«محمدابراهيم معيري» گفت: به اعتقاد من در حال حاضر سينماي كودك با خانواده ها معنا پيدا ميكند به دليل اين كه يك كودك به تنهايي نميتواند به سالن سينما بيايد و اين سينماي خانواده است كه بايد به آن شكل داده شود و در واقع بخشي از اين سينما، سينماي كودك و نوجوان است.
«كتوني سفيد» فيلمي است كه در طبقهبندي ژانرها جزو سينماي كودك و نوجوان به حساب ميآيد و «محمد ابراهيم معيري» ساخت فيلم براي كودكان و نوجوانان را علاوه بر دغدغه نوعي وظيفه آموزشي نيز براي خود ميداند، فيلمي كه ضمن رعايت قوانين فيلمسازي با دستمايه قرار دادن فوتبال به عنوان پيرنگ اصلي داستان قطعا مي تواند كودكان و نوجوانان زيادي را به سينماها بكشاند اما به اين شرط كه فيلم اكران مناسبي داشته باشد.
به مناسبت اكران «كتوني سفيد» كه به نوعي جزو معدود فيلمهاي كودكان و نوجوانان است گفت وگويي را با «محمد ابراهيم معيري» انجام دادهايم كه در زير ميخوانيد.
براي شروع، ايده «كتوني سفيد» از كجا شكل گرفت؟
«كتوني سفيد» قصه جمعي از تعدادي از بچههاي كتوني به پا است كه تلاش ميكنند تا آينده بهتري را براي خود رقم بزنند و اينجا به لحاظ فكري و جسمي در شرايط پرورش قرار ميگيرند، عامل محركه اين موضوع، مردي است كه در اول داستان با كتوني سفيد وارد يك شهر ميشود و اولين ارتباطات را با آن بچهها دارد و موجب ميشود، تحرك و خوب فكر كردن و خلاق بودن و شجاعت جزئي از وجود بچهها شود. بچهها با اين مرد همراه ميشوند و در اين همراهي خودشان هم به لحاظ فكري و جسمي رشد ميكنند. تا زماني كه شروع كردم به داستاننويسي يعني از 18 سالگي دائما در حال بازنگرياش بودم و فقط به بازي و بازيگوشي فكر ميكردم و حتي در دانشكده هم اين بازيگوشي همراه بود اما در اين شش سال سينما تبديل شده است به كار من و كمتر ميگذارد كه بازيگوشي كنم ضمن اين كه وقايعي در گذشته بوده كه يك خط و خطوطي از آنها در فيلمهاي من است و اگر بچهها، «پروانهها بدرقه ميكنند» و« قاصدكها در باد ميرقصند» را ببينيد به نحوي زندگي خودم و محيط هاي كه در آن بزرگ شدم، قابل مشاهده است، «كتوني سفيد» هم موضوعش اين است كه من هميشه با معلمان ورزش رابطه خوبي داشتهام.
در مورد شكل گيري فيلمنامه «كتوني سفيد» بايد بگويم كه من چون اهل فوتبال هستم و به بازي و فوتبال از بچگي علاقه داشتهام، يك بخشي اش بازيگوشي است در فيلمسازي و اين ها يك نوعي مكمل هم هستند. من هميشه در ذهنم بود كه يك مدرسه اي كه بچهها هر روز در آن جمع مي شوند يك فضاي متحركي با رشد ديگري داشته باشد. من خودم در دوران تحصيل در مدارس مختلف بودم و هميشه فكر ميكردم كه شايد اگر شكلهاي تازهاي از پرورش و آموزش شكل بگيرد، مفيدتر باشد و بچهها استقبال بهتري را از دوران خوب نوجواني ميكنند بنابراين هميشه دوست داشتم اين موضوع را در فيلمي ببينم و با حضور عوامل خوب سينما به خصوص تهيه كننده فيلم كه حمايت مادي و معنوي خوبي از اين پروژه كرد توانستم «كتوني سفيد» را بسازم و بسيار خوشحالم از اين كه اين اتفاق رخ داد و در شرايط خوبي اين فيلم را توليد كردم. آنچه كه در بضاعت من بود، همين است و فكر ميكنم سكانسهاي قابل دفاعي هم در فيلم وجود دارد كه به اعتقاد من «كتوني سفيد» تقريبا با همه نوع تماشاگر كودك و نوجوان و خانوادههايشان ارتباط مناسبي برقرار ميكند كه البته واكنش تماشاگر كودك و نوجوان برايم بسيار مهم است.
