مردي که متهم است نوجواني را که به خانه اش آمده است و قصد داشته با همسرش رابطه نامشروع برقرار کند به قتل رسانده از سوي هيات قضات به پرداخت ديه محکوم شد.
دوم تيرماه سال 86 مردي با ماموران پليس تماس گرفت و مدعي شد پسر نوجواني را در خانه اش به قتل رسانده است. او از ماموران خواست هر چه زودتر به خانه اش بروند.
دقايقي بعد پليس در محل حاضر شد و کارآگاهان جسد غرق در خون نوجواني را که لباس خانه به تن داشت، مشاهده کردند. به دستور بازپرس جسد به پزشکي قانوني انتقال يافت و جواد- متهم - براي بازجويي هاي بيشتر به پليس آگاهي انتقال يافت. وي در تحقيقات به ماموران گفت؛ مقتول را نمي شناسد و از اينکه او براي چه وارد خانه اش شده بود، خبر ندارد.
تحقيقات نشان داد همسر جواد از مدتي قبل با مقتول که «ح» نام داشت، ارتباط داشته و شوهرش از اين ارتباط بي خبر بود تا اينکه روز حادثه زماني که براي انجام کاري سرزده به خانه برگشت با «ح» مواجه شد و او را در يک درگيري به قتل رساند.
هر چند متهم ادعا کرد قصد قتل نداشته و مرگ حبيب يک اتفاق بوده است، کيفرخواست به اتهام قتل عمد براي وي صادر شد و پرونده در اختيار هيات قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران قرار گرفت.
محمد شادابي نماينده دادستان روز گذشته در جلسه محاکمه جواد در جايگاه حاضر شد و در توضيح کيفرخواست گفت؛ جواد در حالي که مي توانست ماموران را خبر کند مرتکب قتل شده است و با توجه به تقاضاي اولياي دم درخواست صدور حکم قانوني را دارم.در ادامه برادران مقتول به وکالت از پدر و مادرشان براي متهم تقاضاي صدور حکم قصاص کردند. سپس به دستور قاضي عزيزمحمدي متهم در برابر قضات قرار گرفت.
وي در توضيح جنايتي که مرتکب شده بود، گفت؛ اتهام قتل عمد را قبول دارم اما قصد آدمکشي نداشتم.
وي سپس ماجراي قتل را تشريح کرد و گفت؛ مدتي بود متوجه رفتارهاي مشکوک همسرم شده بودم. شب حادثه من براي صرف شام به خانه رفتم. خيلي سريع شام خوردم. لباسم را پوشيدم که از منزل بيرون بروم. همسرم از من پرسيد کجا مي روي. جواب دادم يکي از اقوام فوت شده و مي خواهم به مراسم ختم بروم. از خانه بيرون آمدم و به همسرم گفتم ديروقت برمي گردم. تازه به راه افتاده بودم که همسرم با من تماس گرفت و دوباره پرسيد کي به خانه مي آيم. باز هم تاکيد کردم ديروقت برمي گردم او چندين بار اين سوال را از من پرسيد. فهميدم قصد دارد موضوعي را پنهان کند. به همسرم چيزي نگفتم اما بلافاصله از سر راه برگشتم. لحظاتي بعد وارد خانه شدم و ديدم چادر و کليد همسرم دم در است. او زماني اين وسايل را آنجا مي گذاشت که بيرون رفته باشد. وارد خانه شدم. هر چه همسرم را صدا زدم جواب نداد. بچه ها هم خواب بودند. صداي شير آب از حمام شنيدم. به سمت حمام رفتم و ديدم همسرم در حمام است و به شدت رنگش پريده و بريده بريده حرف مي زند. رفتارش نشان مي داد اتفاقي افتاده است. مرتب من را صدا مي کرد و مي گفت شير آب خراب است و بايد آن را درست کني. اطراف را نگاه کردم و ديدم وسايلي که در انباري بالاي حمام مي گذاشتم همه روي زمين است. انباري ما در بالاي حمام قرار داشت. من پرده انباري را کار زدم و ديدم جواني در آنجاست. او را پايين کشيد. او به من حمله کرد و در يک لحظه چاقويي را از آشپزخانه برداشتم و به او حمله کردم و وي را زدم. در اين حين همسرم بچه ها را برداشت و فرار کرد. من هم با پليس تماس گرفتم و گفتم چه اتفاقي افتاده است.
سپس همسر متهم در جايگاه حاضر شد. وي گفت؛ مدتي بود حبيب مزاحم من مي شد. از آنجايي که شوهرم مرد شکاکي بود نمي توانستم به او بگويم چه اتفاقي افتاده است. به همين خاطر با برادر بزرگ حبيب تماس گرفتم و از او خواستم جلوي رفتارهاي حبيب را بگيرد و ديگر مزاحم من نشود. با اين حال حبيب به کارهايش ادامه مي داد و مرتب به خانه ما تلفن مي کرد. شب حادثه بعد از اينکه شوهرم از منزل بيرون رفت براي چند دقيقه يي جلوي در رفتم. حبيب را ديدم که در خيابان ايستاده بود و به خانه ما نگاه مي کرد. از من خواست اجازه دهم وارد خانه شود. من هم عصباني شدم و مخالفت کردم.
زن جوان ادامه داد؛ يک دفعه به طرف من حمله کرد. مرا به در کوبيد. وارد خانه شد و با چاقو سراغ فرزندانم رفت. من هم که به شدت ترسيده بود به او گفتم آرام باش تا با هم صحبت کنيم. حبيب در خانه ما بود و داشتيم با هم حرف مي زديم که شوهرم آمد. من هم براي اينکه مشکلي پيش نيايد به داخل حمام رفتم و از حبيب خواستم خودش را در انباري مخفي کند اما شوهرم متوجه شد و درگيري بين آنها اتفاق افتاد.
وي افزود؛ قرار بود من و حبيب با هم فقط تلفني ارتباط داشته باشيم اما حبيب به خانه من مي آمد و برايم مزاحمت ايجاد مي کرد.
پس از پايان جلسه دادگاه، هيات قضات وارد شور شدند و با توجه به اينکه متهم توانست ادعاي خود را ثابت کند وي را به پرداخت ديه به اولياي دم محکوم کردند.
اين در حالي است که همسر اين مرد پيش از اين به اتهام رابطه نامشروع محاکمه و به 99 ضربه شلاق محکوم و حکم وي بعد از قطعي شدن اجرا نيز شده بود. |