وقتي يكي از ستونهاي خانواده يعني پدر يا مادر در زندان باشند كل خانواده رنج ميكشند. اما وقتي به هر دليلي والدين هر دو زنداني باشند، تمام رنج بر شانههاي ظريف فرزندان سنگيني ميكند؛ رنجي كه تحمل آن براي بزرگسالان دشوار است چه برسد به كودكان و نوجوانان.
اين گروه بشدت آسيبپذير هستند و ممكن است در اين دوران دچار لغزشها و سختيهاي بسياري شوند كه بنابر تحملشان براي كاهش رنج خود دست به هر كاري ميزند.
وقتي والدين به واسطه خطا و جرم خود محكوم به زندان شوند نخستين و آشكارترين تاثير روي فرزندان احساس خشم و سردرگمي است.
در چنين شرايطي فرزندان به شدت احساس ناامني و در مواردي گناه و تنهايي ميكنند. اين گونه احساسات ميتواند در زندگي عاطفي تحصيلي و حتي اجتماعي آنها تاثير قابل ملاحظهاي داشته باشد.
فرزنداني كه در سنين پايينتر هستند، بايد خانه را ترك كنند و در كنار اقوام و آشنايان بمانند. كودكان گريه و بيقراري ميكنند و منزوي ميشوند. در بسياري از موارد تمايل به مدرسه رفتن بخصوص در روزهاي اول سال تحصيلي از بين ميرود و رفتارهاي ناهنجاري در مدرسه از آنها ديده ميشود.
برخي از كودكان فكر ميكنند بچه بدي بودند و به خاطر كارهاي بدي كه انجام دادهاند والدينشان را از آنها دور كردهاند.
بدين ترتيب احساس اعتماد به نفس و عزت نفس آنها كاهش مييابد و عوارض آن گاهي به صورت احساس كمبود و انتقام تا آخر عمر با آنها خواهد بود.
كارشناسان اعلام كردهاند بدترين سن براي فرزنداني كه والدينشان در زندان هستند، سن 5 تا 13 سال است. البته سن 13 تا 18 سال نيز دوران شكنندهاي براي فرزندان است، اما در سنين پايينتر به دليل وابستگي بيشتر فرزندان به والدين عواقب شديدي به همراه دارد كه در بسياري موارد بر سلامت جسمي آنها نيز تاثير ميگذارد.
طبق آمار فقط در آمريكا بيش از 150 هزار فرزند در حالي زندگي ميكنند كه والدينشان در زندان هستند.
7 درصد از فرزندان در زماني كه به مدرسه ميروند ميدانند كه بايد در انتظار مجازات يا حتي اعدام والدين باشند كه اين احساس كشندهاي است.
66 درصد از زنان و 59 درصد از مردان در شرايطي در زندان به سر ميبرند كه فرزندان زير 18 سال دارند.
در 85 درصد از مادران زنداني شدن نخستين تجربه دوري آنها از فرزندان بويژه كودكانشان است.
در نظر داشته باشيد داشتن ارتباطي سالم و مناسب با فرزنداني كه والدينشان در منزل و در كنارشان زندگي ميكنند، كار سختي است و نياز به مهارت دارد. حالا اگر قرار باشد والدين در زندان باشند و افراد غيرماهر و ناآگاه نيز با اين فرزندان در ارتباط باشند، معلوم نيست چه بر سر آنها خواهد آمد.
از سال 1997 بشدت بر تعداد مادراني كه به زندان ميروند افزوده شده و بدين ترتيب بيش از يك دهه است فرزندان نه تنها شاهد دوري و زنداني شدن پدران، بلكه شاهد دوري و زنداني شدن مادران خود نيز هستند.
از سال 1999 به بعد در آمريكا بيش از يك ميليون و 285 هزار فرزند به دليل زنداني بودن هر دوي والدين تحت سر پرستي افرادي ديگر قرار گرفتهاند. اين فرزندان ميدانستند خودشان پدر و مادر دارند، اما مجبور بودند با فرد يا افراد ديگري زندگي كنند كه هماهنگي و تطابق با زندگي جديد منجر به بروز مشكلات زيادي براي آنها و افراد سرپرست ميشود.
متاسفانه تعداد زندانيان نيز نسبت به سالهاي گذشته افزوده شده و اين به سبب سختگيريهاي قانوني نيست، بلكه به دليل پيچيدگيهاي زندگي و ارتكاب بيشتر جرم و جنايت به علت تنگدستي، ناتواني در گذران زندگي، فريب خوردن توسط افراد سودجو و ... است.
در انگلستان از سال 2000 به بعد تعداد كودكاني كه والدينشان در زندان هستند 8 برابر شده و اين آمار تكاندهنده است.
مشكل ديگري كه براي فرزندان دور از والدين وجود دارد، اين است كه در بيشتر نقاط دنيا مدت زمان محكوميت افزايش يافته كه شايد يكي از دلايل آن دوري افراد از ارتكاب جرم و جنايت باشد.
به طور متوسط محكوميتها در كشورهاي غربي حدود7 تا 12 سال است كه اين در مورد جرائم نهچندان مهم است. حالا تصور كنيد فرزندي كه در مدت 12 سال والدين خود را نديده يا فقط چند بار از آنها خبر گرفته، چطور ميتواند با الگوبرداري مناسب پس از اين دوران با آنها ارتباط برقرار كند يا اينكه خودش فرد سالم و مثبتي در روابط خانوادگياش باشد.
بدتر از همه اينكه به سبب افزايش مصرف مواد مخدر در كشورهاي گوناگون بسياري از والدين در خارج از زندان نيز به مصرف مواد مخدر ميپردازند و در وضعيت نامناسب روحي، ارتباط مناسبي با فرزندان برقرار نميكنند، بخصوص در مواردي كه مادر در دام مواد مخدر باشد آسيبهاي جبرانناپذيري در خارج از زندان نيز به فرزندان ميرسد.
در اروپا حدود 48 درصد از مادراني كه در حبس به سر ميبرند سابقه استفاده از مواد مخدر را دارند.
اغلب اين افراد از نظر روحي تعادل ندارند و از نظر موقعيت اجتماعي نيز در سطح پايين جامعه هستند.
اين گونه خانوادهها با مشكلات مالي زيادي كه دارند به زندان ميروند. فرزندان مجبورند از سنين پايين با مشكلات زيادي روبهرو شوند، با سختي شكم خود را سير ميكنند و به همين دليل بيشتر به جاي كسب علم و تحصيل ناچارند كار كنند تا شكم خود و گاه خواهر و برادرانشان را سير كنند. بدين ترتيب عجيب نيست كه در آينده نيز نخواهند توانست از نظر اجتماعي و موقعيت مالي در حد خوبي باشند و به همين سبب احتمال لغزش و خطاي آنها نيز بعيد نيست.
پس والدين خطاكار نسل بعد از خود را نيز با اشتباهاتشان تباه ميكنند.
مترجم : سحر كمالينفر |