فیلمی که قلب وزیر را به درد آورد
آفتاب , يكشنبه 13 بهمن 1387 - ساعت 19:46

وزیر ارشاد چندی پیش در مصاحبه یی زنده به طور تلویحی از فیلم «سوپراستار» یاد کرد و عنوان فیلم تاثیرگذار را به آن داد.

 

تهمینه میلانی امسال دو فیلم را به دبیرخانه جشنواره فجر فرستاد؛ «سوپراستار» و «تسویه حساب». سوپراستار بلافاصله از سوی هیات انتخاب جشنواره تایید شد، اما «تسویه حساب» که سال پیش هم نتوانست هیات انتخاب جشنواره را برای حضور مجاب کند، امسال هم پذیرفته نشد.
وزیر ارشاد چندی پیش در مصاحبه یی زنده به طور تلویحی از فیلم «سوپراستار» یاد کرد و عنوان فیلم تاثیرگذار را به آن داد. حالا چند روز مانده به شروع جشنواره روبه روی میلانی نشسته ایم و از اخبار غیررسمی که این روزها در محافل فرهنگی دهان به دهان می چرخد می گوییم. او به همه آنها پاسخ می دهد و بعد با لبخند می گوید؛ «شایعه همیشه بد نیست.
گاهی آدم ها را کنجکاو می کند و به جذب مخاطب کمک می کند.» در این گفت وگو با میلانی درباره «سوپراستار» ،«تسویه حساب» و تمام اتفاقاتی که برای این دو فیلم کارگردان افتاده است صحبت کرده ایم.
-می خواهم با اخبار غیررسمی که این روزها در بین اهل سینما دهان به دهان می گردد، شروع کنم. اتفاقاً اعلام اسامی فیلم های مسابقه ثابت کرد این اخبار خیلی هم بیراه نبوده و بسیاری از آنها تایید شد. این اخبار در مورد «سوپراستار» هم شنیده می شود. بسیاری می گویند این فیلم تهمینه میلانی سوپاپ اطمینان است.
اولین بار است که این موضوع را می شنوم. اما می توانم بگویم چرا این شایعات شکل گرفته چون وقتی آقای وزیر فیلم را دید در یک برنامه زنده تلویزیونی از فیلم تعریف کرد البته بدون ذکر نام.
-بله آقای صفار هرندی از فیلم نام نبردند اما در حرف هایشان کدهایی ارائه دادند که برای فهمیدن نام فیلم نیاز به هوش بالایی نبود. حتی گویا در حرف هایشان اشاراتی داشتند که فیلم درباره سینما است.
نه، راجع به موضوع فیلم چیزی نگفتند. اینها همه شایعات است. موضوع فیلم من اصلاً ربطی به سینما ندارد. قهرمان فیلم من یک سوپراستار است و این سوپراستار را شما می توانید از سینما بردارید و جایش یک فوتبالیست بگذارید. فرقی نمی کند، شما یک بیزینس من موفق هم می توانید جایگزین قهرمان قصه من کنید، فیلم تغییری نمی کند. مساله فیلم در مورد کسی است که ستاره شده و در سطح جامعه معروف است. ما در فیلم اصلاً به مسائل سینما نمی پردازیم. مشکلات کار در سینما اصلاً ربطی به قصه من ندارد.

حتی ابتذال در سینما؟
اصلاً، فیلم من هیچ ربطی به ابتذال سینما ندارد. فکر می کنم موضوع فیلم آقای بیضایی این است. قصه من اصلاً ربطی به سینما ندارد و به راحتی من می توانستم یک فوتبالیست معروف را قهرمان فیلم کنم. مساله شهرت در این فیلم مطرح شده و یک فیلم کاملاً اخلاق گرا است. اصلاً ریشه فیلم اخلاق است؛ اخلاق در جامعه که چطور ما با رسیدن به یک پست یا موقعیت اجتماعی، اقتصادی بالا فراموش می کنیم چه کسی بوده ایم و چی بوده ایم و علاوه بر اینکه خودمان را داغون می کنیم به آدم های پیرامون مان هم صدمه می زنیم. مثلاً فوتبالیست ها اغلب بعد از معروفیت اول زن شان را عوض می کنند. یک سوال خیلی مهم هست که چرا؟ این اتفاقات به خاطر عدم ظرفیت پذیرش موقعیت است.
«سوپراستار»، فیلم مذهبی نیست. فیلم اخلاقی است مثل همه فیلم هایم. این شایعات احتمالاً از آنجایی ناشی شد که آقای وزیر از فیلم تعریف کردند.