شما فيلمي ساختهايد كه به تعبير خودتان با همهگونههاي سني كودك و نوجوان، ميتواند ارتباط مؤثري برقرار كند، اما خيلي دوست دارم بدانم ساخت فيلم كودك براي كارگرداني مثل شما كه تجربه ساخت دو فيلم كودك ديگر هم داشتهايد، دغدغه است يا در شرايط و به دليل مناسبات حاكم بر سينما، در حال حاضر ترجيح ميدهيد فيلم كودك بسازيد؟
«كتوني سفيد» از اين حيث مخاطب مختلفي دارد كه داستان درام به گونهاي است كه شخصيتهاي مختلفي بار درام را به دوش ميكشند، حضور اينها و يك داستان كلي كه با حضور معلم «كتوني سفيد» و حضور در محل كارش مدرسه سعادت شروع ميشود. مدرسه سعادت همان مدرسه خوشبختي بچههاي فيلم است كه با حضور ما اين نوع تفكري كه معلم براي آنها به ارمغان ميآورد، شكل تازهاي پيدا ميكند.
اين موضوعات خيلي دروني است و من فكر ميكنم گذشته من هم ميتوانست به همين شكل رقم بخورد و بهتر باشد و يك مجموعهاي داشته باشيم كه به سمت خلاقيت حركت كند. اين درونمايه باعث ميشود تا همه نوع مخاطب را درگير كنيم، به اعتقاد من در حال حاضر سينماي كودك با خانوادهها معنا پيدا ميكند به دليل اين كه يك كودك به تنهايي نميتواند به سالن سينما بيايد، اين سينماي خانواده است كه بايد به آن شكل داده شود و در بخشي از اين سينماي خانواده در واقع سينماي كودك و نوجوان است. با توجه به اين كه من خودم چندين داستان در مورد كودكان نوشتهام و چند مجموعه تلويزيوني و سه فيلم سينمايي براي كودكان ساختهام كه تقريبا درونمايه مشابهي به لحاظ انساني دارد، طبيعتا پرداختن به اين سينما براي من يكي از دغدغههاي فيلمسازيام خواهد بود و به نظر من دغدغه در اين نوع سينما حرف اصلي را ميزند و خارج از معيارهاي زندگي هنري است اما به اعتقاد من، سينماي كودك، سينمايي است كه وظايف سختي را بر عهده فيلمساز واگذار ميكند تا يك فيلم شكل بگيرد. يعني يك داستان سالم، آموزنده و اين كه فيلم كوچكترين نكته منفي آموزشي نداشته و به دور از جهتگيري باشد، در اين شرايط، بايد فيلمسازي كودك دغدغهاي باشد كه فيلمساز بتواند سختيهاي كار را تحمل كند.
با اين توضيح، فكر ميكنم ميشود در مورد كليت سينماي كودك بيشتر صحبت كنيم، در دهه 60 كه به تعبيري دوران اوج سينماي كودك كشورمان است. فيلمسازان موفقي در اين عرصه فعاليت داشتهاند كه در سالهاي اخير بنا به دلايل مختلف تمايل به حضور در اين عرصه را نداشتهاند. با اين پيشفرض به نظر شما چه اتفاقي در سينماي كودك افتاده است كه آن فيلمسازان كه روزگاري سرمايههاي سينماي كودك به حساب ميآمدند، امروزه به هر دليلي، سينماي كودك دغدغهشان نيست؟
مسيري كه من به شخصه براي خودم تعريف كردهام، اين است كه همواره فيلم كودك خواهم ساخت اما بعضي اوقات هم از حوزه دشوار سينماي كودك به لحاظ توليدي و محتوايي خارج ميشوم. در سينماي كودك بايد براي بچهها حرف داشت و بايد خيلي درست در اين حوزه فكر كرد، به اين دليل كه كودكان خيلي سريع تأثير ميپذيرند و اين تأثير بيروني ميشود. سينما محصول شگفتانگيزي است كه كودكان و نوجوانان بيشترين تأثير را از آنان ميپذيرند و به همين دليل، خيلي سخت است كه در يك دايره محدودتر كاري به نام سينماي كودك كار كرد. به شخصه طبيعتا فيلمهايي را خواهم ساخت كه براي كودكان نيست چون هميشه نميتوانم در اين عرصه بمانم اما وظيفه داشتم كه تجربيات خودم را به صورت داستاني و سينمايي در اختيار بچهها بگذارم كه امكان دارد اين تجربه ادامه پيدا كند و با فيلمهاي متنوع و با توجه به اين كه به سمت سينماي فانتزي تمايل دارم، فيلمهاي بهتري را براي بچهها بسازم. در حال حاضر، شرايط جنبي ساخت فيلمهاي فانتزي در كشور فراهم است اما بايد حمايتهاي بيشتري انجام شود چرا كه بچهها شايسته اين حمايت هستند و فيلمسازان ديگر هم نيازمند اين حمايت هستند.
