايسه نيست. مثلاً رمان «جنگ و صلح» تولستوي چند برابر بهتر از همه رمانهايي است كه به زبان فارسي خواندم. يا مثلاً رمانهاي انگليسي بهترند.
* پس چرا آثار ايراني را ترجمه ميكنيد؟
اسپراكمن: حرف من اين است كه اين رمانهاي فارسي بايد به انگليسي ترجمه شوند. براي اينكه در آمريكا جاي اين نوع كتابها خالي است. جوانهاي آمريكايي بايد بخوانند تا بدانند بر سر ايران چه گذشته. بدانند بچههاي ايراني چه تجربيات شخصياي دارند. يا سربازان آمريكايي كه در افغانستان و عراق هستند و دارند با القاعده و طالبان ميجنگند بايد اينها را بخوانند.
|