فیلم را با شورای پروانه ساخت دیدند.

عنی به طور اتفاقی؟
بله، من این فیلم را واقعاً به سختی ساختم. ۹ ماه طول کشید تا پروانه ساخت گرفتم، چون وزارت ارشاد برای فیلم پروانه ساخت صادر نکرد و بحث و جدل زیادی بین من و شورای پروانه ساخت وجود داشت. شورا به شدت مخالف ساخت این فیلم بود.

شما که می گویید فیلم خیلی اخلاق گرا است پس چرا با ساخت این فیلم مخالفت می کردند، آیا اسم شما مخالفت ایجاد می کند؟
متاسفانه فکر می کنم این طور باشد. نمی دانم چرا، اما بعضی ها روی نام من حساسیت ویژه یی دارند. اما ببینید انگیزه آدم ها متفاوت است. من نمی توانم بگویم هر پنج، شش نفری که در یک شورا هستند همه مثل هم فکر می کنند ولی متاسفانه می دانم این ذهنیت هست. من دیگر کم کم باور کرده ام که یک عده از اینکه اسم من بیاید خوشحال نمی شوند. بخشی از آن به دنیای مردانه شان برمی گردد که اساساً رشد زن ها برایشان دلپذیر نیست. بخشی هم به عقاید من برمی گردد که من دنبال تغییر هستم. البته یک جاهایی هم احترامی بیش از دیگر کارگردانان دریافت می کنم. این بستگی به آن دارد که چه کسی و در چه موقعیتی باشد.

وقتی فیلمنامه «سوپراستار» را به شورای پروانه ساخت دادید جواب شان چه بود؟
گفتند نمی توانی این فیلم را بسازی. جواب کلی هم همیشه این است که فعلاً به صلاح جامعه نیست این فیلم ساخته شود. اما من دیدم به شدت به صلاح جامعه است. گفتم گیرم اصلاً به یک طیفی هم بر بخورد خب بربخورد. شما می توانید راجع به قاچاق فیلم بسازید حالا به قاچاقچی بربخورد چه اشکالی دارد. چرا فکر می کنیم نباید فیلم بسازیم به خاطر اینکه به طیفی برخواهد خورد. به نظر من اتفاقاً فیلم من به هیچ کس هم بر نمی خورد. مجبور شدم چیزی حدود ۸ ، ۹ ماه اثبات کنم که اشتباه می کنید و من باید این فیلم را بسازم.

چه جوری اثبات کردید؟
هیچی، آنقدر رفتم وزارت ارشاد و آمدم. آنقدر دوندگی کردم. رفتم حتی شورا را دیدم. کار کشید به آقای جعفری جلوه و آقای وزیر. حق با من بود و باید می قبولاندم که حق با من است. حتی کار به کانون کارگردانان کشید. یکی از کارگردانان در شورای پروانه ساخت بود به عنوان نماینده کانون کارگردانان و باید از من دفاع می کرد اما این کار را نکرده بود. من مساله را در کانون کارگردانان مطرح کردم. آنها یک کمیته تشکیل دادند و فیلمنامه را خواندند. طبعاً این فیلم خیلی حساسیت برانگیخت و بعد از ۹ ماه با شرط و شروط های فراوان به من اجازه ساخت «سوپراستار» را دادند. به هر جهت شاید به همین دلیل آقای وزیر خودش فیلم را دید.

شما درخواست داده بودید که آقای وزیر فیلم را ببینند؟
نه، اما شاید به خاطر همین حساسیت هایی که به وجود آمده بود خودشان فیلم را دیدند. نظرشان به من منتقل شد. گفته بودند چرا با ساخت این فیلم مخالفت کرده اید. این فیلم، فیلم بسیار خوبی است. این موضوع که من با زجر این فیلم را ساخته ام خودش می تواند همه شایعات را تمام کند. من واقعاً به سختی این فیلم را ساختم حتی برای تسویه حساب که حالا توقیف شده است آنقدر سختی نکشیدم.

