پسری که از اتهام کشتن یک سرباز تبرئه شده بود با اعتراض خانواده داغدار به رای ، بار دیگر در دادگاه کیفری تهران محاکمه می شود.
بامداد نهم مرداد 1384 وقتی خبر ناپدید شدن مرموز سرباز 24 ساله به نام «محمد رشید» در یک پادگان نظامی «حسن آباد» تهران به فرمانده اش رسید پلیس پایتخت در جریان ماجرا قرار گرفت و تلاش برای پیداکردن او آغاز شد.
شش روز بعد جنازه سرباز نگون بخت داخل قیر مذاب اطراف منطقه نظامی پیدا و با دستور قضایی به پزشکی قانونی فرستاده شد.
بررسی های پزشکی قانونی ، علت اصلی مرگ «محمد رشید» را ضربه مغزی نشان می داد و به همین دلیل چند نفر از دوستانش تحت بازجویی قرار گرفتند.
در آن بین «ذبیح ا...» 23 ساله که شامگاه هشتم مرداد 1384 نگهبان بود اظهار داشت : آن شب در اتاقک نگهبانی ، سر پست بودم که «محمد» به سراغم آمد و شوخی کرد.یک لحظه او را هول دادم که سرش به سنگ خورد و بی هوش شد.من که خیلی ترسیده بودم جنازه را کولم گرفتم و اطراف پادگان در قیر انداختم.
به دنبال اعتراف های وی ، پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و «ذبیح ا...» در شعبه 71 به ریاست قاضی «نورا... عزیز محمدی» پای میز محاکمه ایستاد.
در آن نشست ، علیدلداری (نماینده دادستان) کیفرخواست را خواند و برای «ذبیح ا...» اشد مجازات خواست.
سپس پدر و مادر داغدار در جایگاه ویژه قرار گرفتند و برای متهم ، حکم مرگ خواستند.
نوبت دفاع به «ذبیح ا...» که رسید مدعی شد آنچه گفته دروغ بود و بی گناه است.
* قاضی : در بازجویی ها اعتراف کرده ای ناخواسته دوستت را هول دادی و پزشکی قانونی هم ضربه مغزی را تایید کرده است.در این باره چه می گویی؟
*متهم : نه ؛ قسم می خورم در این ماجرا نقشی نداشتم .
با پایان حرف های متهم ، هیئت قضایی وارد شور شد و نظر به مدرک های موجود «ذبیح ا...» را از اتهام آدمکشی تبرئه کرد.
رای اما به خاطر برخی ایرادهای قضایی به تائید دیوان عالی کشور نرسید و پرونده به شعبه 71 برگردانده شد.قرار بود امروز بار دیگر «ذبیح ا...» پای میز محاکمه بایستد که این نشست به خاطر غیبت او تشکیل نشد. |