درست كردن يك تقويم خورشيدي كار سختي نيست، كافي است هر روز به خورشيد و وضعيت تابش آن به زمين دقت كني.
اينطوري متوجه ميشوي كه خورشيد در هر روز از سال با زاويهاي معين به زمين ميتابد؛ آنوقت اگر بتواني وسيلهاي درست كني كه هر روز اين زاويه را به تو نشان بدهد، ميتواني بفهمي كه آن روز چه روزي از سال است. البته براي اين كار به وسيله پيچيده اي نياز نداري، ميتواني فقط زاويه خورشيد را در روزهاي خاصي از سال اندازه بگيري، روزهايي مثل روز اول زمستان كه كوتاهترين روز سال است، اول تابستان كه بلندترين روز سال است و روزهاي اول بهار و پاييز كه شب و روزشان با هم برابر است. اگر بتواني با وسيلهات اين چهار روز را معين كني، كافي است روزهاي بين اين چهار روز را درست تقسيم كني تا يك تقويم دقيق خورشيدي داشته باشي.
مردم تمدنهاي قديمي هم همين كار را ميكردند؛ زندگي آنها وابسته به طبيعت و خورشيد بود و برايشان مهم بود وضعيت خورشيد را نسبت به زمين بدانند و اتفاقهاي طبيعي را پيشبيني كنند. يكي از اين اتفاقها رسيدن روز اول زمستان بود، روزي كه خورشيد در پايينترين زاويهاش نسبت به زمين قرار ميگرفت و بعد از آن، روزها به تدريج بلندتر ميشدند؛ مردم تمدنهاي قديم اين روز را روز تولد دوباره خورشيد ميدانستند و با رسيدن آن خودشان را براي سرماي زمستان و برداشت محصول در ماههاي بعد، آماده ميكردند.
اين مجسمهها و مجموعه سنگهايي هم كه اينجا ميبيني، تقويمهايي هستند كه مردم چند هزار سال پيش ساختهاند؛ اين مجموعهها در زاويه مشخصي نسبت به خورشيد يا محورهاي زمين ساخته شدهاند تا وضعيت خورشيد را در روزهاي خاصي از سال نشان بدهند.
اگر شانس بياوري و موقعي كه بچههاي مدرسه منطقه «نيوگرِنْج» در ايرلند قرعهكشي ميكنند و اسمها را از توي كلاه يا همان نمونه كوچك مقبره «نيوگرِنْج»، در ميآورند، تو هم انتخاب بشوي، ميتواني در مراسم روز اول زمستان نيوگرِنْج شركت كني و طلوع خورشيد را در اين مقبره ببيني؛ مقبرهاي كه بيشتر از 2500 سال پيش از ميلاد ساخته شده است. در اين روز خورشيد ساعت 8 و58 دقيقه صبح نورش را از شكاف مستطيلشكل بالاي ورودي مقبره به داخل ميتاباند و انتهاي زمين تالار مقبره را روشن ميكند؛ آنوقت همينطور كه خورشيد بالاتر ميآيد، نور آن هم در طول راهروي تالار جلو ميآيد تا به ورودي آن برسد و از آن بيرون برود؛ ساعت 9و4 دقيقه صبح تالار دوباره در تاريكي فرو ميرود.
مقبره نيوگرِنْج از طرف يونسكو جزو ميراث فرهنگي جهاني اعلام شده و تعداد كساني كه دوست دارند روز اول زمستان طلوع خورشيد را در آن تماشا كنند، آنقدر زياد است كه مجبورند بين آنها قرعهكشي كنند.
«مونتهآلتو» منطقهاي باستاني در «گواتمالا»ست. اين منطقه پر است از سنگهايي كه خاصيت مغناطيسي دارند ؛ مردم آن هم در دوران باستان از اين ويژگي استفادههاي زيادي كردهاند. مثلاً آنها به كمك اين سنگها توانستهاند جهت شمال–جنوب كره زمين را پيدا كنند و با چيدن سنگهايي در اين جهت، يك تقويم خورشيدي بسازند. سه سنگ سادهاي كه به شكلي خاص در اين منطقه روي زمين چيده شدهاند موقعيت خورشيد را در روزهاي مختلف سال نشان ميدهند. يكي از اين سنگها كه نامش «آزيموت» است روز اول زمستان را نشان ميدهد. در اين روز خورشيد درست از پشت اين سنگ طلوع ميكند.
آزيموت يك اصطلاح رياضي هم هست كه از واژه «السمت» عربي به معني «جهت» گرفته شده و براي اندازهگيري زاويه بهكار ميرود، بهخصوص زاويهاي كه خورشيد و ستارهها با زمين ميسازند.
در ضمن در اين منطقه 45 مجسمه سنگي هم پيدا شده كه آنها هم خاصيت مغناطيسي دارند. اين مجسمهها يا سر انسان را نشان ميدهند يا مردهايي را با شكمي بزرگ كه به آنها «شكمديگي» ميگويند. كاربرد اين مجسمه در زمان باستان هنوز مشخص نشده است.
اين مجموعه سنگهاي بزرگ كه در دشت سالْزبِري در ويلتشاير انگلستان قرار دارد، يكي از مهمترين و معروفترين آثاري است كه از دوران پيش از تاريخ باقي مانده است. اين مجموعه كه حدود 2500 سال پيش ساخته شده، در زمانهاي مختلف كاربردهاي مختلفي داشته است، از جمله رصد خورشيد و ستارهها.
اين مجموعه سنگها روي محيط دو دايره هممركز چيده شدهاند. اگر روز اول زمستان در مركز اين دو دايره بايستيم، ميتوانيم غروب خورشيد را دقيقاً در مركز يكي از دروازههاي آن ببينيم. هر سال عده زيادي براي تماشاي اين منظره در اولين روز زمستان به اين منطقه ميروند. سازمان جهاني يونسكو هم اين منطقه را جزو ميراث فرهنگي جهاني اعلام كرده است.
|