«تسویه حساب» راحت تر پروانه ساخت گرفت؟
«تسویه حساب» بسیار راحت پروانه ساخت گرفت، یعنی رفت در شورا و تصویب شد و من فیلم را ساختم. اتفاقاً در مورد سوپراستار برای من و همسرم (تهیه کننده فیلم محمد نیک بین) تعجب برانگیز بود، چون ما دیدیم این فیلم هم اثر مثبت در جامعه می گذارد و هم انسان را به چالش می کشاند. اما دلیل مخالفت شورای پروانه ساخت را نمی فهمیدیم. به هر جهت وقتی آقای وزیر در مصاحبه اش از این فیلم تعریف کرد اصلاً شوکه شدم.

آیا پروانه نمایش فیلم با اصلاحیه داده شد؟
نه، فیلم پروانه سفید گرفت. حتی یک مورد اصلاحیه به فیلم داده نشد که من خیلی شوکه شدم و دوباره به زندگی امیدوار شدم. چون به شدت رفته بودم پایین. اصلاً بعد از قضیه تسویه حساب و نگرفتن پروانه نمایش ته چاه نشسته بودم و خیلی آزرده خاطر شده بودم، اما پذیرفته شدن این فیلم واقعاً من را امیدوار کرد ولی چون متاسفانه در جامعه تنگ نظری وجود دارد حتی تعریف آقای وزیر هم بد تعبیر شد.

فکر می کنید چرا این تعریف بد تعبیر شد. چون شما هیچ گاه با سیاست های کلان دولتی خیلی همسو نبوده اید؟
نه، اصلاً ربطی ندارد. مثل اینکه شما بگویید آقای وزیر شعر حافظ را دوست نداشته باشد چون من دوست دارم. آخر همسو نیست. فیلم خیلی انتقادی است منتها یکسری عقاید است که ما همه با هم داریم و قبولش داریم مثل اینکه آقای وزیر هم از سعدی نقل قول می کند و شما هم این کار را بکنید. این دلیل بر آن نیست که شما مثل هم فکر می کنید. من به هرحال یک منتقد اجتماعی هستم. این را همه می دانند. همیشه رو بازی کرده ام، نه مخفی کاری کرده ام و نه باج داده ام. من اساساً معتقدم هنرمندی که باج بدهد دیگر هنرمند نیست. وظیفه اصلی هنرمند نقد و اصلاح است اما برای من خیلی خوشحال کننده بود که ایشان از فیلم تعریف کردند چون انسانی هم که خیلی شبیه من فکر نمی کند فیلمی را که ساخته ام دوست داشته است. فقط ایشان نبودند، دیگر افرادی هم که در شورا فیلم را دیده بودند هم همین نظر را داشته اند و با اتفاق آرا فیلم پروانه سفید گرفت.

همین که آقای صفارهرندی فیلم را دیدند اتفاقات مثبتی برای فیلم رقم خورد. «تسویه حساب» هم توقیف شده آیا برای نجات این فیلم به تدابیری مثل نشان دادن فیلم به افراد مسوول متوسل نشده اید. شاید نظر افراد مسوول «تسویه حساب» را هم نجات بدهد.
البته که کردم. من الان دو سال است که پیگیر «تسویه حساب» هستم و هر راهی را رفته ام. هر راه قانونی که وجود دارد اما در مورد تسویه حساب به من نمی گویند فیلم توقیف شده است که من دنبال رفع توقیف فیلم باشم به من می گویند سوژه تسویه حساب فعلاً برای جامعه زود است.

مگر قصه فیلم چیست؟
«تسویه حساب» داستان چهار زن است که در زندان با هم آشنا می شوند و یک گروه خلاف درست می کنند. بیرون می آیند چون در جامعه از مردان زندگی شان در جامعه صدمه دیده اند. شروع می کنند به باج گیری از مردانی که بالای ۶۰ سال سن دارند و کارهای غیراخلاقی می کنند. موضوع این فیلم کاملاً واقعی است. من در یک هفته یی که زندان بودم با رئیس این گروه هم سلول بودم. داستان کاملاً واقعی است. منتها من آن را آنالیز انسانی و اجتماعی هم کرده ام. اتفاقاً فیلم اتو شده است یعنی هیچ نوع فحش رکیک و رفتار شنیع و زننده که اغلب بزهکاران انجام می دهند در فیلم نیست. یعنی حتی رعایت قوانین نمایش را کرده ام. به هرحال هیچ وقت به من نگفتند این فیلم توقیف شده است حتی وقتی شورای نظارت فیلم را دید آقای اربابی دو تکه اصلاحیه به من داد که آنها را هم اعمال کردم.