به شخصه فعاليت در حوزه سينمايي كودك را ادامه خواهم داد ولي فيلمهايي را هم خواهم ساخت كه يك مقدار از اين شرايط دشوار تقريبا نجات پيدا كنم. اين شرايط دشوار باعث شده است تا ديگر خيلي از كارگردانان اين عرصه فيلم كودك نسازند و حتي به آن ديگر فكر نكنند كه متاسفانه در بخشي از سينماي كشور فكر مي شود ساخت فيلم كودك آسان تر است اما به اعتقاد من اين طرز تفكر اشتباه و سينماي كودك هم اقتصاد و هم بار آموزشي و تربيتي اش و از طرف ديگر وجود درامي كه بتواند بچه هاي را سرگرم كند كار بسيار مشكلي است و شايد به همين دليل اين كارگردانان از اين عرصه خارج شدهاند. همچنين به اعتقاد من، اگر وضعيت اكران فيلمهاي كودك، سازوكار مناسبتري پيدا كند، فكر ميكنم كارگردانان با آغوش باز بيشتري به سمت ساخت فيلم كودك گرايش پيدا كنند.
شما در صحبتهايتان به ساخت فانتزي در ژانر كودك اشاره كرديد، به عنوان يك كارگردان فكر ميكنيد سينماي ما در حال حاضر توانايي توليد فيلم فانتزي را براي بچهها دارد؟
سينماي فانتزي يك نوع سينماي گسترده و حجيم است كه امروزه بخش زيادي از هنر- صنعت سينما را تحتتأثير خودش قرارداده است، ما امكانات بالقوهاي را دراين زمينه داريم اما براي بالفعل شدن نياز به جدي گرفتن يكسري دانشهايي داريم. اين دانشها باعث ميشود تا يك پلارتباطي باشيم و شرايط خودمان را به شرايط گستردهتري درعالم سينما برسانيم، يعني درفضايي فعاليت كنيم كه مخاطب جهاني داشته باشيم. امروز دغدغه خيلي از خانوادهها آموزش و تربيت بچهها است و اين كه دركتاب سرگرمي چيزهاي خوبي را بياموزند. همه اين پتانسيل دركشور ما موجود است اما زمينهاش اين است كه از نظر تكنولوژي سينما پيشرفت كنيم، تكنولوژي سينما هم درحال حاضر با توجه به اين كه دوران گراني را طي كرد، دارد به سمتي پيش ميرود كه احتياج به صرف هزينه كمتري نسبت به گذشته است، يعني ميشود با هزينه كمتري به تمامي امكاناتي كه درجهان موجود است، مجهز شد اما جامعه سينمايي، بايد اين را باور داشته باشد كه اگر سينماي كودك و نوجوان متنوع شود و پيشرفت كند، بالطبع سينماي ما هم پيشرفت خواهد كرد. اتفاقا من قضيه را پيشرو ميبينم از اين جهت كه با مخاطب خوبي را در درجه اول آموزش مي دهيم، چرا كه مخاطب كودك و نوجوان مخاطب فرداي سينماي ايران است و از اين جهت، خيلي مهم است كه بدانيم در دهه آينده سينماي ملي با چه مخاطباني مواجه است. مسئله بعدي اين است كه درون سينماي كودك بايد آميخته با رنگ، نور ، فانتزي و هيجان باشد، اگر بخواهيم به اين مؤلفهها برسيم، لازمهاش رسيدن يك پيشرفت در سينما است تا صحنههاي خلاقانه و وسيعي را از تاريخ و گذشتهمان خلق كنيم.
