قربانی به نام «افشین قطبی»
سرمايه , جمعه 4 ارديبهشت 1388 - ساعت 23:51

حالا اکثریت علاقه مندان فوتبال ایران نفسی به راحتی کشیده اند چراکه احساس می کنند فردی که لیاقت این سمت را داشته روی نیمکت تیم ملی ایران نشسته است.

 

امیرصدری: افشین قطبی انتخاب خوبی است، او در مدت حضورش در ایران نشان داد از همتایان صددرصدبومی خود، حداقل عقب نیست. برگ برنده قطبی محبوبیتی است که شاید بیش از عوامل مربوط به داخل زمین ناشی از عوامل بیرونی باشد، در واقع رمز «محبوبیت» او «اخلاق» او است. حالا اکثریت علاقه مندان فوتبال ایران نفسی به راحتی کشیده اند چراکه احساس می کنند فردی که لیاقت این سمت را داشته روی نیمکت تیم ملی ایران نشسته است. اما یک نگرانی عمده وجود دارد و آن هم این است که آیا افشین قطبی می تواند در نقش «نجات دهنده» فوتبال ایران عمل کند یا او هم دچار اتفاق هایی که برای امیر قلعه نویی و علی دایی (و به نوعی محمد مایلی کهن) افتاد، می شود و «قربانی» بعدی این سیستم خواهد بود.فوتبال ایران دوره نزول خود را طی می کند و این از نتایج بازی های باشگاهی و ملی آشکار است. حالا تنها امید علاقه مندان به فوتبال ایران برای فرار از غم شکست ها راه یافتن به جام جهانی است؛ کاری دشوار برای سه بازی در ماه آینده. افشین قطبی که چند ماه کاملاً از جریان فوتبال ایران دور بوده حالا حدود یک ماه فرصت دارد تا تیمی نزول کرده و ضربه خورده از لحاظ روحی را آماده حضور در سه بازی سخت کند. جالب اینجاست که افشین قطبی می خواهد از سلاح محبوبیت خود برای بازسازی تیم ملی استفاده کند اما مساله اینجاست که از سه بازی پیش رو دو بازی مهم در خارج از خانه برگزار خواهد شد و تنها بازی تهران هم حریفی بی امید پیش روی ما است که شاید حتی بدون حضور یک تماشاگر در استادیوم آزادی هم می توان این تیم را شکست داد. پس کار افشین قطبی در این مقطع بسیار سخت است چرا که باید بدون تکیه بر حمایت تماشاگران پرشمار و متعصب در دو بازی خارج از خانه مقابل دو مدعی جدی صعود، با نفراتی که این روزها از لحاظ جسمانی و روحی اصلاً در شرایط خوبی نیستند چهار (یا ترجیحاً شش) امتیاز بگیرد اما اگر افشین قطبی موفق به این کار شود چه برخوردی با او خواهیم داشت؟ قطعاً او را در چشم یک «منجی» به عرش خواهیم برد و زمینه را برای زمین خوردن محکم تر او در آینده آماده خواهیم کرد (تازه اگر مسوولان بلندمرتبه کشور بپذیرند که یک ایرانی- آمریکایی یا آمریکایی- ایرانی در جام جهانی روی نیمکت تیم ملی ایران بنشیند) و اگر هم موفق نشود که او را مثل امیرقلعه نویی و علی دایی به مهره ای سوخته در این فوتبال بدل کرده ایم. افشین قطبی شاید انتخاب خوبی باشد، اما مساله این است که شاید این مقطع زمانی خوبی برای به کار گرفتن او در این سمت نباشد. انتخاب او از اضطرار انجام شد و حتی یک فرصت بیش از دو هفته ای تلف شد تا محمد مایلی کهن به این سمت انتخاب و سپس به شکلی غریب کنار گذاشته شود. مشخص است که او گزینه اصلی مدیران و تصمیم گیرنده های این حیطه نبوده و صرفاً در جهت آرام سازی افکار عمومی در این روزهای پرتنش انتخاب شده است. حالا نگرانی این است که افشین قطبی مثل امیر قلعه نویی و علی دایی وارد بازی باخت- باخت شده باشد؛ بازی که در آن اگر پیروزی تیم ملی رقم بخورد سرمربی آن در قالب «منجی» و «قهرمان» شناخته خواهد شد که ضربه پذیرترش می کند (در مورد قلعه نویی و دایی تصور کنید آنها نتیجه مثبتی در تیم ملی می گرفتند، آیا حس غرور آنها بیش از حد نمی شد؟ آیا منتقدان آنها بیشتر کمر همت نمی بستند که آنها را از اوج به پایین بکشند؟) و اگر شکست تیم ملی رقم بخورد، این سرمربی خواهد بود که «قربانی» آن شکست خواهد شد. فوتبال ایران مشکل مدیریت و مشکل سیستماتیک دارد، مربیان اما می آیند و می روند، برای آرام کردن جو، برای کاستن از انتقادها، برای فرار از پاسخگویی مستقیم مدیران در مورد شکست ها ، ناکامی هاو... در این سناریو مربی- خواه برنده، خواه بازنده- فقط یک قربانی است. شاید در این روزها که همه به استقبال «امپراتوری» که مرتب از «شیر» و «دل شیر» رفته اند اینگونه موضع گیری کردن غیرعقلانی به نظر برسد، اما بازخوانی تاریخ نزدیک باز هم مزه تلخی را به زیر زبان می آورد...




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news130028.html