گفتید از گرفتن پروانه سفید برای نمایش «سوپراستار» شوکه شدید. خودتان فکر می کردید چه قسمت هایی از فیلم اصلاحیه بخورد؟
قسمت خاصی در ذهنم نبود اما مثل همه فیلم هایم منتظر اصلاحیه بودم. کدام یک از فیلم هایم خیلی راحت پروانه نمایش گرفته، ماشاءالله همه شان به دست اندازهایی برخورده اند. راستش نمی دانم چرا اما متوجه شده ام شوراهایی که فیلم های من را نگاه می کنند همه اش دنبال لایه های پنهان می گردند. فکر می کنند لایه های دیگری در فیلم وجود دارد که متوجه شده اند نه در مورد این فیلم اما گاهی اتفاق افتاده که یک فیلم من را سه چهار بار دیده اند. اتفاقاً من کارگردانی هستم که رو حرف می زنم، خیلی لایه گرا نیستم و فیلم هایم پیچیدگی ندارند. نمی گویم فیلم هایم سطحی است اما آن طور هم نیست که پیام مشخص نباشد خیلی واضح و مشخص است که دارم از یک چیزی انتقاد می کنم. اما سوپراستار خیلی راحت پروانه نمایش گرفت و پروانه ساختش به سختی گرفته شد درست برعکس این موضوع برای فیلم تسویه حساب پیش آمد.

فیلم در بخش معناگرای جشنواره هم حضور دارد. فکر می کنید به چه دلیل برای شرکت در این بخش انتخاب شده است؟
من خیلی خوشحالم که فیلم در بخش معناگراست. آخر این فیلم واقعاً در جست وجوی معنا است و من مطمئنم بعد از حضور این فیلم در این بخش اتفاق جالبی می افتد. شاید این اولین فیلم تاریخ سینمای ایران باشد که در بخش معناگرا شرکت می کند و هم ریتم بسیار تندی دارد و هم بسیار مدرن است. متاسفانه معناگرا در سینمای ما اغلب فیلم هایی با موضوعات کش دار و ریتم کند و گاه فیلم هایی با موضوعات خرافی نمایش داده می شد.

شاید همین اتفاقات دامنه شایعات را افزایش می دهد؛ حضور فیلمی از تهمینه میلانی در بخش معناگرای جشنواره که تقریباً با نام فیلمسازان دولتی گره خورده است.
آخر من کلیشه های آنها را شکسته ام. اشکالی هم ندارد. شایعه همیشه بد نیست. من از شنیدن این شایعات ناراحت نشدم گاهی شایعات به جذب مخاطب کمک می کند و کنجکاوی های مخاطب را افزایش می دهد. به هر حال پای این فیلم امضای من است اما باز هم می گویم شایعات گاهی زیاد هم بد نیست. عدو شود سبب خیر.

آیا در «سوپراستار» هم نگاه فمینیستی تان دیده می شود. باز هم به مشکلات خانم ها توجه شده است؟
ببینید قصه «سوپراستار» فرق می کند. زمینه اش متفاوت است. شما «افسانه آه» را دیده اید. می توانم بگویم «سوپراستار» ادامه آن نوع سینما است. در افسانه آه هم شما می توانستید قهرمان اصلی زن من را بردارید و یک مرد بگذارید. اصلاً موضوعش مساله حقوق زن و مرد و اینها نیست. در این فیلم قصه دنبال یک مفهوم می گردد. اصلاً مفهوم زندگی چیست یا مفهوم خوشبختی چیست. اما به هر حال من یک قهرمان زن هم در فیلم دارم که یک دختر نوجوان است. نقش اش را فتانه ملک محمدی بازی می کند. در واقع قهرمان های اصلی من یک سوپراستار و یک دختر ۱۵ ، ۱۶ ساله هستند. به هر جهت داستان خیلی غیرمعمول است. شما می توانید این فیلم را ادامه منطقی افسانه آه بدانید تا «دو زن»، تا «دیگه چه خبر» تا «آتش بس»، مثلاً آتش بس ادامه دیگه چه خبر است. دو زن و نیمه پنهان و واکنش پنجم در یک خط هستند. سوپراستار هم ادامه «افسانه آه» می شود.