اگر خودتان بخواهيد روزي فانتزي بسازيد، فكر ميكنيد چه چيزي از فانتزي را كودكان ما ميپسندند؟
من يكي دوطرح دراين زمينه دارم كه با بهرهگيري از تكنولوژي ديجيتال و استفاده از شرايط محيطي كشور قابل اجرا است. به عنوان مثال: «رنگين كماني بعد از بارش باران پيدا ميشود و از دل اين رنگين كمان هفت كودك پيدا مي شوند و درحالي كه يك مساحتي را دايرهوار حركت ميكنند به زمين تزريق ميشوند». اين سكانس را بايد از كودكان و نوجواناني بهره بگيريم كه توانايي طي مسافت زيادي از طريق حركات آكروباتيك داشته باشند و پسزمينههاي خيلي شفاف و مدرن ديجيتالي بسازم و از طبيعت بكر ايران هم مدد بگيرم تا اين سكانس ساخته شود. همه شرايط اين سكانس را ميشود فراهم كرد اما سعي و انرژي كه يك فيلمساز بايد به خرج دهد خيلي زياد است. اينها موضوعاتي است كه من به آن علاقه دارم و شايد در آينده سكانسهايي متنوع و تازهاي را با محوريت فانتزي در سينما دنبال كنم.
اگر موافق باشيد، برگرديم به فيلم «كتوني سفيد»، شما موضوعي را براي درونمايه فيلمتان قرار داديد كه به راحتي ميتواند با بچهها ارتباط برقرار كند. فكر ميكنيد استقبال بچهها از اين فيلم چگونه خواهد بود؟
من مطمئن هستم اگر اين فيلم خوب اكران شود، با استقبال روبه رو خواهد شود. «كتوني سفيد» فيلمي است كه 80 تا 90 درصد مخاطبان از ديدن آن راضي خواهند بود و پيش نخواهد آمد كه مخاطبي باشد و سالن سينما را ناراضي ترك كند. من در جشنوارههاي فجر و كودك اين موضوع را ديدم كه مخاطب تا پايان فيلم در سالن سينما ميماند. دوست دارم اكران اين فيلم اجازه دهد در جريان اين ديده شدنها، ما هم بهتر ديده شويم و به اعتقادم، فيلم ديدن در كنار تماشاگران به خصوص كودكان بهترين آموزش براي يك فيلمساز كودك است.
«كتوني سفيد» تاكنون در چندين جشنواره حضور داشته، بازخورد مخاطبين چگونه بوده است؟
نسخه ناتمام «كتوني سفيد» در جشنواره بيست و ششم فيلم فجر حضور داشت و در روزهاي آخر جشنواره، يك اكران داشتيم. بازخورد اين اكران محدود، راهي را به من نشان داد تا نسخه كامل آن را به جشنواره كودك ارايه دهم و انشاءالله، فيلم براي حضور در چند فستيوال خارجي هم شركت كند. البته دو فيلم قبلي من هم در جشنوارههاي مختلف حاضر بودند، اما «كتوني سفيد» قدم بهتري در فيلمسازي من است ضمن اين كه نكتهاي كه مدنظر من است، قطعا جلبنظر جشنوارهها نيست، چرا كه من در فيلم از موضوعات مربوط به آموزش و پرورش صحبت كردهام كه برايم بسيار مهم هستند.
و صحبت پاياني....
من در ذهنم توسعه را از طريق بچهها ميبينم و جشنوارهاي نظير كودك و نوجوان جايي است كه كانون شكلگيري اين توسعه ميتواند باشد، يعني اگر بضاعت سينماي كودك در اين جشنواره حضور دارد، از سوي ديگر كانون گفتوگو با بچهها است و كانون بازتاب ذهني كودكان را ميتوانيم دريافت كنيم و از اين نظر، يك بار آموزشي ميتواند براي فعالان حوزه كودكونوجوان داشته باشد. به همين دليل به اعتقاد من بايد به بارهاي آموزشي جشنواره توجه بيشتري شود.
در پايان هم از تهيهكننده كار، جهانگير كوثري كه در طول ساخت پروژه واقعا جسارت به خرج داد، از حسين ياري و باران كوثري كه با بازي خوبشان در پيشبرد كار بسيار كمك كردند و از تمام عوامل پشت صحنه «كتوني سفيد» تشكر ميكنم.
|