پخش سریالهای كرهای در سالهای اخیر و استقبال از این آثار از سوی مخاطبان و مسوولان سیما پرسشهای مختلفی در ذهن كارشناسان تلویزیونی و رسانهای ایجاد كرده است كه: چرا این سریالها در مدت كوتاهی از پخش با استقبال فراوان مواجه میشوند، چرا نمایش آنها موجی رسانهای ایجاد میكند و در نهایت اینكه از پیامدهای پخش چنین سریالهایی در داخل كشور، چگونه میتوان استفاده كرد؟
ساخت سریالهای تاریخی در كشور ما روالی عادی و معمولی نیست. معمولا درصد اندكی از كارگردانها امكان ساخت سریالهای تاریخی را پیدا میكنند و در میان آثار ساخته شده نیز همه آنها به یك اندازه موفق نیستند. از طرف دیگر ساخت چنین سریالهایی معمولا مراحلی پیچیده و طولانی را پشت سر میگذارد و در نهایت نیز در تعداد قسمتهای محدودی حداكثر ۴۰ قسمت از تلویزیون پخش میشود. اما این روال درباره سریالهایی كه این روزها قلب و ذهن مخاطبان را تسخیر كرده، كاملا معكوس است.
در سریالهای تاریخی از جنس جواهری در قصر و افسانه جومونگ مخاطبان شاهد ساخت و ساز عظیم و پیچیدهای نیستند و همه چیز در فضایی استودیویی شكل مقابل دوربین میرود و به جای تلاش برای خلق فضایی كاملا واقعی، توجه سازندگان اثر معطوف به نمایش جنبههایی از داستان است كه برای مخاطبان عام جذاب و دوست داشتنی است. پرداختن به داستانهایی با محتوای عشق و حماسه، توجه به جنبههای مختلف زندگی عادی همچون ساخت شمشیر، خرید جنس، احتكار و...، استفاده از توان طراحان صحنههای رزمی و متخصصان جلوههای ویژه، توجه به زیبایی تصویر، توجه جدی به مقوله زیباییشناسی تصویری و... برخی از ویژگیهایی است كه در این سریالها بارها و بارها رخ داده و ناخودآگاه مخاطب را محسور خود كرده است. كافی است به این مساله دقت كنید كه در اغلب سریالهای تاریخی ایرانی بخش مهمی از وقایع و رویدادها در كاخ حكومتی اتفاق میافتد، اما در همین كاخ نیز حاكم همیشه شكل ثابتی دارد و همواره با حضور در بخش شاهنشین كاخ خود، به صدور دستورها و فرمانها میپردازد و هیچگاه او را در اندرونی و خلوت خود نمیبینیم.
حتی وقتی در ساعتهای پایانی شب كه حاكم قاعدتا باید در كاخ خود در حال استراحت باشد شخصی سراغ او میآید و او با لباسی آماده و حتی دستار و سربند و نشسته با مخاطب خود سخن میگوید، اما چنین تصویری كمتر در سریالهای اینچنینی رخ میدهد و پرداختن به زندگی و جزئیات اصل اول كار است.
*داستان خوب كم نداریم
مهرزاد دانش، منتقد سینما و تلویزیون در گفتگو با ایسنا با بیان این مطلب كه «مخاطب ایرانی آسانپسند شده و از هر موقعیت نهچندان جذاب هم استقبال میكند.» میگوید: سریالی مانند افسانه جومونگ فقط با قصهای سرراست و چند موقعیت نهچندان باخلاقیت، بیننده را به خود جذب كرده و البته در كشورهای زیادی نیز با استقبال مخاطبان روبهرو شده است.
دانش در این گفتگو اضافه میكند: در ادبیات كهن و ادبیات معاصر ایران، داستانها و حكایتهای بسیار زیادی وجود دارد كه میتواند مخاطب تلویزیون را جذب كند؛ اما برگرداندن آنها به زبان سینمایی از اهمیت زیادی برخوردار است.در همین زمینه پوران درخشنده كارگردان سینمای ایران نیز در گفتگو با ایسنا با اشاره به این مطلب كه: «داستان خوب كم نداریم، اما مقداری درایت و مدیریت لازم است كه آنها به سریالهای خوب و جذاب تبدیل شوند.»
میگوید: نویسندگانی هستند كه اگر دور هم جمع شوند، میتوانند با انجام یك فعالیت تیمی، متنهای خوبی در این زمینه بنویسند. آنان اگر بدرستی انتخاب و مدیریت شوند میتوانند آثاری جذاب و متناسب با فرهنگ ایرانی خلق كنند... اگر فیلمنامهنویسان خوب را برای ساخت داستانهای ایرانی گردهم آوریم و شرایطی را برای آنها فراهم كنیم كه بتوانند با خلاقیت كار كنند و غم نان نداشته باشند، نتیجه خوبی حاصل میشود.
به نظر میرسد این روزها دستگاههای فرهنگی و پژوهشی ما آنچنان كه باید به تحلیل این ماجرا نمیپردازند و برخی از آنها نیز در موج نمایش و پخش این سریال گرفتار شدهاند. آیا میتوان امیدوار بود دستاندركاران این امر در سیما با پژوهشی دقیق در این زمینه راههایی برای الگوبرداری از چنین آثاری پیدا كنند؟
|