چرا بعد از سال ها دوباره به سمت و سوی قصه یی نظیر «افسانه آه» برگشتید؟
ببینید من هرچه قصه دادم که موضوعات زنانه داشت، رد شد. این موضوع را هم خیلی دوست داشتم و اصلاً به سینمایی از نوع فیلم «افسانه آه» هم خیلی علاقه دارم. همیشه می گویم اگر آن موقع که من افسانه آه را ساختم، فقط این فیلم را در بخش مسابقه قرار می دادند من آن خط را ادامه می دادم ولی متاسفانه «افسانه آه» را حتی لایق مسابقه هم ندانستند اما این فیلم در بیشتر از ۵۰ فستیوال در کشورهای دیگر و به خاطر نوع موضوع، بیان نوع فیلم و... شرکت کرد. به نظر خودم این فیلم ادامه منطقی «افسانه آه» است. به همین دلیل مستقیم به حقوق زنان کاری ندارد ولی یکی از قهرمانانش یک دختر ۱۶ ساله با تمام مسائلش است. موضوع فیلم از آن دسته موضوعاتی است که کمتر در سینمای ما مطرح شده از آن موضوعاتی که کسی تا به حال حوصله نداشته به سراغش برود، خیلی نو است.

شما در این چند سال یک بعد دیگر هم داشته اید؛ اینکه تقریباً فیلم های آخرتان جزء فیلم های پرفروش سال بوده اند. یعنی یک نوع مخاطب شناسی داشته اید. فکر می کنید «سوپراستار» در زمینه جذب مخاطب چطور عمل می کند؟
آنهایی که فیلم را دیده اند می گویند خیلی پرفروش می شود اما من خودم هنوز نمی دانم. برای اینکه این نوع قصه ها هنوز امتحان خودش را در سینمای ما پس نداده است چون چنین قصه یی نظیرش وجود نداشته که من بگویم می فروشد یا نمی فروشد. اما می دانم این فیلم حتماً به خاطر حضور قهرمان نوجوانش، مخاطب نوجوان ما را خواهد داشت. به نظرم الان زود است که بگویم. در مورد این فیلم نمی توانم حدس بزنم. زمانی که آتش بس را می ساختم این سوال را از من پرسیدند من هم گفتم می دانم که خیلی می فروشد. دو زن را فکر می کردم که موفق می شود. اما «سوپر استار» را واقعاً هنوز نمی دانم باید صبر کنم و خیلی مشتاقم واکنش تماشاگر را ببینم. می دانم تفکربرانگیز است و مخاطب را درگیر می کند. من واقعاً به یک چیزی اعتقاد دارم می گویند حرفی که از دل برآید بر دل نشیند، می دانم تماشاچی این را حس می کند.

ریتم فیلم تند است؟
بله، شاید اولین فیلم معناگرای تاریخ سینما باشد که ریتم اش آنقدر تند است. به تندی فیلم «آتش بس» و این تندی در مونتاژ نیست. در فیلم سکانس پلان های طولانی چهار دقیقه یی دارم. این ریتم در درون قصه میزانسن ها و بازی ها است.

برای اکران فیلم چه فکری کرده اید؟
تصمیم دارم فیلم را بعد از جشنواره اکران کنم. یعنی قصدم اکران نوروزی است. حالا ممکن است چند روز این طرف و آن طرف بشود. باز هم می گویم شایعه همیشه بد نیست. بالاخره این فیلم زمانی دیده می شود و همه متوجه می شوند این فیلم سوپاپ اطمینان نیست فقط قلب یک وزیر را به درد آورده است.
سوپراستار کارگردان و نویسنده فیلمنامه؛تهمینه میلانی
مدیر فیلمبرداری؛ علیرضا زرین دست
تدوین؛مستانه مهاجر
موسیقی متن؛ ناصر چشم آذر
بازیگران؛ شهاب حسینی ، فتانه ملک محمدی، محمدرضا شریفی نیا، رضا رشیدپور، افسانه بایگان، نسرین مقانلو، فریبا کوثری، سارا خوئینی ها، محمد نیک بین و السا فیروز آذر
یک سوپراستار سینما که در اوج شهرت و محبوبیت قرار دارد و به شدت خودخواه شده، از زندگی و شرایط یکنواختش خسته شده است. او با یک دختر نوجوان آشنا می شود. این آشنایی سرآغاز ماجرای عجیبی در زندگی این سوپراستار است.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news124697.html